تبليغاتX

Se7eN Vision Team

 

 آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

 از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

 تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

 شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

م.ا

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 27 دی1386 و ساعت 15:18 |

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

واقعه عاشورا دستمایه ای غنی برای هنر و ادبیات شیعی

حقيقت اين است كه واقعه عاشورا چنان شگفت، فوق العاده بزرگ، باشكوه، حماسى و زيباست، كه به خلاف حماسه هاى ملى و قومى و نژادى، اصلاً نيازى به افزودن شاخ و برگ به آن و در آميختنش با تخيل و آمال و آرزوهاى بازگوكنندگان، براى هر چه جذاب تر شدن، نيست. به عكس، قهرمانان آن، در چنان ارتفاعى از معنويت، انسانيت و بزرگى ايستاده اند، كه بزرگترين و اصلى ترين اهتمام بازگوكننده، اگر همين باشد كه آنان و اعمالشان را، همان گونه كه بوده اند وصف كند، به وظيفه خود عمل كرده و اجرخويش را برده است. با اين همه، عمده ذاكران، در همين كار نيز به شدت احساس عجز كرده و آشكارا به اين ناتوانى اعتراف كرده اند. اما، به مصداق ضرب المثل «آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگى بايد چشيد» و به قصد قربت و نيت ثواب هم كه شده، قدم در اين راه نهاده و قلمى زده اند.

اين جريان به حدى فراگير و همگانى بوده، كه بى كمترين ترديد مى توان گفت كه در طول تاريخ شيعه، هيچ حادثه و مراسم مذهبى، به اندازه واقعه عاشورا، ذهن و دل مردم را به خود مشغول نكرده است.
اما واقعه عاشورا اگر از منظر آسمانى، همه حماسه است، از نگاه دنيايى و انسانى، يك تراژدى محض است.

پايان واقعه عاشورا، شهادت همگى مردان و جوانان- حتى پيران و نوجوانان و حتى يك پسر شيرخواره- و اسارت زنان و كودكان مربوط به طيف قهرمان است. در تاريخ ادبيات جهان، شايد هيچ حماسه اى را نتوان يافت كه پايان آن، تا بدين پايه تلخ و سوگ آميز باشد. و حماسه، چون چنين «سوگ انجام» شد، تبديل به نوعى تراژدى (سوگنامه) مى شود؛ كه خود يك نوع باستانى ديگر ادبى است. اگر در تراژدى، تقدير شوم گريز ناپذير، موقعيتى تلخ و دشوار را بر قهرمانان تحميل مى كند، در اين جا، اين جبر، ناشى از شرايط تاريخى و اجتماعى حاكم بر سرزمين هاى اسلامى، و در مقابل، احساس تعهد دينى و انسانى امام حسين(ع) و ياران اوست كه چنين شرايط دشوارى بر ايشان تحميل مى شود.

اما امام و ياران و خانواده اش نيز، همانند قهرمانان تراژدى هاى كهن، حتى در اين شرايط تلخ و دشوار، ذره اى از آن اوج و رفعت معنوى خود فرود نمى آيند و بى نشان دادن كمترين ضعف، تا آخرين نفس، در برابر اين جبر مى ايستند، و مغلوب و مقهور آن نمى شوند. براى آنان آسان است كه خواسته به ظاهر ساده دشمن را بپذيرند، و به بهاى مرگ روح، زندگانى تن را حفظ كنند. اما هيهات كه آنان چنين ذلتى را بپذيرند! پس، جسم را فداى عزت و آزادگى روح مى كنند. اينجاست كه آن عمل شگرف، كه لازمه و اساس تراژدى است، صورت مى پذيرد؛ و به واقع، اراده آزاد انسان، با انتخاب شايسته خود، سبب رستگارى او مى شود.
با اين رو، واقعه عاشورا، اينها همه را دارد، ولى همه، اينها نيست. بلكه داراى يك سلسله ويژگى هاى اضافى خاص خود نيز هست. پس، در بيان نمايشى نيز، قالب ابداعى ويژه خود را مى طلبد، بنابر اين، «تعزيه» پديد مى آيد؛ كه از هر جهت، بديع، خاص و بى بديل است. اما مدت ها بايد بگذرد و مقدماتى بايد طى شود، تا اين هنر برجسته مركب شيعى، شكل كامل و نهايى خود را بيابد:


رايج ترين قالب ادبى زمانه وقوع حادثه عاشورا در بلاد عرب نشين، شعر است. پس، ادبيات، نخست از طريق قالب شعر، از اين واقعه تأثير مى گيرد و آن را در خود بازتاب مى دهد و در حافظه تاريخ، ماندگار مى سازد. اين اشعار كه متضمن بيان واقعه عاشورا و زبان حال شهيدان و اسيران اين عرصه است، هنگامى كه از سر سوز دل و سويداى جان، توسط مويه گران خوش صدا خوانده مى شود، مبدل به «نوحه» مى شود؛ كه از نخستين هنرهاى نمايشى اسلامى، خاصه شيعى است. از اينجاست كه مداحان و مرثيه گران اهل بيت، در كنار واعظان روايتگر واقعه عاشورا پا به عرصه وجود مى گذارند، و مداحى، به عنوان يك هنر ناب شيعى، شكل مى گيرد.
آميختگى تدريجى روايت و زبان حال شهيدان و اسيران واقعه كربلا، با برخى حركات نمايشى، براى هر چه مؤثر تر ساختن اين بازنمايى نيز، به مرور، هنر نمايشى تعزيه را در جهان اسلام و خاصه ايران شيعى، بنيان مى نهد.
البته، تعزيه، مجموعه اى از نمايش هاى مذهبى است كه مبتنى بر مصيبت هايى است كه بر خاندان پيامبر اسلام و بعضاً حتى ديگر پيامران الهى وارد شده است. اما مهم ترين و مشهورترين نوع آن، مربوط به رويداد عاشورا (۶۱ هـ) است.
هنر مركب تعزيه را آميزه اى از نوحه خوانى، روضه خوانى، شبيه سازى و داستان ها و روايت هاى مذهبى شكل مى دهد، در عين حال كه از بسيارى عناصر داستانى مورد توجه مردم، بهره مى گيرد (۱).

-------------
پى نوشت:
۱. در تاريخ هاى موجود، راجع به تعزيه آمده است:
تعزيه در واقع از زمان آل بويه (نيمه اول قرن ۴) شكل گرفت. احمد بن بويه در سال ۱۳۲۰ به حكومت رسيد. در ۱۳۳۴ بغداد را گرفت و خليفه المستكفى را تحت سلطه خود در آورد، و خليفه او را «معزالدوله» لقب داد.
معزالدوله كه شيعه بود از محرم همان سال دستور داد تمام بازارهاى بغداد را ببندند و همه جا را سياه بپوشند و به عزادارى سيد الشهدا بپردازند. بعد، تا پايان حكومت آل بويه يا ديالمه (۳۲۰ تا ۴۴۸ هـ) كه در ايران جنوبى و عراق حكومت مى كردند، همه ساله، شيعيان در دهه اول محرم، در تمام شهرها عزادارى مى كردند.
در دولت سلجوقيان (۴۴۹ تا ۷۰۰ هـ.ق) سوگوارى براى خاندان رسول اكرم عمومى شد. طى چندين سده، مرحله به مرحله شكل نمايشى تعزيه يا شبيه خوانى به خود گرفت.

منبع : http://www.sarshar.org/archives/000043.html

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 20 دی1386 و ساعت 0:8 |

در دیاری که همه به جان هم افتاده اند، یک چیز و فقط یک چیز یافت

نمی شود و آن هم عدالت است.

این روزها ما زیاد نبودیم، یا بهتر بگویم اصلا نبودیم . هر چند که همیشه و حتی میتوانم بگویم هر شب از طریق شبکه اینترنت به نمایندگان جامعه وست ویژن نگاهی می انداختم و کم و بیش جویای اوضاع و احوال امور شرکت بودم . خیلی ها بر ما خرده گرفتند که چرا نیستی و چرا دیگر نمی نویسی. نبود ما دو دلیل عمده داشت . اول به خاطر خود مجموعه بود و دوم که بسیار هم مهمتر بود از آن جهت که دیگر نایی برای نوشتن نبود. در این حدودا یکسالی که Se7eN Vision شروع به کار کرد آنهایی که قدیمی ترند حتما تصدیق می کنند که آنچه در Se7eN Vision بود تنها از سر ساپورت مجموعه و کار نبود بلکه از سر عشق بود. عشقی که در هر پست وبلاگ موج می زد. آنچه که بر صفحه وبلاگ نقش می بست از دل بر می آمد و فکر کنم دقیقا به همین خاطر بود که خیلی زود هم بر دل بسیاری از علاقمندان و دوستداران وست ویژن نشست و حتی سبب تشویق مدیریت شرکت نیز شد.

 من به کسی کار ندارم ولی خودم همیشه عادت دارم که هر کاری که می کنم ، چه آن کار را تنهایی انجام می دهم و یا اینکه می پذیرم که وارد گروه و یا تیم ورکی شوم، مسئولیت آنرا حداقل برای خودم ، تنهایی بر عهده بگیرم . چراکه اعتقاد دارم حتی اگر هم کسی خواسته باشد که مرا بفریبد و یا به قول معروف سر مرا کلاه بگذارد، من باید از قبل تحقیقاتم را می کردم و جوانب کار را کامل می سنجیدم. حال که کار را قبول کردم آنقدر برای خودم احترام قائلم که حتی اگر هم سرم کلاه رفته باشد، تاوان اشتباه خود را بدهم و بگویم که در درجه اول خودم اشتباه کردم . این موضوع آن هنگام که بحث به سمت کار گروهی و تیم ورک کشیده می شود بیشتر خود را نشان می دهد . در هر تیم ورکی مسلما، هم آدم خوب است و هم آدم بد. هم آدم معتمد و صادق است و هم ادم مغرض و بد ذات. هم نقاط قوت است و هم نقاط ضعف . اگر قرار باشد که به هنگام برخورد با مشکلات و یا حتی فروپاشی، همگی تقصیرات را به گردن این و آن بیندازند، که کمال بی خردی و نادانی است. چه اگر این همه تقصیر وجود داشته است و بروز کرده است و اتفاقا حتما هم گردن یک یا چند نفر خاص بوده است، این سوال پیش می آید که اصلا چرا مجموعه تا آن زمان جلو رفته است؟ و یا اینکه شماهایی که سعی در مقصر نشان دادن هم دارید، اگر راست می گویید چرا در آن هنگام که قصورات را دریافتید و به آنها پی بردید، فرد خاطی را اصلاح نکردید؟ و یا اینکه چرا آن را از تیم بیرون نینداختید؟ و یا اینکه اصلا چرا خود نرفتید؟ پس مسلما همه چیز آنچنان نبوده که اکنون بازگو می کنید.

امروز شاهد آن هستیم که در این مجموعه بزرگ کسانی هستند که موافقند و کسانی هم هستند که نسبت به روند اجرایی شرکت مخالفند. و اتفاقا مخالفان از دل همین خانواده و لیدر های دیروز بوده اند. اگر منتقدین و مخالفینی که امروز باتمام قدرت و اطلاعات شرکت را می کوبند از خارج مجموعه بودند، وضعیت کاملا فرق داشت. اما این نکته که معترضان از خودی های سابق بوده اند بسیار جای تامل دارد. بگذارید از همین الان خیالتان را راحت کنم که هم اکنون که در حال نوشتن این تحلیل هستم هیچگونه منافعی در وست ندارم که بخواهید فکر کنید برای آن، اینگونه می نویسم . و یا اینکه از آن دسته از آدم هایی نیز نیستم که اگر قصوری باشد، آن را انکار کنم . به همین خاطر می گویم که وجود این معترضان که آمار نشان داده است در طول این 6، 7 ماه تعداد آنها نیز در حال افزایش بوده قابل انکار نیست . پس نمی توان گفت که نیست و یا نبوده . اما به نظر من چند نکته قابل تامل است.

اول آنکه شاید این بازاریابان مشکل داشتند و به قول شرکت خائنند و با اینکه در وست منافع خوبی داشته اند و به نهایت رفاه رسیده اند ، اما چشم طمع آنها کور نشده و در پی خراب کردن شرکت و لیدر های دیگر بوده اند تا مجموعه های خود را در یک نت دیگر شیفت کنند، و یا حتی نه، هم در اینجا کار کنند و هم در یک نت دیگر. و کلا در یک کلام این بازاریابان بوده اند که خائن بوده اند. البته اگر کسی واقعا اینطور خیانت کرده باشد و از وست به پول خوبی رسیده باشد و بعد به آن خیانت کرده باشد، بعید به نظر می رسد که دیگر بخواهد مخالفتی بکند. چرا که اصولا مخالفت را کسانی می کنند که دلسوخته باشند نه دلسیر.

 شاید هم اینگونه باشد که این بازاریابان دلسیر نبوده اند. بلکه آمده اند و در وست ویژن زحمتی هم نکشیده اند، بلکه همینجوری به قولی فله ای زده اند و به پولی رسیده اند و بعد کم کم مجموعه شان خوابیده است و حال که طعم شیرین پول یک بار زیر زبانشان آمده ، و دیگر از آن طعم خبری نیست دست به افشاگری و اعتراض می زنند. البته فکر کردن راجع به این مقوله نیز خالی از لطف نیست ولی عقل سلیم می گوید انسان برای امور (( سنگ مفت ، گنجشک مفت )) اعتراض نمی کند. چراکه برای آن زحمتی نکشیده و یا به عبارتی ارزش و اعتباری را خرج نکرده که هم اکنون بخواهد ناراحت آن باشد و اعتراض بکند. پس این طرز تفکر نیز چندان جالب به نظر نمی رسد.

شاید هم بازاریابان از آندسته از آدم هایی بودند که آمدند و واقعا زحمت کشیدند و عرق ریختند و همه کاری برای شرکت کردند و همه نوع فداکاری انجام دادند و شرکت هم هیچ کاری نکرد و یا اصلا کاری بلد نبود و همه کارها را بازاریابان کردند و آنهنگام که داشتند به سود می رسیدند شرکت زد پشت کله شان و دیگر نگذاشت که آنها پورسانت بگیرند و هم اکنون داد انها بر آسمان رفته که چرا؟ و هر روز شرکت را مقصر این امر می دانند. و البته عکس این قضیه هم هست . یعنی شاید شرکت همه کار ها را انجام داده . همایش گذاشته ، دفتر نمایندگی باز گذاشته، سیم کارت آورده ، قانونی شده و .... و بازاریابان هیچ کاری نکردند و همین زحمتی جهت ساخت و ساپورت مجموعه نکشیده اند و همینجوری زیر آنها خرید می خورده و به قولی داشتند مفت خوری می کرده اند که به یکباره باز شرکت زده پشت کله شان که نه. دیگر بس است و چنین و چنان .... نمی دانم . قضاوت با خودتان . اما آنچیزی که عقل حکم می کند آنست که هیچکدام از موارد بالا نمی تواند توجیه مناسبی برای رفتارها و واکنش های امروزه ی شرکت و بازاریابان باشد . شاید یک شکل دیگر دیگر هم وجود دارد. شاید، هم شرکت در روند اجرای سیاست های درست فروش در مقوله نتورک مارکتینگ و سیاست گذاری های ابتدایی در مجموعه ها و ساپورت تاپ لیدرها و ... ضعف داشته و هم تاپ لیدرها و لیدرها و بازاریابان نتوانسته اند آنطور که باید و شاید از عهده این امر خطیر برآیند و به قولی در کنار زحماتشان کمی هم از قاعده (( فله )) استفاده کرده اند و کمی هم در حق مجموعه هایشان کم لطفی کرده اند و پول هایی را ( البته به مقدار بسیار کم ) بالا کشیده اند . و یا اینکه اصلا در ابتدا شرکت با همین لیدرها در روند اجرای سیاست های مجموعه داری مشورت می کرده و همه چیز با مشورت هم انجام می شده و به قولی دست ها همه در یک کاسه بوده و اکنون که دیده شده آن سیاست ها جواب نمی دهد برای همدیگر شاخ و شانه می کشند. شاید هم همه چیز در ابتدا خوب بوده ولی پس از مدتی باند بازی شده و عده ای عمدا و یا سهوا کنار گذاشته شده اند و شاید هم ....

 می بینید . بسیار آسان است . آوردن احتمالاتی که هر کدام می تواند مدعیانی داشته باشند و از آن دفاع کنند. اما من با این حرف ها کار ی ندارم . حرف من اینست که وقتی جایی به مشکل بر می خورد که عده ای دیگر نمی توانند کار کنند دیگر مهم نیست که چه بوده . حتی اگر کلاه برداری محض بوده . چون مخالفت و اعتراض به چیزی که تا دیروز با تمام قوا سنگش را به سینه می زدی ، به نظر من یعنی حماقت. یعنی زیر سوال بردن خود. چرا که هم شماها می دانید و هم من که این مشکلاتی که شماهامیگویید به یکباره اتفاق نیفتاده بودند. پس چرا تا الان چیزی نگفته بودیم . چرا پس حق عدل و انصاف را رعایت نکردیم و از مشکلات دم نزدیم و حال که کارد به استخوانمان خورده صدایمان درآمده است؟ من نمی خواهم بگویم شرکت مشکلات ندارد. بلکه می گویم زیاد هم دارد. اما می گویم وقتی می بینی که دیگر نمی توانی ادامه بدهی فقط برو. همین . نه دادو بیداد کن نه اعتراض. چون تنها شان و شخصیت خود را پایین آوردی و گروهی را هم سر در گم که ((بالاخره ما نفهمیدیم فلانی کدام طرفیه؟ )) اصلا میدانی چه مشکلی است ؟ مشکل اینست که اگر ما الان آن تعادل 30000 بودیم و به همان هفته ای 500000 تومان قانع ، هنوز هم دم از مشکلات نمی زدیم . چراکه در هر حالتی این مقدار نصیبمان می شد. البته این را هم باید بگویم که جایی که حتی تعادل 30000 هم می رود ، یعنی حتما یک مشکلی وجود دارد. پس می بینید. همه مقصرند . اصلا همه مان مقصریم . هر یک به نوعی و هر یک به اندازه مسئولیتمان . اگر سعی کنیم کمی منطقی تر به اوضاع نگاه کنیم شاید از این قسم برخوردها دیگر نباشد. شاید اصلا مشکلی پیش نیاید و یا اگر هم هست سریع مرتفع گردد که به اینجا ختم نشود.

یا حق

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 1:21 |