تبليغاتX

Se7eN Vision Team

بر مسايل حياتي موفقيت خود تمركز نماييد. اغلب ما تمركز خود را بين مسايل مختلف تقسيم مي نماييم : در حين يك مكالمه تلفني مشغول نوشتن يادداشت ها و سازماندهي آنها نيزمي باشيم.

 

در حقيقت در يك زمان مشغول دو محاوره هم زمان مي باشيم. تله اي كه اغلب صاحبان تجارت هاي خانگي (مانند تجارت شبكه اي) در آن مي افتند اي است كه نمي توانند بين خانواده و كار در منزل خود مرز زماني مشخصي را تعريف نمايند.

 

مشغول بودن به چند مطلب در يك زمان سبب مي شود كه در هيچ يك به موفقيت نرسيد. شما براي موفقيت در هر كاري، بايستي در هر زمان تمركز كامل خود را معطوف به همان كار بنماييد، در غير اين صورت يا خودتان را به زمين مي زنيد و يا ديگران را. زماني كه در يك مكالمه تلفني، تمركز كامل خود را به شخص آن طرف خط معطوف مي داريد، در حقيقت براي خود برنامه زماني ريخته ايد كه كارهايتان با هم تداخل نكند. هر كاري كه در زمان خودش و با تمركز انجام شود، به بهترين وجه انجام مي شود.

 

اين مرتبه اگر در زماني كه مشغول نوشتن يك يادداشت هستيد، در جستجوي يك شماره تلفن هم بوديد، توقف كنيد و يكي از دو كار را انتخاب نماييد و قبل از پرداختن به كار ديگر، كار قبلي را تمام و كامل نماييد. كليد كار "انتخاب" است. "انتخاب" به شما اين امكان را مي دهد كه در هر زمان بهترين تمركز خود را انجام دهيد.

 

عدم تمركز انرژي شما را تحليل مي برد، خسته مي شويد و در نهايت توان توليد خود را از دست مي دهيد. به ياد داشته باشيد كه توليد شما در زمان حال، نتايج شما را در زمان آينده رقم مي زند.توانايي تمركزروي انجام كارها،تعدادموفقيتهاي روزانه شما را افزايش مي بخشد و در نتيجه حرفه شما را نيز در دراز مدت با موفقيت روبرو مي سازد .

 

با تشکر از East Se7eN Vision  برای مطالب بسیار آموزنده اش

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 31 فروردین1386 و ساعت 2:17 |

ساختن مجموعه درتجارت شبكه اي شمايك كاربسياروقت گيرولي آسان مي باشد.اغلب ماترجيح مي دهيم كه بيش ازحدبه زيرمجموعه هاي خودمتعهدباشيم ومهمترين نتيجه حاصله اين است كه اغلب اوقات مي گوييم "بله".

اين مطلب كه همه چيزرابايدبه همه كس گفت،هدف جنون آميزي است.اينكاررانكنيد.ياد بگيريدكه چطوروكي بتوانيدبگوييد  " نه".

اين كلمه يك محدوديت براي رشدمجموعه شمانيست، بلكه يك بيان قاطع براي رشدتجارت شما بابيشترين كارايي وباايجادافرادقاطع مي باشدوهمچنين اين كلمه اغلب باعث مي شودكه زير مجموعه هاي شمادست روي زانوي خودشان بگذارندوبرخيزندومسئوليت موفقيت خودرا بپذيرند.

يك هدف ساده براي خوددرنظربگيريد،هرروزسه مرتبه بگوييد" نه".خيلي قراردادي نباشد. خودتان زمان وموقعيتهاي مناسبي راهرروزبيابيدكه به دردتجارت شمانمي خورندوقاطعانه به آنهابگوييد :

                                                                       " نه".

 

با تشکر از East Se7eN Vision

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت 19:38 |

IR-TCI

مخابرات ایران با مکانیزه کردن  ارایه صورت حساب تلفن های سیار به مشترکان در مسیر رقابت با دو اپراتور تقریبا خصوصی کمی شتاب گرفت 

 یه نگاه بیندازید

 

همچنین مشاهده مبلغ قبض ميان دوره موبايل از طریق پیام کوتاه:

 ابتدا sms اي را آماده و شماره ارسال را روي 30009 مي گذاريد . در بخش متن sms عينا 860101,860121 ( بين دو عدد کاما ) مي نويسيد که در حقيقت عدد سمت چپ تاريخ شروع مبلغ درخواستي و عدد سمت راست تاريخ پايان ( که همين امروز است ) را مي فرستيد . بعد از حدود 30 ثانيه پول تلفن ها و اس ام اس هايي که زدين براتون ارسال ميشه . در صورت تمايل براي کسب اطلاعات بيشتر در مورد اين سرويس حرف H را به همين شماره ارسال کنيد.

با تشکر از پ ر

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت 14:32 |

روزي فرشته اي از فر مان خدا سر پيچي كرد و براي پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد. فرشته از خداي متعال تقاضاي بخشش كرد.خداوند با مهرباني به نگاهي به فرشته انداخت و فرمود :"من تو را تنبيه نمي كنم، ولي بايد كفاره گناهت را بپردازي كاري را به تو محول مي كنم ،به زمين برو و با ارزش ترين چيز دنيا را براي من بياور." فرشته خوشحال از اين فرصتي براي بخشوده شدن دارد به سرعت به سمت زمين رفت.

سالها روي زمين به دنبال با ارزش ترين چيز دنيا گشت.روزي به يك ميدان جنگ رسيد، سربازي را يافت به سختي زخمي شده بود.مرد جوان براي دفاع از كشورش با شجاعت جنگيده بود و حالا در حال مردن بود.فرشته آخرين قطره از خون سرباز را برداشت و. به بهشت بازگشت.خداوند فرمود:"به راستي چيزي كه تو آورده اي با ارزش است. سر بازي كه زند گيش را به كشورش مي دهد، براي من خيلي عزيز است ولي برگرد و بيشتر بگرد."

فرشته به زمين بازگشت و به جستجوي خود ادامه داد.ساليان دراز در شهرها،جنگل و دشت ها گردش كرد. سرانجام روزي در بيمارستان بزرگ پرستاي را ديد كه بر اثر بيماري در حال مرگ بود. پرستار از افرادي مراقبت كرد بود كه اين بيماري را داشتند. و آن قدر سخت كا كرده بود كه مقاومتش را از دست داده بود . پرستار رنگ پريده در رختخواب سفري خود خوابيده بود و نفس نفس ميزد.در حالي كه پرستار نفسهاي آخرش را مي كشيد.فرشته آخرين نفس پرستار را برداشت به سمت بهشت رفت.و به خداوند گفت:"خداوندا!مطمئنا آخرين نفس اين پرستار با ارزش ترين چيز در دنياست.خداوند پاسخ داد:اين نفس با ارزشي است.كسي كه زندگي اش را براي ديگران مي دهد ، يقينا از نظر من با ارزش است .ولي برگرد و دوباره بگرد.

فرشته براي جستجوي دوباره به زمين بازگشت و ساليان درازي گردش كرد.شبي مردي شروري را كه بر اسبي سوار بود در جنگل يافت.مرد بر شمشير و نيزه مجهز بود . او مي خواست از نگهبان جنگل انتقام بگيرد.مرد به كلبه كوچكي كه جنگلبان و خانواده اش در آن زندگي مي كردند رسيد. نور از پنجره بيرون مي زد.مرد شرور از اسب پايين آمد و از پنجره،داخل كلبه با دقت نگاه كرد . زن جنگلبان را ديد كه پسرش را مي خواباند ، و صداي او را به فرزندش دعاي شب را ياد مي داد،شنيد.چيزي درون قلب سخت مرد،ذوب شد.آيا دوران كودكي خودش را به ياد آورد بود.چشمان مرد پر از اشك شده بود و همان جا از رفتا و نيت پشيمان شد و تو به كرد.فرشته قطره اشك از چشم مرد برداشت و به سمت بهشت رفت و پرواز كرد.

خداوند فرمود:"اين قطره اشك با ارزش ترين چيز در دنياست ،براي اين كه اين اشك آدمي است كه توبه كرده و توبه در هاي بهشت را باز مي كند".

با تشکر از East Se7eN Vision   برای مطلب بسیار زیبایش

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 27 فروردین1386 و ساعت 0:36 |
طی مصاحبه ای که روز گذشته بصورت زنده از شبکه تلویزیونی روسیه پخش گردید، فضانورد روسی "فیادور یورچیکین" اعلام کرد بیل گیتس ثروتمندترین فرد جهان و رئیس کمپانی مایکروسافت خود را برای سفر به فضا آماده می کند.

سخنان "یورچیکین" به نقل از "چارلز سیمونای" ایراد می شود که از مهندسین سابق کمپانی مایکروسافت می باشد و او نیز خود را برای یک سفر فضایی آماده کرده است.

تهیه ی یک بلیط جهت سفر به فضا برای بیل گیتس ثروتمندترین فرد دنیا که مجموع دارایی هایش بیش از 25 بیلیون دلار تخمین زده می شود کار بسیار آسانی خواهد بود و آنچه باعث شده است بیل گیتس چنین امری را به تاخیر اندازد احتمالآ عدم تمایل او به انجام چنین ریسکی بوده است.

مهندس "سیمونای" به شرکت فضایی Space Adventures در آمریکا مبلغ 25 میلیون دلار پرداخته است تا مقدمات سفر او را از طریق موشک فضایی روسی سویوز (Soyuz) آماده نمایند.

شرکت فضایی Space Adventures که همواره پذیرای مشتریان ثروتمند است برای یک سفر فضایی به دور مدار زمین تا فاصله ی 62 مایل بالای مدار، مبلغ 10.2 میلیون  دلار دریافت می کند و برای یک سفر تا ماه این مبلغ برابر 100 میلیون دلار خواهد بود.

"سیمونای" پنجمین توریست فضایی است که سفر به فضا را تجربه می کند و تاریخ بازگشت او به زمین روز 20 آپریل خواهد بود.

با تشکر از محمد حسین شادچهره برای ارسال مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 26 فروردین1386 و ساعت 13:24 |

به دشمنان وست ویژن بگویید بیمارستان ها را آماده کنند !!!

http://thebestofleaders.blogfa.com/post-522.aspx

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 24 فروردین1386 و ساعت 13:11 |

بسته بودن سایت ، بهانه ای دیگر برای دشمنان وست ویژن

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 22 فروردین1386 و ساعت 20:9 |
با سلام خدمت تمامی عزیزان صبور وست ویژنی

سایت وست ویژن بعد از چند روز بسته بودن به دلیل نصب نرم افزارهای قوی محاسبه پورسانتها ، هم اکنون باز است و آماده خدمات رسانی به شما خوبان می باشد .

از تمامی آنهایی که با صبر و شکیبایی خویش زمینه ساز یک سال پر موفقیت برای وست ویژن و وست ویژنی بودند کمال تشکر را داریم .

با تشکر

مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 22 فروردین1386 و ساعت 20:4 |

 

تا عاقلان راهي براي خنديدن بيابند ديوانگان هزار بار خنديده اند

بعضی وقت ها واقعا باید دیوانگی کرد تا شاد باشیم...هدف وسیله را تولید می کند ....

م .ا

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 22 فروردین1386 و ساعت 18:13 |

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كردكه براي گذران زندگي وتأمين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.ازاين خانه به آن خانه مي رفت تاشايدبتواندپولي بدست آورد.روزي متوجه شدكه تنهايك سكه 10سنتي برايش باقيمانده است واين درحالي بودكه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت ازخانه اي مقداري غذاتقاضاكند.بطوراتفاقي درب خانه اي رازد.دخترجوان وزيبائي دررابازكرد.پسرك باديدن چهره زيباي دختردستپاچه شدوبجاي غذا،فقط يك ليوان آب درخواست كرد.دختر كه متوجه گرسنگي شديدپسرك شده بود،بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شيرآورد.پسرباتمأنينه وآهستگي شيرراسركشيدوگفت :

«چقدربايدبه شمابپردازم؟»

دخترپاسخ داد:

«چيزي نبايدبپردازي.مادربه ماآموخته كه نيكي مابه ازائي ندارد»

پسرك گفت:

«پس من ازصميم قلب ازشماسپاسگذاري مي كنم»

 

سالهابعددخترجوان به شدت بيمارشد.پزشكان محلي ازدرمان بيماري اواظهارعجزنمودندواورا براي ادامه معالجات به شهرفرستادندتادربيمارستاني مجهز،متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.دكترهواردكلي،جهت بررسي وضعيت بيماروارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شدبيمارش ازچه شهري به آنجاآمده برق عجيبي درچشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شدوبسرعت بطرف اطاق بيمارحركت كرد.لباس پزشكي اش رابرتن كردوبراي ديدن مريضش وارداطاق شد.دراولين نگاه اوراشناخت.سپس به اطاق مشاوره بازگشت تاهرچه زودتربراي نجات جان بيمارش اقدام كند.ازآن روزبه بعدزن راموردتوجهات خاص خودقراردادوسرانجام پس ازيك تلاش طولاني عليه بيماري،پيروزي ازآن دكتركلي گرديد.

 

آخرين روزبستري شدن زن دربيمارستان بود.به درخواست دكترهزينه درمان زن جهت تائيدنزداو برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرادرون پاكتي گذاشت وبراي زن ارسال نمود.زن از بازكردن پاكت وديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بودكه بايدتمام عمررابدهكارباشد. سرانجام تصميم گرفت وپاكت رابازكرد.چيزي توجه اش راجلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته آنراخواند:

 

(( بهای این صورتحساب قبلا با یک لیوان شیر پرداخت شده است)) 

 

با تشکر از East Se7eN Vision

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 20 فروردین1386 و ساعت 1:33 |

مدیر سایت بلاگفا از ایران رفت

http://shirazi.blogfa.com/post-88.aspx

با تشکر از East Se7eN Vision

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 20 فروردین1386 و ساعت 1:27 |

شيوانابه همراه شاگردانش درميدان دهكده قدم مي زدند.كدخداخودش رابه نزديك اورساندو آهسته درگوشش گفت: استاد! مردسبزي فروش دركنارچشمه است كه احترام زيادي،خيلي بيشترازشمابراي من قائل است.

اوبه من مي گويد: "بزرگ مقام" ومن ازاين گفته،احساس خوبي پيدامي كنم.اگرقبول نمي كنيد،بياييدتانشانتان دهم!

 

شيواناتبسمي كردوپذيرفت كه همراه كدخدا،نزدمردسبزي فروش بروند.

 

بارفتن آنهابه آن سمت وديده شدنشان توسط پيرمرد،پيرمردازجايش برخاست وباصداي بلند گفت كه"جناب بزرگ مقام! براي خريدازمن،منت گذاشتيد،چه مي خواهيد؟"

 

كدخداسرمست ازغرور،مقداري سبزي سفارش دادوقدري هم پول اضافه تربابت تعريف وتمجيد به پيرمرددادوبه پيرمردگفت كه شيواناهم مقداري سبزي مي خواهد.

شيواناهم سري تكان دادوگفت كه مادرمدرسه سبزي هاي كاشت خودمان رامي خوريم.

 

پيرمردهم گفت كه من هروقت سبزي كم مي آورم،ازسبزي هاي مدرسه شيواناسبزي هايم را تأمين مي كنم.

كدخداشادومسرورازشيواناوهمراها نش دورشد.

 

يكي ازشاگردان گفت كه جريان ازچه قراراست واستادپاسخ داد:

بزرگ مقام نام جوجه اردكي است كه سبزي فروش باخودش مي آوردوغذايش مي دهد. درست است كه اوبزرگ مقام به زبانش جاري مي شودولي تصويرهمان جوجه اردك برايش مجسم مي شود.نبايدبه القاب زيادمغرورشويم.دراين مواقع من خوشحال مي شوم كه اومرابه اسم خودم صدامي كند.

 

درزندگي اگركسي شمارابه اسم خودتان صدامي زند،خوشنودوشادباشيدوزياددرقيدوبندالقاب نباشيدكه درپس آن"جوجه اردكي" هم وجودداشته باشد.

 

با تشکر از East Se7eN Vision

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت 10:37 |

درک نیاز مشتری

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت 10:29 |

نویسنده: شهریار3388

شنبه 18 فروردين1386 ساعت: 12:25

با سلام
خواهش میکنم یه مطلب در مورد اینکه اکثر مردم به این دید به نتورک نگاه میکنند که تمام نفرات پایین قربانی نفرات بالا میشوند و طرز درست روشن کردن این افراد را در وبلاگ محترمتان بنویسید
منتظر جوابتان هستم
با تشکر فراوان

پست الکترونیک

 

همانطور که ملاحظه می فرمایید دوست عزیزی خواستند تا ما مطلبی بنویسیم راجع به اینکه چرا عده بسیاری از افراد فکر می کنند که در نتورک پایین سری ها قربانی می شوند تا بالا سری ها به سود برسند . هر چند که در وبلاگ تیم وست  به مفصل به این موضوع پرداخته شده است اما ما هم برای احترام به این دوست عزیز و با تایید مطالب تیم وست به ذکر چند نکته می پردازیم .

 

قبل از اینکه نتورک پا به ایران بگذارد همه چیز به روال معمول خود می گذشت . کارمندان هر روز صبح به سر کار می رفتند و بعد از ظهر ها هم به خانه بر می گشتند و آخر هر ماه هم حقوق معین خود را می گرفتند . معلمان ، شاگردان مغازه ، حقوق بگیران و به طور کل تمامی آنهایی که سرمایه  زیادی نداشتند که بتوانند برای خود کسب و کاری به راه بیندازند و مجبور بودند تا در حیطه سرمایه دیگران کار کنند و حقوق بگیرند هم هر روز کارشان همین بود . و جالب اینجا بود که اکثرا هم از اینکه نمی توانند به مقدار حقوق معین شده خود بیفزایند و توانایی های خود را گسترش دهند بسیار نار اضی بوند . به خاطر همین هم بسیاری از افرادی که ماشین داشتند ، از معلم گرفته تا دکتر ، در اوقات فراغت خود به جای استراحت به مسافر کشی و یا شغل های کاذب مانند دلالی می پرداختند و به خاطر همین هم بازدهی آنها در مشاغل خود پایین می امد . این سیکل بسته متاسفانه سبب میشد و البته میشود تا هر روز ثروتمندان به ثروت خود بیافزایند و آنهایی که سرمایه چندانی برای کسب و کار ندارند ( حتی اگر هم تخصص داشته باشند ) در فقر خود باقی بمانند. چون اصولا کسب و کار سنتی بازار ما هم بر همین مبنا پایه گذاری شده است . بدین منظور که هر انچه شما بیشتر سرمایه داشته باشی ، بیشتر می توانی بر اعتبار خود بیفزایی و بازار را در دست بگیری و البته خیلی از خرده پاها را هم از میان برداری !! البته به طور واضح تر باید بگویم که کسب و کار کل دنیا بر همین مبنا پایه گذاری شده است . منتها تنها فرقش با ایران اینست که در آنجا راه هایی هم است تا بتوانی با حداقل سرمایه به تجارت بپردازی . مثلا همین اینترنت . چون در کشور های اروپایی و امریکایی ، اینترنت یک ابزار شناخته شده در میان مردم است ، لذا شما برای بازاریابی محصولات خود نیازی به خرید و یا اجاره مغازه و یا مکانی نداری . در نتیجه در میزان سرمایه گذاری خود صرفه جویی کرده ای !

 

این قصه در حال انجام بود تا اینکه سرو کله یک سری شرکت های هرمی به اسم نتورک مارکتینگ وارد ایران بود . ایران بازار خوبی بود برای یک عده سودجو تا از این نقطه ضعف مردم استفاده کرده و انها را به بهانه پول های کلان تطمیع کرده و وارد سیستم خود بکنند . مثلا پنتاگونا که مبنای کار در  آن دقیقا قربانی کردن یک عده از آدم های پایین سری بود . وچون این قبیل فعالیت ها به بهانه سود های کلان یکباره رونق گرفت و عده بسیاری هم در آن متضرر شدند ، در نتیجه دید بسیاری از افراد هم منفی شد . پس اگر الان دید یک عده افراد در این باره منفی شده است یکی از دلایلش تخریب این دید توسط یک عده انسان ها ی سود جو بوده است . زیرا که از عدم آگاهی افراد استفاده کرده و کلاهبرداری می کردند والبته نمی توان گفت که نتورک کار می کردند .

 

البته هم اکنون هم با اینکه در ایران طبق امار هایی که ما شنیده ایم چیزی حدود سیصد نتورک در حال فعالیت هستند ولی واقعا نتورک سالم کم است . خود من به غیر از وست ویژن هنوز به پلنی بر نخوردم که واقعا بر مبنای یک پلن کاملا سالم بنا شده باشد . یکی از معیار های  نتورک سالم می تواند این باشد  که پایین سری ها برای سود بالا سری ها قربانی نشوند .  مثال عینه در وست ویژن پلن سولار است که بار ها و بار ها باعث شده که افراد مجموعه من چند برابر خود من در هفته در آمد داشته باشند .

 

البته به نظر من یک مساله دیگر هم به این قضیه دامن می زند و آن هم در حالت کلی فرهنگ مردم ما ایرانیان است . اگر بخواهیم به صورت کلی و کمی هم منصفانه نگاه کنیم می بینیم که در این چند ساله مفاهیمی از قبیل چشم و هم چشمی ، دروغ ، حسادت ، عدم اعتماد نسبت به یکدیگر و ..... در فرهنگ ما رخنه کرده و متاسفانه جا افتاده  است . بسیاری از افراد در هنگام پرزنت و بعد از آن به این آگاهی می رسد که برای انجام خرید آمدند و نه سرمایه گذاری و اتفاقا محصولات آنها هم می رسد ولی به محض اینکه به دلایل متفاوت نمی توانند از این تجارت کسب در آمد کنند ، و چون می بینند که یک عده دیگر در حال کسب در آمد هستند می گویند که این کار کلاهبرداری است . خیلی جالب است . تا دیروز دوستان خود را با دید یک کار سالم پیگیری می کردند ولی امروز به همان دلایل فرهنگی که گفتم این کار را کلاهبرداری می خوانند .

 

اینکه مردم ما الان به این دید رسیده اند حاصل تخریب ها ی بسیاری بوده است که در طی این 8 ساله انجام شده است و متاسفانه برخوردهای ناصحیح مسولین حکومتی و دولتی در این باره نیز کم اثر نبوده است . وگرنه نتورک سالم در نوع خود می تواند بسیار هم کارساز و موثر باشد . هم برای مردم و هم برای دولت . نتورک تنها تجارتی است که شما از ریسک سرمایه گذاری و امکانات یک شرکت استفاده می کنید تا هر آنچه که بخواهید و لیاقت داشته باشید از ان کسب در آمد کنید . شاید اگر شرکت های نتورک مارکتینگ هم برای مردم حقوق تعیین می کردند اصلا دیگر هیچ کدام از این حرف ها پیش نمی آمد !! ولی خب مسخره است . مگر نه ؟

 

یا حق

مدیریت وبلاگ

 

لینک مرتبط 

http://team-vast.blogfa.com/post-229.aspx

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 20:54 |

اجرای فاز سوم سولار در پلن اینتر نشنال

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 12:36 |

افلیج بی سوادی که کم نیاورد

داستان زندگی یک جوان بی سواد و فلج سوری، نمونه حیرت انگیزی از قدرت انسان در تسلط بر کم توانی خویش است.

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از " الرایه"، این جوان لاغر، دارای شخصیت بزرگی است و از بسیاری از انسان های تندرست تواناتر است.او توانسته است از ناتوانی و بیکاری و ناامیدی به فعالیت و توانمندی دست یابد.

"طاهر زهره"، یک جوان سوری است که مبتلا به یک بیماری ارثی نادر است. این بیماری باعث می شود که فرد بیمار مانند یک تابلوی شیشه ای شود و با کوچک ترین ضربه ای صدمه ببیند.
طاهر توانسته است بر این بیماری سخت غلبه کند و تسلیم آن نشود و با اراده قوی خود زندگی اش را با آرامش ادامه دهد.

طاهر از خانواده ای است که افراد آن به تناوب دچار این بیماری می شوند. افراد مبتلا به این بیماری قادر به حرکت دادن پاهای خود نیستند و حرکت دستان آنها با حرکت دادن بدنشان انجام می شود.

این بیماری بنا به برخی گزارش های پزشکی، یک بیماری ژنتیکی در ساختمان استخوان ها است.

طاهر علی رغم ناتوانی جسمی اش، پس از فوت پدر و مادر تلاش کرد که مخارج خانواده اش را تأمین نماید.

وی در شهر "حمص" یک مرکز کامپیوتری و یک آموزشگاه زبان تأسیس کرده است که اولین و مشهورترین آموزشگاه در نوع خود به شمار می رود.

در این آموزشگاه زبان های آلمانی، روسی، انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و ترکی آموزش داده می شود.

علی رغم اینکه طاهر بی سواد است و خواندن و نوشتن نمی داند، خداوند به او یک حافظه قوی عنایت کرده که به وسیله آن می تواند تمامی کارهای کامپیوتری را به خاطر بسپارد و هرگز آنها را فراموش نکند .

منبع : پایگاه خبری تقریب

با تشکر از محمد حسین شادچهره برای ارسال مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 12:29 |

يكى از استادان رشته ى فلسفه ، در يكى از دانشگا هها وارد كلاس درس مى شود و به دانشجويان مي گويد مي خواهد از آنها امتحان بگيرد ، بعدش صندلى اش را بلند مي كند و مي گذارد روى ميزش ، و مي رود پاى تخته سياه ، و روى تابلو ، چنين مى نويسد :

 

ثابت كنيد كه اصلا اين " صندلى " وجود ندارد !

 

دانشجويان ، مات و منگ و مبهوت ، هر چه به مغز شان فشار مي آورند و هر چه فرضيه ها و فرمول هاى فلسفى و رياضى را زير و بالا مي كنند ، نمى توانند از اين امتحان سر بلند بيرون آيند . تنها يك دانشجو ، با دو كلمه ، پاسخ استاد را مي دهد . او روى ورقه اش مي نويسد : كدام صندلى ؟؟!!!

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 12:26 |

با عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت ختمی مرتبت پیامبر اکرم (ص) ، ضمن قدردانی از صبر و همکاری شما عزیزان ، اعلام می دارد کلیه تغییرات طبق برنامه تعیین شده به پایان رسیده است . یکی از مهمترین  تغییراتی که در نرم افزار ایجاد شده است تغییر در بخش محاسبات می باشد . همانطور که می دانید شرکت وست ویژن به عنوان بزرگترین شرکت نتورک ایرانی مطرح است  و از لحاظ تعداد مشتریان و یا بازاریابان بیش از چند صد هزار نفر را شامل می گردد و از طرفی به دلیل وجود چندین پلان کاری در راستای هم باعث شده که یکی از پیچیده ترین سیستمهای محاسباتی از لحاظ  نرم افزاری را در خود داشته باشد. شما شاهد بوده اید که در هر دوره محاسباتی ، محاسبات بیش از  24  تا 26  ساعت به طول می انجامید که دلیل آن وجود چند صد هزار  گره است که دارای ساختارهای مختلف می باشند که  بر روی هر کدام از آنها محاسبات انجام می گرفت . خوشبختانه با دستیابی به یک فناوری جدید نرم افزاری و تغییراتی که بر روی آن انجام شده موفق شدیم که زمان محاسبات را به حدود یک تا دو ساعت تغییر دهیم  و از طرفی دقت محاسبات بالا رود. با توجه به تغییرات انجام شده ، از دوره محاسباتی 85 که حدود 5 ماه قبل می باشد محاسبات مجددا صورت می گیرد که اگر اشتباها در محاسبات فردی اشتباهی صورت گرفته باشد و پاداش خود را به صورت کامل دریافت نکرده باشد ، با محاسبات جدید دریافت خواهد نمود  . این امر باعث شده است که بسته بودن سایت یک روز دیگر تمدید شود و ان شاءالله پس از پایان کامل محاسبات ، صبح فردا ( شنبه ) سایت قابل دسترسی می باشد

                                                               بخش نرم افزار و توسعه سایت وست ویژن

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 18 فروردین1386 و ساعت 0:24 |

سال ۸۶ ، سال " اعتماد سازی "  در وست ویژن

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 15:20 |

دردهكده شيوانامردي بودكه ثروت زيادي داشت.

اماهروقت براي خريدبه بازارمي رفت٬كمترازمقدارموردنيازخودش برمي داشت وهميشه ازبابت نداشتن پول كافي بافروشنده مشكل داشت.

 

روزي دربازاراصلي دهكده به خاطر همراه نداشتن پول كافي دچارمشكل شدوازشيواناكه دركناراوايستاده بودخواست تامبلغي به اوقرض دهدتا بتواند خريدش راانجام دهد.شيواناپول قرضی رابه اين شرط دادكه مرد ثروتمند همان روزبه محض برگشتن به منزلش آنرابه مدرسه بازگرداند.

 

مردثروتمند ناراحت وخشمگين به منزل رفت وپول قرض رابرداشت و مستقيم به مدرسه شيوانارفت ودرحاليكه به شدت عصباني بودپول را مقابل شيواناگذاشت وگفت:"همه اهل اين دهكده مي دانندكه من ثروتي بي حدوحصردارم ومي توانم تمام اين مدرسه رايكجابخرم.تودرمن چه ديدي كه اين قدربراي پس گرفتن پولت عجله داشتي.!؟

 

شيواناگفت: "يك اهريمن ولخرج كه توازترسش پول كافي باخودت برنمي داري كه نكنداين اهريمن توراوسوسه كندويشترازآنچه بايددربازارپول خرج كني. اين نشان مي دهدتوازرودرروشدن بااين اهريمن وسوسه گروولخرج عاجزي وبه همين خاطرباپول كم برداشتن سعي مي كني اوراناتوان سازي. وقتي توخودت نمي تواني بااين اهريمن وسوسه گردرون وجودت آعتمادكني وباسخت گيري خودراازشراوخلاص مي كني،چگونه انتظار داري من به تو اعتمادكنم وازهدررفتن پولم نترسم.!؟ 

 

منبع : http://east7vision.mihanblog.com/Post-887.aspx

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 15:15 |

پولشویی

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 15:11 |

کی میشه که وست ویژن هم در این لیست قرار بگیره !!!

لطفا کلیک کنید

با تشکر از East Se7eN Vision  برای درج مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 15:10 |

اولین اطلاعیه رسمی شرکت در سال جدید

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 15 فروردین1386 و ساعت 2:4 |

 

امروز می خواهم از جایی برای شما مصاحبه تهیه کنم که مردمانش به میهمان نوازی معروفند . مردمانی که صفای دلشان به قدری زیاد است که اصلا دلت نمی خواهد  از بینشان بروی . قرار بود که در ایام عید به تمام استان هایی که Se7eN Vision در آنجا حضور دارد برویم و با بچه های خوب آنجا مصاحبه کنیم ولی نشد . راستشو بخواهید یه جورایی تمام برنامه ها به هم خورد . فقط تونستیم به استان همیشه آباد خوزستان بیاییم و با بچه های خونگرم و با صفای سون ویژن 2 روزی را بگذرانیم . در طی این 2 روز برای ما هم کار بود و هم fun ! شاید باورتان نشود اگر بگویم که صفای لب کارون حتی از دریای خزر هم بیشتر است . جلسات زیاد و مفیدی را تشکیل دادیم ، استراتژی های قوی هم مطرح شد . ان شاءالله اگر خدا بخواهد اهواز را تبدیل به  یکی از پایگاه های مهم فروش محصولات سولار خواهیم کرد .  و در آخر هم با 3 تن از لیدر های آنجا گفتگو کردیم .  مصاحبه را با سه نفر همزمان انجام دادیم . حامد عسگری که به عنوان لیدر مجموعه اهواز ، یاسین بگدلی و رضا غیبی هم از لیدر های قوی و با انگیزه اهواز مسولیت خطیری را بر عهده دارند . حامد نتورک را با وست ویژن شروع کرده و لی یاسین و رضا قبلا در کوئست کار کرده بودند . راستشو بخواهید ما که دلمان نمی آمد که آنجا را ترک کنیم ولی چه سود که باید در جای دیگری می بودیم . فکر می کنم گپ خواندنی شده باشد . نظر شما چیست ؟

          

 

سوال : چند وقته که وارد نتورک شدی ؟

حامد : 8 ماه

یاسین : یک سال و نیم

رضا : 9 ماه

 

سوال : از اول وست ویژن بوده ؟

حامد : بله

یاسین : نه ، حدودا 10 ماه در کوئست بودم

رضا : نه ، 4 ماه در کوئست بودم

 

سوال : چقدر از وست ویژن درآوردی؟

حامد : 7 میلیون تومان . البته تا الان خیلیش خرج شده است !!

یاسین : 4 میلیون و سیصد هزار تومان

رضا : یک میلیون تومان

 

سوال : راضی هستی ؟

حامد : نه

یاسین : نه ، زیاد خوب نبوده

رضا : نه ، خوب نبود

 

سوال : علت اینکه خوب نبود چی بوده ؟

یاسین : چون کوئست جو را خیلی منفی کرده و راستشو بخواهید اکثرا دایره نفوذشان را از دست داده اند

 

سوال : دو نفرت را چه جوری گرفتی ؟

حامد : من 5 نفر را معرفی کردم . راحت . یک نفر را هم اصلا بدون پرزنت !

یاسین : راحت

رضا : دو نفرم را از کوئست شیفت دادم

 

سوال : کوئست راحت تره یا وست ؟

حامد : البته این دو تا خیلی با هم فرق می کنند ولی مسلمه که وست

رضا : مسلما وست

سوال : چرا ؟

یاسین : چون انعطاف پذیریش بیشتره و اصلا نتورک سالمیه .

 

سوال : یه عده افراد می گویند که 2 نفر خیلی سخته . شما به این افراد چه می گویید ؟

حامد : بستگی به نگرشت داره . اگه فکر کنی و به کارت ایمان داشته باشی و بدونی که می خواهی زندگی اون 2 نفر را تغییر بدی خیلی هم راحته

 

یاسین : 2 تا گزینه است : 1- باید تغییر مثبت کنی و 2- اصول سیستم را رعایت کنی . در اینصورت بسیار راحت می گیری

 

رضا : 5 نفر از دایره نفوذ را انتخاب کن . 3 نفر حتما ورودیند

 

سوال : یه خاطره تلخ از وست ویژن ؟

 

یاسین  : خرابی سایت شرکت

حامد  : برج 7 سال قبل بود . موج منفی از تلویزیون زیاد بود . خرابی سایت شرکت و در گیری با بچه های کوئست اهواز و البته فوت پدر عزیزم

رضا : نرسیدن به اولین ویژنم

 

سوال : یه خاطره شیرین از وست ویژن ؟

یاسین : داخل وست ویژن دوستان بسیار خوبی پیدا کردم

رضا : شیفت کردن نفر سومی که داخل کوئست ورودی کرده بودم

حامد : بوسیله این سیستم دوستان بسیاری در شهر های مختلف پیدا کردم و راه صحیح زندگی کردن را پیدا کردم .

 

سوال : مهمترین تفاوت وست ویژن با کوئست ؟

رضا : کوئست فقط سود خودش را می خواهد ولی وست ویژن هم سود خودش را می خواهد هم سود مشتری .

یاسین : وست ویژن مثل کوئست سنگ بنایی مثل دروغ ندارد .

                

                   

 

سوال : نتورک چه رنگیه ؟

حامد : رنگ رویاها

یاسین : قرمز

رضا : سفید ، چون همه رنگ ها در نتورک است

 

 

سوال : یه تیم موفق به چه تیمی می گویند ؟

حامد : اطلاعات کافی ، اطمینان کافی ، لیدر شیپ

یاسین : لیدر شیپ ، تعهد ، هدف ، کار گروهی

رضا : حمایت بالاسری ، جدی گرفتن کار ، استرس رشد ، دور کردن  حاشیه

 

سوال : می تونم ویژنت رو بدونم ؟

حامد : 206 نقره ای تا 4 ماه دیگه . می خواهم پشتش بنویسم : (( زندگی قانون باور هاست .))

یاسین : ویژن نزدیکم پژو پارس مشکی

رضا : 206 شکلاتی و پشت آن بنویسم : (( آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند . ))

 

                                

 

سوال : یه انتقاد از شرکت ؟

یاسین : زیاد به مجموعه اش حال می دهد  !!!

حامد : محصولات دیر به دیر عوض می شود

رضا : نداشتن نمایندگی در شهرستان

 

سوال : یک پیام برای اقای دکتر بابایی ؟

حامد : وست ویژن همه چیزش خوبه ولی چرا از همان اول سنگ وست ویژن را در لیدر ها محکم جا نینداختین ؟

یاسین : به شهرستانی ها بیشتر بها بدهید .

رضا : اگر شب بخوابید و صبح بلند شوید و با تعجب ببینید که هیچ شرکتی در کار نیست ، آیا قدرت آنرا دارید که دوباره استارت بزنید ؟

 

سوال : به نظرت آدم های موفق چه شکلیند ؟

حامد : آدم هایی که با نگرش بالا شروع کردند و به کارشان ایمان داشتند

یاسین : کسی که به فکر تیمش باشد نه به فکر خودش

رضا : کسانی که عینک خوش بینی می زنند ، کفش استقامت می پوشند و لباس تغییر به تن میکنند .

 

سوال : برای بچه های اهواز چه پیامی داری ؟

حامد : اگر می خواهید وارد تجارت الکترونیک شوید چشم و گوش خود را باز کنید و شرکتیکه با آن کار می کنید را خوب بشناسید

یاسین : تا آخرش در وست ویژن بمانید . چون هر کس که بماند سود می کند

رضا : اگر می خواهید دیدتان به زندگی عوض شود وارد نتورک شوید . اگر می خواهید بیشترین سود را بکنید وارد وست ویژن شوید .

 

سوال : آیا سوالی هست که دوست داشتید ازتان بپرسم ولی نپرسیدم ؟

حامد : بله دوست داشتم می پرسیدید که دوست داری وست ویژن چه پیشترفت هایی بکند و من  هم بگویم که جهانی شود

یاسین : دوست داشتم می پرسیدی که چه وقت ویژنم را تیک میزنم و من هم می گفتم 30/ 5 / 86

رضا : دوست داشتم می پرسیدی که کی fail میشوم ؟! زمانی که خود یک نتورک بزنم !!

 

سوال :یه پیام برای انهایی که fail شده اند ؟

حامد : لیاقتتان همین بوده . هر کسی در نتورک سود نمی کند

یاسین : مطمئنم که یه روزی برمی گردید

رضا : یک روزی برمیگردید ولی اگر برگشتید محکم کار کنید

 

سوال : یه پیام برای همه Se7eN Vision  ها ؟

حامد : ما با هم به هر آنچه که بخواهیم می رسیم

یاسین : تا آخرین قطره خون برای وست ویژن می جنگیم

رضا : ( با خنده و مزاح )  سون ویژن اهواز خوردتان می کند !!!

 

سوال : در آخر هم یک پیام عید برای همه وست ویژنی ها ؟

 

حامد :  (( سال 86 ، یعنی سال وست ویژن را به همه شما تبریک عرض می کنم ))

 

 

یاسین : (( امسال حتما سال وست ویژن است  ))

 

 

رضا : (( سال وست ویژن مبارک ))

  

 

در پایان به همه بچه های اهواز و به همه بچه های وست ویژن و خوانندگان محترم و عزیزان علاقمند به وست ویژن یک خسته نباشید می گوییم . از اینکه در این ایام عید با ما بودید و مطالب را دنبال می کردید نهایت تشکر را داریم . در این ایام تعطیلات ما 5 گپ نوروزی داشتیم که البته هدفمان بیشتر از این  بود اما خب عید هم مشکلات خاص خودش را دارد دیگر !! تمام هدف ما اتحاد و شناخت بیشتر خانواده وست ویژن با هم بود . نمی دانیم بعد از تعطیلات هم این روند را دنبال می کنیم یا نه ولی فعلا این قصد را نداریم . امید است که با نظرات خود راهگشای هر چه بهتر این وبلاگ باشید

 

با تشکر

مدیریت وبلاگ

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 13 فروردین1386 و ساعت 2:54 |

نویسنده: مینا

يکشنبه 12 فروردين1386 ساعت: 7:38

با سلام
من می خواستم ببینم این شمارش پورسانتها چطوریه آخر من نفهمیدم آخر هفته شمارش میشه یا به محضی که وارد جایگاه میشیم ؟
اگه ممکنه این موضوع رو هم برای من توضیح بدید ممنون میشم ...

پست الکترونیک

 

دوست خوبم سلام

 

در پاسخ به سوال شما باید عرض کنم که اینکه شما پورسانتی را در جایگاه ای بانک خود می بینید شامل دو قسمت است :

 

1- محاسبات کلی پورسانت های بازاریابان توسط نرم افزار شرکت که مبنای آن بستگی به نوع و سنخیت جایگاه ها دارد ( سیلور یا سولار ) . بدین معنی که نرم افزار محاسبه گر شرکت توسط اپراتور آن ساعت 24 هر پنج شنبه فعال شده و معمولا یک الی دو روزی طول می کشد که پور سانت تمام جایگاه ها را محاسبه کند . اگر این نرم افزار آخر هر هفته از جانب اپراتور شرکت فعال نشود ، هیچ پورسانتی در هیچ جایگا هی واریز نخواهد شد .

 

2 – مشاهده مقدار پورسانت ها در جایگاه ای بانک . این بدین معنی است که وقتی پورسانت شما پنجشنبه این هفته توسط نرم افزار شرکت محاسبه شد ، اگر شما تا 2 سال هم وارد جایگاهتان نشوید ، این مقدار پورسانت در جایگاه ای بانک شما قرار نخواهد گرفت . به محض اینکه شما وارد جایگاه خود شوید ( البته توصیه می کنیم همانطور که قبلا گفتیم 2 بار وارد جایگاه خود شوید و بیرون بیایید و برای بار سوم ای بانک خود را چک کنید ) میزان پورسانت هایی که باید در ای بانک شما قرار می گرفته را مشاهده خواهید کرد .

 

امیدوارم که جواب سوال خود را گرفته باشید .

 

با تشکر

مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 12 فروردین1386 و ساعت 16:52 |

   روزهای تعطیل در اغلب کشورهای صنعتی، صرف‌نظر از آخر هفته‌ها کمتر از ده روز است. با این همه هر روز تعطیل میلیاردها یورو به اقتصاد این کشورها لطمه می‌زند. برخی معتقدند کشورهایی چون ایران، که بیشتر به درآمدهای نفتی متکی هستند، از تعطیلی‌ها لطمه‌ کمتری می‌خورند. با این همه کثرت روزهای تعطیل در ایران چنان است که بحث کاهش آن مدتهاست به طور جدی مطرح شده است.

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از" رادیو آلمان"، تقویم در ایران تاریخی کهن دارد. پیشینه‌ تقویم‌های رسمی امروز به گاهشماری بازمی‌گردد که تنظیم آن را به زرتشت نسبت می‌دهند. آن تقویم کهن که «تقویم شهریاری ایرانی» نام دارد تلاشی برای تطبیق گاهشماری قراردادی با رویدادهای طبیعی و مبنای اغلب تقویم‌های معتبر ایرانی است. آنچه امروز به نام تقویم هجری خورشیدی در ایران مرسوم است با تغییر مبدا تقویم جلالی تنظیم شده است.

در سال‌های اخیر و با توجه به افزایش گرایش به سنت‌ها و آیین‌های پیش از اسلام تقویم‌های دیگری نیز روانه بازار شده است. از اینها می‌توان به تقویم‌های میترایی، آریایی، و زرتشتی اشاره کرد که در نظر برخی از کارشناسان، در ثبت روزها و مناسبت‌های مهم باستانی از دقت کافی برخوردار نیستند.

تقویم امروز ایران در اساس خود قرن‌هاست که تغییر چندانی نکرده، اما در هر دوره‌ای روزها و مناسبت‌هایی از آن کاسته یا به آن افزوده شده است. یکی از ویژگی‌های اصلی تقویم در دوران جمهوری اسلامی افزایش تعطیلی‌ها و چرخش از مناسبت‌های ملی به مذهبی است. تقویم رسمی جمهوری اسلامی از رکوردداران تعطیلی در جهان است.

در حالی که در کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه، صرف‌نظر از آخر هفته‌ها، تنها 9 و 11روز سال رسما تعطیل است، این رقم در ایران به 26 روز می‌رسد. در سال 86 به دلیل تقارن میلاد پیامبر با روز جمهوری اسلامی روزهای تعطیل 25 روز شده‌اند و 5 روز آن با جمعه مصادف شده است. در سال‌های گذشته، لااقل در شهرهای بزرگ چند روزی از سال به علت آلودگی بیش از حد هوا تعطیل اعلام شده و در مواردی، روز بین دو تعطیلی نیز به روزهای بیکاری افزوده شده است.

سال گذشته دولت در اقدامی غیرمنتظره، عید فطر را به جای یک روز، سه روز تعطیل اعلام کرد. این تعطیلی که با حساب روز جمعه چهار روز شد به اعتقاد برخی از کارشناسان حدود 80 میلیارد تومان به اقتصاد کشور لطمه زد. ضرر و زیان تعطیلی‌ها بیشتر متوجه بخش خصوصی است که می‌کوشد با طولانی‌کردن ساعات کار روزانه آن را جبران کند.

ظاهرا بازدهی کار در ایران به ویژه در بخش دولتی چنان نازل است که شمار زیاد روزهای تعطیل تاثیر مهمی در چرخه‌ اقتصاد کشور ندارد. افزون بر این تکیه بودجه کشور به درآمدهای نفتی و کم نقش بودن درآمدهای مالیاتی تاثیر منفی روزهای تعطیل را کاهش می‌دهد. با این همه مدتهاست بحث کم کردن تعطیلی‌ها مطرح است و حتا به مجلس نیز کشیده شده است.

مطابق تقویم‌های جمهوری اسلامی از 26 روز تعطیلی 16 روز آن را مناسبت‌های مذهبی، 6 روز را مناسبت‌های ملی و 4 روز را مناسبت‌های حکومتی (22 بهمن، 12 فروردین، 14 و 15 خرداد) تشکیل می‌دهند؛ به جز تعطیلات نوروز تنها مناسبت ملی 29 اسفند ماه روز ملی شدن نفت است.

در سالهای گذشته هر بار بحث کاهش تعطیلات پیش آمده، حذف 29 اسفند، 13 فروردین و دو روز از مناسبت‌های حکومتی بیشتر مطرح بوده. در حالی که بسیاری از علما با حذف تعطیلات مذهبی مخالف‌اند عده‌ای نیز خواستار کم‌رنگ‌تر شدن مناسبت‌های ملی هستند.

اوایل اسفند ماه سال پیش آیت‌الله "خزعلی"، عضو سابق فقهای شورای نگهبان و دبیرکل بنیاد بین‌المللی غدیر با انتقاد از آنان که نوروز را عید بزرگ ایرانیان می‌دانند از مجلس خواست تا با تصویب قانونی برای عید غدیر 7 الی 8 روز را تعطیل رسمی اعلام كند.

پایگاه خبری تقریب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 12 فروردین1386 و ساعت 5:9 |

مرشد و مریدی در صحرای عربستان با اسب می تاختند.

مرشد از هر لحظه سفر استفاده می کرد که شاگردش درس ایمان بیاموزد. می گفت: «به خدا توکل کن. او هرگز بندگانش را رها نخواهد کرد.» شبانگاه در جایی، بیتوته کردند و مرشد از مرید خواست که اسب ها را به سنگی ببندد.

 

مرید به طرف صخره رفت. اما آنچه را مرشدش آموخته بود، به خاطر آورد. با خود گفت: «او دارد مرا امتحان می کند. من باید اسب ها را به خدا بسپارم.» سپس بدون این که اسب ها را ببندد، آن ها را به امان خدا رها کرد. بامداد مرید اسبها را ندید. با حالی منقلب نزد مرشد آمد و شکایت کرد: «تو در مورد خدا هیچ نمی دانی. من اسب ها را به خدا سپردم، اما حالا می بینم که حیوان ها رفته اند.»

 

مراد گفت: «خدا خواست که مراقب اسب ها باشد، اما برای این کار به دستهای تو احتیاج داشت که اسب ها را ببندد.»

 

(کوئیلو)

 

با تشکر از محمد حسین شادچهره برای ارسال مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 11 فروردین1386 و ساعت 15:29 |

 مرد مؤمنی، به طرزی ناگهانی تمام ثروتش را از دست داد. چون می دانست خدا او را به نحوی کمک خواهد کرد، دست به دعا برداشت: «پروردگارا! بگذار که من در بخت آزمایی برنده شوم.» او سالها و سالها دعا کرد، اما همچنان فقیر باقی ماند.

 

سرانجام روزی مُرد و از آنجا که مرد بسیار با ایمانی بود، بلافاصله به بهشت برده شد. وقتی به آنجا رسید، از وارد شدن سر باز زد. او گفت که تمام عمرش را مطابق تعالیم مذهبیش زیسته است، اما خدا هرگز اجازه نداده است که در مسابقه ی بخت آزمایی برنده شود. با انزجار گفت: «هرچه به من وعده داده بودی، دروغ بود.»

 

خداوند جواب داد: «من همیشه برای کمک کردن به تو آماده بودم. اما با وجود این که من می خواستم کمکت کنم، تو حتی یک بلیت بخت آزمایی هم نخریدی.»

 

(کوئیلو)

با تشکر از محمد حسین شادچهره برای ارسال مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 11 فروردین1386 و ساعت 15:27 |

 

گپی نوروزی با مدیر وبلاگی نام آشنا از دیار توس کهن

 

کاری زیبا از vast eagles

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 8 فروردین1386 و ساعت 21:59 |

به ما می گویند که چرا همیشه با آدم های به نسبت موفق مصاحبه می کنی ؟ میگویند که شما می خواهید جو بدهید و از این جور حرف ها . میگویند اگر راست می گید بروید با آنهایی که نتورک را کنار گذاشته اند گفتگو کنید . با آنهایی که زیاد در نیاوردند . ما هم با اینکه لزوم اینکار را نفهمیدیم  ولی خب چون امر کردند ! ما هم اطاعت کردیم و مصاحبه امروز را با کسی انجام دادیم که تنها 150000 تومان از وست  در آورده و الان کار نمی کند . البته خودش می گوید که کامل کنار نگذاشته و الان سرش تو شرکت خیلی شلوغ است و از اردیبهشت می خواهد دوباره کار کند . گفت اسمش را م . م بنویسیم . حدودا 40 ساله است و حسابدار یکی از کارخانجات به نسبت بزرگ است . شاید خواندن چنین مصاحبه ای خالی از لطف نباشد

 

 

سوال : حدودا چند وقته که وارد نتورک شدی ؟

جواب : حدودا 5 ماه

 

سوال: انگیزه ات از ورود به نتورک چی بود ؟

جواب : پول

 

سوال : نتورک شغل اصلیت بود یا شغل دوم ؟

جواب : شغل دوم . شغل اصلیم حسابداری است

 

سوال : چقدر از نتورک درآوردی؟

جواب : 150000

 

سوال : راضی هستی ؟

جواب : نه ، چون زحمتی که کشیدم بیشتر از پولی بود که درآوردم

 

سوال : چقدر در می آوردی راضی بودی ؟

جواب : یک میلیون تومان

 

سوال : فکر می کنی که زحمتی که کشیدی روی اصول بوده است ؟

جواب : بله ، چون من خیلی هارا پرزنت کردم و همه آنها هم موافق بودند ، فقط در پول دادن گیر می کردند

 

سوال : مشکل چی بود ؟

جواب : مشکل رفقای آدم . اونقدر که قبلا رویشان حساب می کردم  نیستند . به ظاهر قبول می کنند ولی موقع پول دادن ، آنها اونور جوب من هم اینور جوب ...

 

سوال : نتورک چه رنگیه ؟

جواب : اولش سبزه ولی بعد بدجوری به قرمز برمی خوره

 

سوال : ( با خنده ) چرا ؟

جواب : اولش کتابهایی که میخونیم و با گفته دوستان آدم آینده درخشانی رو می بینه ولی بعد که وارد شدی می بینی که اونقدر ها هم راحت نیست

 

سوال : خب این مشکل نتورک است یا بقیه ؟

جواب : نتورک

 

سوال : پس چرا خیلی ها توانستند خیلی موفق باشند  ، ولی خیلی ها هم ( مثل شما ) نتوانستند ؟

جواب : آلان بیشتر اقشار جامعه که وارد این کار می شوند مار گزیده هستند یعنی قبلا تو نتورک های خارجی ضرر کرده اند ( محصولشون نرسیده و ... ) اما جالب اینجاست که غرور آنها اجازه نمی دهد که برگردند و دوباره شروع کنند

 

سوال : دونفرت را چه جوری گرفتی ؟

جواب : به راحتی ، همایش های وست ویژن برای جلب اعتماد اطرافیانم خیلی کمکم کرد

 

سوال : کلا چند نفر را به صورت مستقیم وارد کردی ؟

جواب : 3 نفر

 

سوال : به نظرت برای موفق شدن چند نفر را باید به صورت مستقیم وارد کرد؟

جواب : اگر فرهنگش نهادینه بشود و تبلیغات سوء نباشد ، هر چه بیشتر بهتر ...

 

سوال : برای اونهایی که تازه وارد شدند چه پیامی داری ؟

جواب : اگر مطمئنند که می توانند بفروشند بیایند جلو ، اگر نه تحت هیچ فشاری نیایند . یعنی با اگاهی کامل وارد این کار شوند

 

سوال : یک انتقاد از شرکت ؟

جواب : کارت های تخفیف را بردارند و به جایش یک جنس عامی پسند بگذارند و یا اینکه با مراکز بزرگ مثل شهروند و ... قرارداد ببندند .

 

سوال : یه پیام برای اقای دکتر بابایی ؟

جواب : آقای بابایی ، فقط یه کاری بکنید که اعتمادی که از مردم از دست رفته رو یه جوری برگردونید ، چون صدا و سیما و بقیه تبلیغات سوء می کنند و بقیه را تحت تاثیر قرار می دهند .

 

سوال : یه پیام برای Se7eN Vision Team  :

جواب : به نظر من کار کردن صرف  روی 7 خرید ، در این شرایط اقتصادی مردم یه مقدار مشکل است . هر کسی هر چقدر که دوست دارد خرید کند .

 

سوال : دوست داشتی که چه سوالی ازت می کردم که نکردم ؟

جواب : دوست داشتم که راجع به G- Bank هم می پرسیدی . به نظر من بهتر است که در G- Bank  علاوه بر صنایع دستی ، لوازم خانگی و برقی هم وارد شود . یعنی به عبارت دیگر گزینه انتقال G- Bank  به  O-Bank و بالعکس نیز وجود داشته باشد .

 

سوال : وبلاگ رو می خونی ؟

جواب : 2، 3 هفته یک بار

 

سوال : یه پیام عید برای همه وست ویژنی ها ؟

 

(( بچه ها خسته نباشید ، امیدوارم که در سال جدید بتوانید با مشکلات روزمره و تبلیغات منفی ، مجموعه خود را تشکیل دهید و سال خوبی را داشته باشید ...))

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 7 فروردین1386 و ساعت 14:0 |

کسي نگفته است که زندگي کار ساده ايست،
گاهي بسيار سخت و ناخوشايند مي نمايد.
اما با تمام فراز و فرودهايش، زندگي ...
از ما انساني بهتر و نيرومند تر مي سازد.
حتي اگر در لحظه حقيقت آن را در نيابيم.



به ياد آر ...
که در آزردگي، رنج از خود دور داري
،
و در دلتنگی، بگذاری اشکهایت جاری شوند،
و در خشم خود را رها سازی،
و در ناکامی بر خود چیره شوی،

تا می توانی یار خود باش.
می توانی بهترین دوست خود باشی،

اما به هنگام آشفتگی مرا خبر کن!
می کوشم، بدانم چه وقت باید در کنارت باشم.
اما گاه ممکن نیست، پس خبرم کن.



 


عشق بالاترین هدیه ای است که می توانیم به یکدیگر بدهیم.
و ایثار یکی از بزرگترین لذت هایی است که به ما ارزانی شده
.



 


من اینجایم هر زمان و همیشه،
تا هر آنچه دارم به تو هدیه دهم.

لوري وايمر

 

با تشکر از ویهارا

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 7 فروردین1386 و ساعت 1:29 |

در انتهای وجود، آنجایی که بین بودن و نبودن هیچ دیواری نیست،

 رازی سربه مُهر آکنده از ندانستن و نا آگاهی،

انگشتش را به سمت من اشاره کرده.

و به من می نگرد،

با نگاهی سرد.

 

من و تنهاییم به گرد هم نشسته ایم

آسان ولی پر دغدغه !

به دور میز اما و اگر !

 

چه بخواهیم و چه نخواهیم، لختی میهمان همیم،

و چه فرقی می کند کی اول شروع کند؟!

 

درد و رنج فراوان است و نیم نگاهی به قلم، هر چند پشت چک نویس، به هوا می برد، افکار بال گشاده، در فضای سبز سنگ را.

 

با تشکر از ویهارا

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 7 فروردین1386 و ساعت 1:23 |

  

برای کشف اقیانوسهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید

 

چرا که این جهان جهان تغییر است نه تقدیر.

 

تولستوی

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 5 فروردین1386 و ساعت 18:23 |

    یک روز یک زن و مرد ماشینشون با هم تصادف بدی می کنه .بطوریکه ماشین هردوشون بشدت آسیب میبینه .ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن فراضه شده بیرون میان اون خانم بر میگرده میگه .آه چه جالب شما مرد هستید... ببینید چه بروز ماشینامون اومده !همه چیز داغان شده ولی ما سالم هستیم .این باید نشانه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم ! مرد با هیجان پاسخ میگه:"بله کاملا" با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه !"بعد اون زن ادامه می دهد و می گه :"ببین یک معجزه دیگه. ماشین من کاملا" داغان شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا" خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !بعد زن بطری رو به مرد میده .مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشد.بعد بطری رو برمی گرداند به زن .زن درب بطری را می بندد و شیشه رو برمی گردونه به مرد.مرده می گه شما نمی نوشید؟! زن در جواب می گه : نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 5 فروردین1386 و ساعت 2:39 |

معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود

به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .

دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .

یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت.

بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ".

زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .

براون شهادتین را گفت و مسلمان شد .

پایگاه خبری تقریب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 3 فروردین1386 و ساعت 17:47 |

 

باورچيزخوبي است،اماعمل به آن باورآزمايش قدرت است،بسيارندكساني كه چونان غرش درياسخن مي‌گويند،امازندگيشان همچون مرداب ثابت وسطحي است.
غرورت رابه خاطركسي كه دوست داري بشكن،امادل كسي راكه دوست داري به خاطر غرورت نشكن.

اگرفكرمي كنيدكه موفق مي شويدياشكست مي خوريد،درهردوصورت درست فكركرده ايد.

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 3 فروردین1386 و ساعت 17:23 |

 

گپی خودمانی با دبیر انجمن وبلاگ نویسان و نویسنده The Best Of Leaders

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 3 فروردین1386 و ساعت 5:19 |

منتظر تأييد ديگران نباش‌، به تحقير ديگران اهميت نده


ذهن تو از كودكي تا به حال توسط ديگراني كه بيرون از وجودت هستند شرطي شده و تو براي آن كه بداني آدم خوبي يا بدي هستي به نظرات ديگران وابسته شدي. تو بارها به خاطر كارهايي كه ديگران بد دانسته اند تنبيه و تحقير شده اي و اگر حتي پنهاني توانسته اي آنها را انجام دهي عذاب وجدان راحتت نگذاشته . هم چنين كار خوب را ديگران برايت تعريف كرده اند اما همة تأييدها و تحقيرها مطابق معيارهاي متغير ذهني انجام مي شوند در حالي كه تو فقط ذهن نيستي و ذهن به عنوان يك ابزار در خدمت توست تا بتواني به وسيلة‌ آن به بالاتر از ذهن دست يابي .

 

حالا به عنوان يك شاهد به خودت نگاه كن كه چگونه به دهان ديگران چشم دوخته اي كه تأييد يا تحقيرت كنند امواجي را ببين كه از سوي ديگران به سمت تو مي آيند تو نه آن تأييدها هستي و نه آن تكذيب و تحقيرها اينها فقط افكاري هستند كه از سمت ديگران به صورت امواج شنيداري و ديداري به سمت تو مي آيند. تو مي تواني تمام اين حرفها را بشنوي و درك كني اما آن حرفها. تو شاهد باش كه در برابر افكار ديگران منفعل نيستي تو با معيارهاي روحي دروني مي تواني نسبت به افكار و اعمالت كنترل داشته باشي. تو نه كارهاي خوبي كه كرده اي هستي و نه كارهاي بدي كه انجام داده اي. شاهد باش كه اين تو اين اعمال و افكار نيستي و به عنوان شاهد فقط آنها را ببين و هيچ قضاوتي درباره شان انجام نده فقط به آنها نگاه كن.

 

حالا تو از بالا به همه چيز نگاه مي كني و به راحتي مي تواني بر جنبه هاي مثبت و منفي خويش آگاهانه اشراف داشته باشي

 

 

با تشکر از محمد حسین شادچهره برای ارسال مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 1 فروردین1386 و ساعت 13:15 |