تبليغاتX

Se7eN Vision Team

یا مقلب القلوب والابصار

                                                         یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

                                                        حول الحالنا الی احسن الحال

 

فرا رسیدن نوروز باستانی  دیرین کهن پارسیان را به تمام عزیزان و خوانندگان وبلاگ ، علی الخصوص عزیزان وست ویژنی تبریک و تهنیت عرض می کنیم  . امید واریم که در سال جدید بتوانیم با کوله باری پر بارتر و عشقی سرشارتر از همیشه در خدمت شما خوبان باشیم و در این راستا از تمامی شما عزیزان طلب یاری و مساعدت داریم        

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 15:32 |

در میان یک جمعیت شلوغ به راحتی پیدایش می کنید ! از نظر هیکل و بزرگی اندام در بین تیم Se7eN   Vision  مثال زدنی است ، خدا را چه می داند شاید هم در بین تمامی وست ویژنی ها بی نظیر باشد ! شاید باورتان نشود ولی اون اوایل ، زمانی که می خواستیم پرزنتش بکنیم ، می ترسیدیم . !! حالا خودش تبدیل شده به یک لیدری که خیلی ها  رویش حساب باز کرده اند . اسمش آرش است .  به قول خودش بیشتر پرزنت هایی که کرده است خرید شده است و در این زمینه رکورد دار است ( البته بچه ها می گویند به خاطر هیکل درشتت است ! ) کار اصلیش برنامه نویسی و تحلیل سیستم هاست و در ضمن مدیر یکی از وبلاگ های وست ویژن نیز است . 15 ساعت بیشتر تا سال تحویل  نمانده است . فکر میکنم خواندن این مصاحبه در این زمان خالی از لطف نباشد .

 

سوال : حدودا چند وقته که وارد وست ویژن شدی ؟

جواب : دقیقا یک سال

 

سوال : علاوه بر نتورک کار دیگری هم می کنی ؟

جواب : من کارم برنامه نویسی و تحلیل سیستم هاست .

 

سوال : خودت رو در نتورک موفق می دانی ؟

جواب : آره

 

سوال : شنیدم قرارداد خفنی در مورد سولار بستی ؟

جواب : حالا تا عملی نشه در حد حرفه . منتظرم خرید هاش خورده بشه .

 

سوال : نتورک چه رنگیه ؟

جواب : سیاه

 

سوال : چرا ؟

جواب : چون مطلق است

 

سوال : کلا چند نفر را به صورت مستقیم وارد وست ویژن کردی ؟

جواب : 18 نفر

 

سوال : دو نفرت رو چه جوری گرفتی ؟

جواب : به راحتی

 

سوال : به نظرت برای موفق شدن چند نفر را باید به صورت مستقیم وارد کرد ؟

جواب : همه آدم ها را . حتی آنهایی که قبلا خرید کرده اند !!

 

سوال : یعنی بازار یابی سنتی ؟

جواب : نه ، به هر حال همه قرار نیست نتورکر بشوند ، بعضی ها هم مشتری هستند . وقتی قرار باشد بفروشی دیگر فرقی نمی کند که به یک همکار آینده بفروشی یا به یک مشتری ساده  .

 

سوال : به نظرت به 2 نفر فروختن خیلی سخته ؟

جواب : نه ولی 2 نفر نگه داشتن خیلی سخته

 

سوال : پس چرا خیلی ها می گویند که 2 نفر خیلی سخته ؟

جواب : چون یا اعتبار و پشتکار ندارند یا به آن چیزی که دارند واقف نیستند

 

سوال  : برای آنهای که تازه وارد شده اند چه پیامی داری ؟

جواب : همیشه همان انگیزه روز اول را که وارد مجموعه شدید داشته باشید و همیشه با همان انگیزه بلکه بیشتر کار کنید .

 

سوال : یه خاطره تلخ در وست ویژن ؟

جواب : فوت پدر بزرگ آقای دکتر بابایی .

 

سوال : یه خاطره شیرین ؟

جواب : یکی از میهمانی های لیدر های مجموعه Se7eN Vision 

 

سوال : ویژنت ؟

جواب : کوتاه مدت خرید  C5 ولی بلند مدت بر اساس در آمد تغییر میکند .

 

سوال : یه پیام برای آنهایی که موفق نشدند و Fade شدند ؟

جواب : خیلی احمقید

 

سوال : فکر نمی کنی یه ذره بی انصافی باشه ؟

جواب : آره موافقم ، خیلی احمقید لغت خیلی کمیه برای این افراد .

 

سوال : یک انتقاد از شرکت ؟

جواب : فقط یکی ؟

 

سوال : حالا بیشتر هم شد اشکالی نداره ؟

جواب : به نظر من ساعت کاری دفتر پشتیبانی شرکت یکی از معضلات روند اجرایی شرکت است مثلا تاخیر در انجام خدمات . خیلی خوب است که این ساعت کمی بیشتر شود . مثلا 8 - 16

 

سوال : یه پیام برای آقای دکتر بابایی ؟

جواب : آیا آفر های بیشتری برای ایجاد انگیزه کار در افراد ندارید و یا اینکه برنامه های شما در جهت بهبو د وضعیت نتورک در ایران چیست ؟

 

سوال : شما مدیر وبلاگ East Se7en Vision هم هستید . وبلاگ نویسی کار سختیه ؟

جواب : وبلاگ نویسی کار سختی نیست ولی تابع بودن سخت است . یعنی تابع یک نگرش بودن و حفظ نگرش تیم سخت است .

 

سوال : به نظرت وبلاگ نویسی در وست ویژن الان در چه وضعیته ؟

جواب : در تیم های فعال بد نیست ولی به نظر من وضعیت وبلاگ خوانی خیلی بده .

 

سوال : چه کار کنیم که بهتر شود ؟

جواب : بستگی دارد که وبلاگ را برای چی می نویسی . برای مطرح شدن یا برای استفاده کردن . اگر برای مطرح شدن می نویسی کاریش نمی توانی بکنی ولی اگر برای استفاده کردن می نویسی باز هم ضررش برای آنهایی است که استفاده نمی کنند . به هر حال برای این موضوع هم ایجاد انگیزه موثر است و نیز دخیل کردن افراد در امتیازات و ارائه مطالب نیز بی تاثیر نیست .

 

سوال : چرا آمار وبلاگت 3000000 تاست ؟!!! خیلی ها می گویند که این دروغ است و یا مثلا داری سر بقیه رو کلا ه می ذاری ؟

جواب : من آن روز که وبلاگ را تاسیس کردم انگیزه ام استفاده کردن از وبلاگ بود نه مطرح شدن . حال اگر کافران همه را به کیش خود پندارند مشکل من نیست .

 

سوال : آخر آمار وبلاگت واقعی است یا نه ؟

جواب : هر چی که هست من هیچ اقدامی در آن ندارم

 

سوال : یعنی چی ؟

جواب : آره عزیز . واقعیه . البته خاله زنک ها باز هم می بافند !

 

سوال : یه پیام برای Se7eN Vision ؟

جواب : (( به امید روزی که تمام بچه های تیم هر روز روی فلش باشند ))

 

سوال : 15 ساعت بیشتر تا سال تحویل نمانده است . یه پیام عید برای تمام وست ویژنی ها :

 

(( امیدوارم که تعطیلات عید به همه شما عزیزان خوش بگذرد ولی کلا کار را تعطیل نکنید .....))

 

عیدتان مبارک

 

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 13:3 |
 
نوروز، شادی وشکر یک ملت است.
 
عید نوروز و جشن و جنبش بهاران را نه جمشید داستان و نه داریوش باستان فرمان داده اندو نه اسکندر مقدونی و خصومت عربی یانخوت اموی توانسته است  آن را از بین ببرد.دست خدا و خلقت نهال نوروز را در سرزمین ایران غرس کرده است ،در حالیکه یک سنت وصورت خالی از رسالت هم نیست،
شادی وشکر یک ملت است.
 مشاهده وحدت ویاد آوری مقاومت است.
 تلقین امید وتوکل است.
 درس حرکت و حیات است.
 
(مهندس مهدی بازرگان)

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 3:4 |

يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود  ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين  در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد . او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود  ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود . مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد . رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟ نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند . !!

 

يک کارگر ژاپنی در پاسخ " چه انگيزه ای باعث شده است که وی سالانه حدود هفتاد پيشنهاد فنی به کارخانه بدهد ؟ " جواب داد : اين کار به من اين احساس را می دهد که شخص مفيدی هستم ، نه موجودی که جز انجام يک سلسله کارهای عادی روزمره فايده ديگری ندارد.

  

مسئولین با کارگرها خوب وصمیمی بودند وکارگرها هم از آنها اطاعت می کردند . مسئولین در آنجا به همه افراد توجه مي كردند . در آنجا مسئولین رفتارشان به گونه اي بود كه كارگر به كارش علاقمند مي شد ، به نحوي كه اگر يك روز سر كارش نمی آمد دلش براي همکاران ، محل کار وحتی دستگاهي كه با آن كار مي كرد تنگ مي شد . مسئول ، وقتي مي خواست كاري را به كسي بسپارد ، نخست ساعتي آن كار را با وي انجام ميداد وقتي مطمئن مي شد وي آن كار را ياد گرفته است مي پرسيد: بروم ؟ وسپس مي رفت .آنها هيچوقت نمي گفتند بيا اين كار را انجام بده ، مي گفتند ممكن است به ما كمك كنيد ؟ يا مي گفتند بياييد اين كار را با هم انجام دهيم .

مديران سعی می کردند الگوی رفتاری کارکنان باشند . مثلا مدير وقتي مي ديد قسمتي از كارخانه كثيف است يك حوله سفيد به پيشاني مي بست و آنجا را جارو مي كرد . در آنجا حتي اعضاي خانواده صاحب كارخانه هم دوشادوش كاركنان كار مي كردند . هيچكس از صاحب كارش نميترسيد . همه سعي مي كردند كار خوب ارائه دهند و از اين مي ترسيدند كه كارشان خراب شود وديگران فكر كنند كه فلاني كارش بد است .اگر كاري خراب مي شد مدیر داد و فرياد راه نمي انداخت و كارگر را جلوي ديگران خوار نمي كرد ، بلكه براي او به آرامي شرح مي داد كه بهتر نيست كار را به اين طريق انجام مي دادي ؟ اگر در ماه كسي غيبت نمي كرد وكارش را خوب انجام مي داد مبلغ قابل توجهي به او پاداش مي دادند . اين باعث مي شد كارگر تشويق شود و مرتب و منظم سرکارش حاضر شود .

 

زماني براي صحبت كردن وارتباط با كارگر در نظر گرفته مي شد . سرپرست لحظاتي را در حين كاركردن به بهانه آموزش دادن با كارگر حرف مي زد تا روحياتش را بهتر بشناسد . كارگر وقتي مشكلي داشت با سرپرست خود صحبت مي كرد تا مشكلات براي حل به بالاتر انعكاس پيدا كند . وقتي به اضافه كاري نياز بود مستقيم به كسي نمي گفتند اضافه كار بمانيد بلكه صبح در حين صحبت به يك نفر مي گفتند امروز كار زياد است و افراد ديگر به خود اجازه نمي دادند محيط را ترك كنند ، مي ماندند تا كار را به اتمام برسانند . صاحب كارخانه هيچوقت لفظ كارگرهايم ، يا كارخانه ام را به كار نمي برد . . آنجا از يك كارگر معمولي تا صاحب كارخانه همه لفظ كارخانه امان را به كار مي بردند . وقتي سودي وارد كارخانه مي شد اين سود نسبت به ميزان حقوق بين همه توزيع مي شد. در آنجا كارگران معتقدند اگر خوب كار كنند سود كارخانه بيشتر مي شود اگر سود بيشتر شود شركتشان گسترش مي يابد شركت كه گسترش يابد اعتبارشان در كشور بالا مي رود . لذا همه دست به دست هم تلاش می کنند . دنياي آنها دنياي همدلي وهمكاري است . آنها تعطيلاتي دارند به اسم گلدن و یک که تقریبا هر چهار ماه در کل ژاپن، چند روز کارخانجات تعطیل است . مسئولین کارخانه یک شب قبل از تعطیلی ، همه کارگران را جمع می کنند ومی روند بیرون، جشن کوچکی می گیرند و وقتی می خواهند حقوق کارگران را بدهند از آنها قدر دانی می کنند و این حسن نیت باعث می شود که حتی خارجی ها هم برای آنها خوب کارکنند .

 

با آنکه در شرکت های توليدی ژاپن ، قسمتی وجود دارد به نام کنسا (کنترل کيفی ) ،که اين قسمت نبض هر کارخانه است ، هر فردی سعی می کند کنترل کننده کار فرد قيلی باشد لذا همه سعی می کنند قطعه خوب و بی نقص ارائه دهند .کارگری که قطعه ای را توليد می کند به چشم يک خريدار به آن نگاه می کند .اگر کاری خراب شود کسی از صاحب کارش نمی ترسد بلکه چون می داند نفر بعدی که برای مرحله بعدی کار را تحويل می گيرد مجددا کنترل می کند و اگر کار ايراد داشته باشد آن را عودت می دهد، سعی می کند کار را به بهترین شکل انجام دهد . در واقع در خط توليد ، هر بخش نسبت به بخش ديگر مثل مشتری است .

برای حفظ روحیه کارکنان محل کار معمولا در اماکن آفتابگیر ومشرف به مناظر طبیعی احداث می شود و ناهار خوری را هم در قسمت فوقانی ودارای چشم انداز بنا می کنند .

در آنجا از کارکنان می پرسند به نظر شما امروز کار را چگونه انجام دهیم تا در کار پیشرفت داشته باشیم . مسئولین در آنجا ادعا نمی کنند که همه کارها را فقط خودشان بلدند تا کارگرها بتوانند به راحتی نظر بدهند . اگر کسی پیشنهادی برای تسهیل در کار و افزایش بهره وری ارائه دهد با او آنقدر خوب برخورد می شود که شخص مرتبا به دنبال ارئه نظر در جهت ارتقای کارش است و اگر کسی پیشنهادی بدهد که عملی باشد با دادن جایزه از او تقدیر می شود .

اگر کارگری در حين کار متوجه شود قطعه ای اندازه  يک دهم ميکرون ايراد دارد ، سريع به صاحب کار اطلاع می دهد . صاحب کار ، به مدير شرکت تامين کننده قطعه اطلاع می دهد . آن مدير حتی اگر با کارخانه  فاصله زيادی داشته باشد خودش را در همان روز به کارخانه می رساند تا عذر خواهی وجبران کند.

 

با تشکر از East Se7eN Vision

http://east7vision.mihanblog.com/Post-821.aspx

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 28 اسفند1385 و ساعت 12:48 |

جامعه اي فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن ، كار روزانه اش مي باشد.

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 28 اسفند1385 و ساعت 12:43 |

اگرتنها ازاميد انتظارمعجزه داري ، دراشتباهي ، اميد بايد با حركت توأم باشد .

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 28 اسفند1385 و ساعت 12:40 |

سالروز شهادت حضرت علی ابن موسی الرضا ، امام رضا ( ع) را به تمام عاشقان اهل بیتش تسلیت عرض می نماییم .

امید واریم که در این روز عزیز ، ما را از دعای خیر خویش محروم نفرمایید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 28 اسفند1385 و ساعت 0:36 |

آهای پورسانت من نیامده !!!

ممکن است این مشکل برای شما و یا زیر مجموعه تان  هم پیش آمده باشد . جمعه صبح خوشحال از یک هفته پر کاری که پشت سر گذاشتید ، برای دیدن پور سانت خود سریعا  وارد جایگاه خود می شوید و بلافاصله گزینه (( وضعیت ای بانک )) را کلیک می کنید وناگهان می بینید که هیچ ... آنگاه گوشی را بر میدارید و به بالا سریتان زنگ می زنید وهرآنچه حرف های خوب و مهر بانانه بلد ید نثار آن بیچاره می کنید .

ممکن است برای شما و زیر مجموعه تان قصه تکراری باشد . البته خب من می گویم که طبیعی است !! صبر کنید . لطفا از آن حر ف های عاشقانه را نثار من نکنید ! این مشکلی است که اغلب برای افراد پیش می آید چون تا به حال به علت آن نیندیشیده اند . راستشو بخواهید برای ما هم پیش می آمد که شکر خدا برطرف شد . پس شما هم از این به بعد این کار را انجام دهید :

چون سایت وست ویژن را دو سرور ساپورت می کند لذا اطلاعات باید بر روی هر دو سرور ثبت شود و چون پورسانت ها مدت هاست وقتی محاسبه می شود که وارد دفتر کارتان می شوید  لذا از این به بعد وقتی برای دیدن پورسانت ها جایگاه خود را باز می کنید ابتدا چند دقیقه(10min) داخل جایگاه صبر کنید و سپسLog Off  شوید و یک بار دیگر وارد جایگاهتان شوید و دوباره Log Off   شوید . و در نهایت برای بار سوم وارد شوید و پورسانت خود را چک کنید و مطمئن باشید که کاملا و بدون هیچ نقصی محاسبه شده است .

 نکته بسیار مهم این قضیه آن است که اولین ورود شما به دفتر کار بسیار مهم است  واینکه دستور محاسبه ی جایگاه شما به سرور دوم برسد و این فرمان در Log in اول شما صادر می شود که اگر در این زمان DC کنید ودر حین گرفتن شماره  لیدر خود به انتخاب جملات زیبا بپردازید یا ناگاه کانکشن شما DC  شود شما دچار مشکل شده اید و آنگاه باید با دفتر نمایندگی تماس بگیرید و درخواست نمایید که تیم نرم افزاری این دستور رادر مورد جایگاه شما اجرا کنند که ممکن است بسته حجم کاری این تیم  کمی بیشترمنتظر بمانید 

امید واریم که با رعایت چیزی که گفتیم هم شما به دردسر نیفتید وهم از بار ترافیکی دفتر پشتیبانی به منظور  Refresh بکاهید .

با تشکر

مدیریت وبلاگ

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 28 اسفند1385 و ساعت 0:30 |

ايران با «جمشيد و خورشيد» به مقابله با «300» مي‌رود


  انیمیشن سینمایی «جمشید و خورشید» به کارگردانی بهروز یغمائیان، برگرفته از فرهنگ کهن ایران زمین است و می‌تواند پاسخی مناسب به فیلم ضدایرانی «300» باشد.

به گزارش مهر، تهیه‌کننده انیمیشن سینمایی «جمشید و خورشید»، روز جمعه، 25 اسفندماه، در نشستی به مناسبت آماده شدن این فیلم گفت: هالیوود همواره تلاش کرده قهرمانان دروغین خود را از طریق آثار سینمایی و انیمیشن به دنیا صادر کند. «300» و «اسکندر» و آثاری با این مضامین برای تخریب واقعیت های تاریخی و فرهنگی ملت صلحدوست ایران ساخته می شوند و تلاش دارند در راستای تبلیغات دروغین علیه ما افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهند.

نادر یغمائیان تاکید کرد: یکی از راه‌های مقابله با تحریف واقعیت‌های فرهنگی، تولید و نمایش آثار برگرفته از واقعیت‌ها و فرهنگ کهن ایرانی است، فیلم «جمشید و خورشید» نیز با همین هدف ساخته شده و امروز آماده نمایش در داخل و خارج کشور است. شخصیت‌های انیمیشنی آمریکا، ژاپن و چند کشور دیگر سال‌هاست در تلویزیون و ویدئوهای خانه‌های ما نمایش داده می‌شود و باید با تولید و نمایش آثار ایرانی تاثیر این قهرمانان غیرواقعی را بر مخاطبان از بین برد.

وی که پیش از این فیلم انیمیشن «خورشید مصر» را نیز ساخته، ادامه داد: نمایش فیلم «300» قطعا بی هدف نیست، چرا که اینگونه فیلم‌ها فرصت مناسبی برای تهاجم علیه تاریخ و فرهنگ کهن ما به شمار می‌آید و از آنجا که آثار سینمایی مخاطبان بسیاری در سراسر دنیا دارد، هنرمندان ایرانی نیز باید با آثار ارزشمند خود به مقابله با این تهاجم برخیزند.

یغمائیان تاکید کرد: وجود لوح کورش یا شعر سعدی در سردر سازمان ملل فرهنگ و صلح طلبی ملت ایران را به نمایش می‌گذارد، اما مخالفان تلاش می‌کنند با نمایش فیلم‌هایی نظیر «300»، تصویری خشن و جنگجو و غیرواقعی از ایرانیان ارائه دهند.

ما نیز در Se7eN Vision Team  اعتراض خود را به این تحریف بزرگ اعلام می نماییم....

 زنده باد ایران

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 27 اسفند1385 و ساعت 23:14 |

 

آدمی که خاطراتش را فراموش کند محکوم به تکرار آن است

 

سررسید امسال را با لیدرهاومدیران خود ورق بزنیم این یکی راهم در برگه آخر تیک میزنیم

م.ا

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 27 اسفند1385 و ساعت 3:56 |

م.لیایی متولد 1362 ، کسی که تا قبل از اینکه وارد عرصه نتورک مارکتینگ شود کار های زیادی انجام می داده ، حالا در مصاحبه امروز طعمه ما شده است ! بنا به گفته خودش تا قبل از نتورک،هم کارهای کامپیوتری انجام می داده و هم کار های تبلیغاتی . هم عکاسی می کرده و هم مسئول اجرایی در یکی دو سازمان بوده . همایش های زیادی را برگزار کرده و حتی مشاوره های روانشناسی نیز می داده !( به خاطر رشته  دانشگاهیش، زیرا دانشجوی روانشناسی است ) . با همدیگر حدودا یک ساعت صحبت کردیم که نتیجه آن چیزی شد که الان می بینید .

 

                                       

 

سوال : حدودا چند وقته که وارد وست ویژن شدی ؟

جواب : تقریبا یک سال

 

سوال : تا قبل از وست ویژن نتورک دیگری کار می کردی ؟

جواب : خیر

 

سوال : چه انگیزه ای برای ورود به عرصه نتورک داشتی ؟

جواب : تا الان هر کاری که کرده بودم خودم به تنهایی کرده بودم و از دوران کودکیم آرزوی داشتن یک تیم بزرگ را داشتم و فکر می کنم که نتورک یک همچنین قابلیتی را داشته باشد .

 

سوال : به کار و تجارت نتورک چه نمره ای می دهی ؟

جواب : 15 تا 16

 

سوال : چرا اینقدر پایین ؟

جواب : چون نتورک نه مطلق است و نه کل زندگی . تنها یک شیوه جذاب فروش کالاست . منتهی برخی به اشتباه آن را تمام زندگی خود می پندارند .

 

سوال : به عملکرد خودت چه نمره ای می دهی ؟

جواب : - 4 -

 

سوال : یعنی رفوضه شدی ؟

جواب : ( با خنده ) تقریبا

 

سوال : می تونم بپرسم چقدر از نتورک در آوردی ؟

جواب : تقریبا 10 میلیون تومان

 

سوال : پس چندان هم بد نبوده

جواب : راستشو بخوای من تا به الان به موفقیت های زیادی رسیدم ولی چون هنوز به ویژن های اصلی ام نرسیدم گفتم نمره 4 .

 

سوال : موفقیت در نتورک یعنی چی ؟

جواب : به نظر من موفقیت در نتورک در 4 چیز خلاصه می شود : 1- علم و اطلاعات  2- اتکا به نفس  3- مدیریت انسانی  4 – تمرکز

 

سوال : خودت رو کدوم ها ضعف داری ؟

جواب : مدیریت انسانی و تمرکز

 

سوال : ویژنت چیه ؟

جواب : ویژن نهایی من اینست که تا 5 سال دیگر تعادل 2.5 میلیون وست ویژن را داشته باشم

سوال : فکر می کنی قابل دسترس باشد ؟

جواب : وقتی آدم به وست ویژن نگاه می کنه می بینه که خرید از آن ارزان قیمت است . و وقتی افراد دیگر را میبیند که در نتورک های دیگر ( خارجی ) که محصولی عملا ندارند و قیمت خریدشان بسیار بالاتر از وست است  توانستند تعادل ها ی بالایی داشته باشند و وقتی  وست ویژن کالای مصرفی دارد ، آنگاه چندان دور از دسترس هم نیست . تازه ایران حدود 80 میلیون جمعیت دارد که ما فقط 5 میلیون از آن را می خواهیم !!

 

سوال : یک حرف برای آقای دکتر بابایی ؟

جواب : می خواستم بهشان بگویم که من اولا شما را بسیار تحسین می کنم  همانطور که شما توانستید در وست ویژن بسیار موفق شوید ، من هم مثل شما می توانم ..

 

سوال : یک انتقاد از شرکت ؟

جواب : اگر ما می خواهیم کالایی را به فروش برسانیم مخصوصا در ایران ، باید مشخصات کامل و قابل لمسی را به مشتری بدهیم . ای کاش از اول شرکت سولار را هم استارت می زد

 

سوال : پس معلومه که سولار برایت موفقیت بیشتری داشته تا سیلور !

جواب : ببینید کالا ، کالاست . چندان فرقی نمی کند . خود آقای دکتر بابایی هم گفته که سولار برای راحتی کار است . ولی اگر بخواهیم به جامعه ایران نگاه کنیم ،  می بینیم که سولار کمی بهتر است . مخصوصا اخیرا که سولار برای مجموعه من خیلی بهتر بود .

 

سوال : وبلاگ را می خونی ؟

جواب : بله ، اکثر اوقات .

 

سوال : چه پیشنهادی برای بهتر شدن وبلاگ داری؟

جواب : همین کاری که در زمینه مصاحبه ها استارت زدید خیلی خوب بود

 

سوال : نتورک چه رنگیه ؟

جواب : رنگ بی رنگی . چون با هیچ کاری نمی شود مقایسه اش کرد

 

 سوال : یک پیام برای همه وست ویژنی ها ؟

جواب: سعی کنیم که کارمان را واضح و شفاف بیان کنیم . ما نتورک خارجی کار نمی کنیم که محصول نداشته باشیم و برای ورودی گرفتن احتیاج به نگرش ها و حقه های روانشناسی داشته باشیم . ما محصول می فروشیم . قبلش خودمان خریدیم و به خاطر رضایتمان آن را به دیگران هم می فروشیم . ما اگر شفاف کار کنیم ، محصولاتمان آنقدر جذاب است که همه بخرند

 

سوال : یه پیام برای سون ویژن :

جواب : آفت نتورک مارکتینگ خود محوری است . خود محوری را از خود دور کنیم و به خویشتن محوری فکر کنیم و و یک حدیث از حضرت علی ( ع) : (( توکل کن ، تفکر کن ، تامل کن  و آستین هایت را بالا بزن ، آنگاه دستان خدا را می بینی که زودتر از تو آماده شده اند ))

 

سوال : و در آخر یک پیام عید :

 

جواب : منم به نوبه خودم به تمام وست ویژنی ها و مخصوصا سون ویژنی ها این عید سعید باستانی را  پیشاپیش تبریک می گم . ان شاالله که در عید ویژناتونو یک رفرش بکنید و ببینید که چقدر نزدیک شدید و در سال جدید می خواهید چه کار کنید . عید همتون مبارک ...

  

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 25 اسفند1385 و ساعت 23:14 |

همانطور که قول داده بودیم برای عید و ایام نوروز برنامه های ویژه ای داریم . قصد داریم تا در ایام نوروز به منظور آشنایی بیشتر اعضای تیم Se7eN Vision با هم و ایجاد همدلی و اتحاد بیشتر بین بازاریابان غیور وست ویژنی ، در اقصا نقاط میهن عزیزمان ،  هر روز مصاحبه ای را با یک یا چند تن از اعضای تیم داشته باشیم تا نظر آنها را نیز راجع به نتورک ، وست ویژن ، روند کاری و برنامه های شرکت و تیمی که در آن کار می کنند را بپرسیم . دوست داریم که به طور زنده و کاملا دوستانه با شما برخورد کنیم تا هر آنچه که دلتان می خواهد  با هزاران وست ویژنی غیور در میان بگذارید .  اول می خواستیم که مصاحبه افراد را از بالا به پایین مجموعه شروع کنیم ولی بعد پیش خودمان گفتیم که این انتخاب به صورت تصادفی باشد خیلی بهتر و جذاب تر است . البته این را هم بگوییم که اگر کسی هم چه در این مجموعه و چه هر جای دیگر خواست که با هم یک گپ دوستانه بزنیم و حرف هایش را به گوش تمامی دوستان برساند ، می تواند در قسمت نظرات و یا با میل وبلاگ با ما تماس بگیرد . بنابراین منتظر ما باشید تا یک روزی ، یک جایی ، گیرتان بیاوریم و باهاتون مصاحبه کنیم !! به عنوان اولین مصاحبه ، آقای  وزیری طعمه ما شدند!! البته شاید ایشان قدمت زیادی در وست ویژن نداشته باشند اما فکر می کنم شنیدن حرف های کسی متولد 1366 است و تنها 3 ماه در وست ویژن کار میکند خالی از لطف نباشد ...

 

 

سئوال : سلام . چند وقت است که وارد وست ویژن شدی ؟

جواب : حدودا 3 ماه

 

سئوال : می تونم بپرسم که تا الان چقدر پور سانت گرفتی :

جواب : حدودا 3 میلیون تومان

 

سئوال : آیا راضی هستی ؟

جواب : به نسبت بد نبوده ولی باید بیشتر تلاش کنم

 

سئوال : چه انگیزه ای باعث شد که نتورک کار کنی ؟

جواب : ( با خنده )  پلن پورسانت دهی خوب آن !

 

سئوال : اگر بخواهی به کار نتورک مارکتینگ یه نمره از صفر تا بیست بدی ، چه نمره ای می دی ؟

جواب : 20

 

سئوال : به کار خودت چی ؟

جواب : 18

 

سئوال : نتورک چه رنگیه ؟ !

جواب : آجری

 

سئوال: وبلاگ رو میخونی ؟

جواب : اوایل زیاد میخوندم منتها الان که یه ذره سرم شلوغ شده به نسبت کمتر می خونم .

 

سئوال : چه پیشنهادی برای بهتر شدن وبلاگ داری ؟

جواب : راستش به نظر من بهتره که با نتورکر های موفق مصاحبه بشه و با اونهایی هم که در نتورک موفق نشدند هم مصاحبه کنید .

 

سئوال : میتونم ویژنت رو بدونم چیه ؟

جواب : ( با خنده ) راستشو بگم ؟ راستش ویژنم اینه که اونقدر رشد کنم که اگر یک روزی آقای دکتر بابایی خواستند وست ویژن را به کسی تحویل دهند به محمد علی وزیری تحویل دهند ...

 

سئوال : فرض کن که الان میتونی با آقای دکتر بابایی صحبت کنی ، چی بهشون می گفتی ؟

جواب : می گفتم آقای دکتر ، من واقعا از صمیم قلب شما را تحسین می کنم و مطمئنم که نتی که درست کردی خیلی توپه و جای پیشترفت زیادی رو داره . لطفا هر چه زودتر به فکر یک سرور دیگه باشید چون وست ویژن داره تصاعدی بالا می ره !! من رو ویژنم مصمم ، خوشحال می شوم که نظر شما را هم بدانم

 

سئوال : یه پیام برای آنهایی که موفق نشدند ؟

جواب : بروید دنبال جایی که اشتباه کردید ، بگردید

 

سئوال : یک انتقاد از شرکت ؟

جواب : چرا جدیدا همایش نگذاشته ؟ و چرا ایبانک ها از طریق سولار نقد نمی شود ؟ ضمنا اگر کمی هم تعداد محصولات روی سایت زیادتر شود خیلی بهتر است .

 

سئوال : یک پیام برای Se7eN Vision  ؟

جواب : ما باید تمام سعی خودمان را بکنیم ، در آخر این خداست که روزی دهنده است .

 

سئوال : در آخر هم یک پیام تبریک عید به همه وست ویژنی ها :

 

 

یه آسمون گل های یاس و میخک

یه دریا عشقو احتیاج و پولک

یه حس عاشق و یه قلب بی قرار و کوچک

فقط میخواد بهتون بگه که عیدتون مبارک

 

بهترین آرزو ها را برایتان آرزو می کنم  و امیدوارم که سال جدید برای شما سال وست ویژن باشد.

 

در آخر از این پسر 20 ساله به نسبت موفق ( به قول خودش ) به خاطر وقتی که برای ما گذاشت ، تشکر می کنیم . سعی می کنیم که در آخر این مطالب به یک جمع بندی خوبی از بین صحبت ها ی شما برسیم و همچنین به بسیاری از سئوالات شما نیز تا حد توان پاسخ بگوییم . هدف ما اطلاع رسانی شفاف و صحیح در یکی از موفق ترین و بهترین شرکتهای نتورک مارکتینگ است . شما هم ما را در این امر خطیر یاری کنید . تا مصاحبه ای دیگر خدا نگه دار ....

     

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 25 اسفند1385 و ساعت 2:18 |

  

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، طبق گفته مسوولان شركت مخابرات ايران در حال حاضر تست اين سيم كارتها انجام شده است و از سال آينده مي‌توان شاهد حضور اين سيم كارتها در بازار سيم كارت تلفن همراه كشور باشيم.
   وفا غفاريان به فارس گفت: پيش بيني شده كه بهاي تعويض سيم كارتهاي فعلي با اين سيم كارتها رقمي بين 100 تا 150 هزار ريال باشد.اين طرح براي سهولت دارندگان چندين نوع سيم كارت از اپراتور‌هاي مختلف تلفن همراه در دستور كار شركت ارتباطات سيار است.همانند برخي از گوشي‌ها كه مي‌توانند چندين نوع سيم كارت را در خود جاي دهند، اين سيم‌ كارت‌ها نيز مي‌توانند دو يا سه شماره از اپراتور اول، دوم (ايرانسل) و تاليا را در خود ذخيره كند.در اين روش مشتركان تلفن همراه اپراتور اول مي‌توانند بر اساس نياز خود از سيم‌كارتي استفاده كنند كه قابليت جاي دادن چند شماره سيم‌كارت را در كنار هم داشته باشد. در حال حاضر اين طرح براي شماره‌‏هاي اپراتور اول امكان پذير خواهد بود.
  داود زارعيان مدير كل روابط عمومي شركت مخابرات ايران نيز در اين باره به فارس گفت: براي اين سيم كارتها قابليتهاي زيادي تعريف شده است.مي‌توان اين سيم كارتها را به عنوان كارت بانك و يا منبع ذخيره اطلاعات پزشكي قرار داد.
وي اظهارداشت: البته اجراي اين عمليات به تعامل ميان بخشهاي مختلف چون بانكها دارد.
زارعيان تاكيد كرد: فعلا براي اين نوع سيم كارتها تنها در بخش تلفن همراه كشور تعريف شده است.
اين گزارش حاكي است: با اين نوع سيم كارتها فرد مي‌تواند به عنوان مثال علاوه بر داشتن اطلاعات سيم كارت اپراتور اول خود، اقدام به ذخيره و استفاده از اطلاعات سيم كارت ديگر چون تاليا و ايرانسل كند.

 پس بی صبرانه منتظر سیم کارت وست ویژن می مانیم

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 24 اسفند1385 و ساعت 16:2 |

امروزدر جلسه ای دیگردرانجمن وبلاگ نویسان از موضوعات خرد تا اهداف بلند انجمن صحبت شد:

در ابتدا به بررسی عملکرد هفته گذشته پرداخته شد ونکات موثری ردوبدل شد...

 

نکات و اهداف کوتاه مدت این جلسه که بررسی شد به شرح زیر می باشد:

۱: برگزاری جلسات عمومی برای حضور تمامی بلاگ نویسان وست ویژن در آینده نزدیک

۲: تقدیرازوبلاگ نویسان برترشهرستانهای کشور

۳: بررسی برنامه نوروزی وبلاگهای عضو انجمن

۴: پیشنهاد ایجاد یک ایمیل برای انجمن برای ارتباط بیشتر دوستان . کشف نویسندگان خوش قلم و...  

و......

 

 انجمن

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 24 اسفند1385 و ساعت 3:10 |

 تولد ومرگ اجتناب ناپذيرند ، فاصله اين دورازندگي كنيم.

 خداوندهمه چيزرادريك روزنيافريده است،پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيزرادريك روزبدست بياورم.

 زندگي دشوار است،امامن ازاوسرسخت ترم.

 

با تشکر از East Se7eN Vision

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت 10:10 |

با سلام خدمت تمامی عزیزان وست ویژنی :

همانطور که قبلا هم اطلاع داده بودیم ، دفتر پشتیبانی شرکت در سال ۸۵ تا پایان وقت اداری روز پنجشنبه مورخ ۲۴ / ۱۲ / ۸۵  بیشتر باز نیست .  برای ارسال ای سریال در روزها ی تعطیل عید نوروز تدابیری اندیشیده شده که از دوستان خواهشمندیم که با راهبران ارشد خود هما هنگ باشند . اما در مورد سولار باید به اطلاع برسانیم که چون دفتر پشتیبانی تا ۱۴ / ۱ / ۸۶ پاسخگوی عزیزان نخواهد بود لذا دریافت محصولات سولار نیز تا آن تاریخ مقدور نمی باشد . لذا به اطلاع عزیزانی که قصد فروش محصولات سولار را در ایام تعطیلات نوروز  دارند می رسانیم که این عزیزان باید محصولات خود را تا قبل از ساعت اداری روز پنجشنبه مورخ ۲۴ / ۱۲ / ۸۵ حتما تهیه نمایند .

در ضمن این وبلاگ نیز برای ایام عید نوروز برنامه های ویژه ای را در نظر دارد . با ما باشید با معرفی بیشتر تیم Se7eN Vision .

با تشکر

مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت 2:28 |
 
  ما آخر نفهمیدیم امروز۴ شنبه سوری بود یا هفته ی دیگه است به هرحال شاد باش ما را پذیرا باشید مطلبی در این موضوع خواندیم و کمی اضافه و کم کردیم که منبع آن نا معلوم بود پیشا پیش عذر خواهی میکنیم و تقدیم شما پارسیان کهن نژاد میکنیم:
 
  يک رشته از جشن هاي آريا يي از اقوام هندي , ايراني و اروپايي جشن هاي آتش است . منظور از جشن آتش جشن هايي است که با افروختن آتش جهت سور و سرور شادماني اغاز و اعلام مي شده است که از ميان آنها ميتوان به جشن سده  در پايان زمستان بزرگ (10 بهمن ) جشن سوري در روزهاي آخرين سال و جشن آذرگان در نهم آذر اشاره کرد
 .
    واژه سوري فارسي , در پهلوي به گونه سوريک صفت است و چون سور به معني سرخ و   ايک پسوند صفت مي باشد . و با هم معني سرخ و سرخ رنگ مي دهند چنانکه گل سوري به معني گل سرخ است و اين جشن را جشن سوري گفته اند از آن جهت که عنصر اصلي آن افروختن آتش سرخ بوده است .
    هنگام دقيق جشن سوري در پايان سال چه وقت بوده است ؟ آنکه مسلم است شب چهار شنبه نبوده , چون در تقويم و روز شماري ايرانيان , شنبه و چهارشنبه و جمعه وجود نداشته در روز شمار زرتشتي   هر سال به 12 ماه تقسيم مي شده و هر ماه درست  بي کم و کاست 30 روز داشته که هر روز با ذکر نام خود شناخته مي شده . آنگاه جهت حساب کبيسه , پنج روز به انتهاي سال مي افزودند و هر روز به نام يکي از گاثاها (سروده هاي حضرت زرتشت ) شناخته مي شد . و اين پنج روز را پنجه ,خمسه , پنجه دزديده و ... مي گفتند .
    پس در يکي از چند شب آخرسال , ايرانيان جشن سوري را که عادت و سنتي قديم بود با آتش افروزي همگاني برپا مي کردنند .اما چون اساس تقسيم در روز شماري بر آن پايه نبود که ماه را به چهار هفته با نام هاي کنوني روزها بخش کنند پس لاجرم در شب چهارشنبه آخر سال تحقيقاً چنين جشني برپا نمي شده . روز شمار کنوني بر اثر ورود اعراب به ايران باب شد و بي گمان سالي که اين جشن به شکلي گسترده برپا بوده مصادف با شب چهارشنبه شده , و چون در روز شمار تازيان چهارشنبه نحس و نا مبارک و بديمن محسوب بوده از آن تاريخ به بعد شب چهارشنبه آخر سال رابا جشن سوري به شادماني پرداخته و بدين وسيله مي کوشيدند نحوست چنين شب و روزي را منتفي کنند . منوچهر دامغاني ميگويد :
                         چهارشنبه که روز بلاست باده بخور        بساتکين مي خور تا به عافيت بگذرد
 
     البته اين که چرا شب چهار شنبه براي چنين جشني که برگرفته از سنت ها و آداب و رسوم ايران کهن است انتخاب شده است دلايلي دارد . يکي از دليل وابسته به يک شخصيت تاريخي شيعي است که آن هم جنبه ايراني دارد , چون مختار سردار معروف عرب , کسي است که به خون خواهي امام حسين (ع) و يارانش که در کربلا با مظلوميت و شقاوت شهيد شدند قيام کرد و انتقام خون آنان را بازستاند . به موجب اين خبر مختار پس از حادثه کربلا هنگامي که از زندان آزاد شد و به خونخواهي شهداي کربلا قيام کرد و براي انکه موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد دستور داد که شيعيان به بالاي بام خانه هاي خود آتش بيفروزند تا موافق و مخالف از هم تميز داده شوند و اين شب مصادف بود با شب چهارشنبه آخر سال و از آن به بعد مرسوم شد که ايرانيان مراسم آتش افروزي را در شب چهارشنبه آخر سال اجرا کنند .     
از سوي ديگر اين پرسش پيش مي آيد که جشن سوري ايرانيان چگونه مي توانست زداينده و برطرف کننده بد بختي و نحوست شود . آتش در نظر ايرانيان مظهر روشني ,پاکي , طراوت ,سازندگي , زندگي , سلامت و تندرستي و در نهايت مظهر خداوند است . بيماريها زشتي ها , بديها و همه آفات و بلايا در عرصه تاريکي و ظلمت جاي دارند . به همين جهت است که اهريمن مظهر تاريکي و ظلمت است . به اعتقادايرانيان هرگاه آتش افروخته مي شود بيماري , فقر , بدبختي , ناکامي و همه بدي ها و زشتي ها محو و ناپديد مي شوند چون از آثار وجودي ظلمت و اهريمن هستند پس افروختن آتش به طور کنايه راه يافتن روشني معرفت در دل و روح است که آثار اهريمني و نحوست و نامبارکي را از ميان بر ميدارد . به همين جهت جشن سوري را در آخر سال برگزار کردند تا سال نو را خوش و خرم شاد کام باشند .
   اما چنان چه گذشت در سال350 هجري هنوز شکل و هنگام اصلي جشن حفظ شده و موسوم به جشن سوري بوده . اما به طور تحقيق ميتوان گفت تاريخ برگزاري   جشن سوري در ايران باستان از سه مرحله بيرون نيست : اول در شب بيست و ششم از ماه اسفند , يعني در نخستين شب از پنجه کوچک يا نخستين شب از ده شب و روز فرودگان . دوم اولين شب پنجه بزرگ يا پنجه وه  که پنج روز کبيسه است و نخستين شب و روز جشن همسپتمدم  و آخرين گاهنبار محسوب مي شود دانست . سوم در آخرين شب سال قرار داد که جشن اصلي همسپتمدم که آخرين گاهنبار و جشن آفرينش انسان است .
در ذيل گوشه اي از مراسمات چند شهر ذكر ميگردد  :
خراسان :
خراسانيها در شب چهارشنبه سوري نزديك غروب آفتاب هفت يا سه بوته آتش در وسط كوچه و يا در صحن حياط گذاشته و براي دفع پليديها از روي آن مي پرند و مي خوانند :
زردي ما از تو سرخي تو از ما
 
زنهايي كه بچه كوچك وشيرخوار دارند آنها را بغل كرده و از روي آتش رد ميكنند.
پس از آن مي گذارند آتش تا آخر بسوزد زيرا خاموش كردن آتش و فوت كردن به آنرا بد مي دانند .بعد از خاكستر شدن يكي از اعضا خانواده خاكسترش را مي برد سر چهار راه مي ريزد تا باد ببرد .
پس از مراسم آتش افروزي براي دفع قضا و بلا مقداري زغال ( كه علامت سياه بختي است ) و اندكي نمك (شور چشمي) و يك سكه ( كوچكترين سكه رايج كشور-نشانه تنگدستي) را در كوزه ي سفاليني انداخته و هر يك از افراد خانواده يكبار دور سر مي گرداند و نفر آخر آنرا بالاي بام برده و آنرا به ميان كوچه پرتاب مي كند.
خراسانيها در شب چهارشنبه آخر سال كوزه هاي كهنه كه در خانه دارند را مي شكنند و كوزه ي نو مي خرند و براي تكميل عيش خود در صورت داشتن استطاعت چهار رنگ پلو درست مي كنند .((رشته پلو – ماش پلو – زرشك پلو – عدس پلو ))
 
 مردم سروستان :
در در غروب آخرين چهارشنبه سال مراسمي بسيار ساده بر پا مي شود به اين ترتيب كه توي كوچه ها و ميدانها خرمن و خار و گون آماده را با كبريت مي افروزند وهمه با سرور و شادي از كوچك و بزرگ از روي آن مي پرند و با هر پرشي اين شعر را مي خوانند:
هاجنگ شير ، هاجنگ شير ، بالا بي شين ، پاين بي شين ، خودشير اومد رسيد.
بعضي هم مي گويند:سرخي تو از من ، زردي من از تو .
 
بچه ها قطعه هاي درشت زغال را با نفت آغشته سپس آتش مي زنند و چون گوي بسوي هم مي رانند ، گلوله ي آتشين ، نفير كشان سينه ي هوا را مي شكافد و به طرف دشمن حركت مي كنند ، دشمن خودش را كنار مي كند . همينكه زغال به زمين افتاد يا خاموش مي شود يا از هم مي پاشد .
 
مردم سيرجان :
 نزديك غروب شخصي از اعضا خانواده سبوئي ر آب كرده و درون آن مقداري دانه جو و برگ سبز و يك عدد سكه مي انداخت و در حاليكه آنرا زير بغل گرفته سه مرتبه دور حياط منزل مي گشت و مي گفت ((غم بر و شادي بيا حنت برو روزي بيا)) بعد آنرا خارج از خانه يا از بالاي پشت بام به پايين پرت مي كرده . سكه را عابرين غريبه از روي زمين بر مي داشتند و جنبه صدقه داشته است .
اگر سكه را زن بر مي داشت به فال نيك مي گرفتند و مي گفتند ((زمونه به كام ماست)) و اگر مرد بر مي داشت برعكس تعبير مي كردند.
بعد از شكست كوزه در بيرون منزل بين چهار كوچه آتشي مي افروختند و كنار آن ظرف آبي مي گذاشتند و از روي آب و آتش مي پريدند. بعد با همان آب آتش را خاموش مي كردند تا بدينگونه خشم و ناراحتي را نابود كنند . پختن آش رشته در چهارشنبه سوري رسم بود و آنرا بين 5 تا 7 خانواده پخش مي كردند .
 
+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت 2:10 |

محصولات جدید شرکت در سال ۸۵

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت 0:46 |

یک مصاحبه  خواندنی با یکی از دوستداران و علاقمندان به نتورک مارکتینگ . حتما اسمش را شنیده اید .

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت 0:42 |

سفر آموزشی دبی به روایت تصویر

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 22 اسفند1385 و ساعت 0:51 |

پلن فرهنگی ، فرهنگی نو

 

( قسمت نهم – قسمت آخر )

 

جزییات خرید از پلن فرهنگی ...

 

 

 

بالاخره پس از 10 روز دوباره آمدیم !!. منتها این بار دیگر برای آخرین قسمت از این سلسله مطالب آمدیم . در قسمت های قبلی ( در واقع در 8 قسمت گذشته ) به بیان روند تولد نتورک مارکتینگ در ایران و چگونگی سوق پیدا کردنش به اوضاع فعلی پرداختیم و تحلیل کاملی را از علل و عوامل پیدایش گرایش های مختلف و دیدگاه های متفاوت نسبت به این تجارت پرداختیم . و در آخر به اینجار سیدیم که آموزش سهم بسزایی را در رشد و ماندگاری یک تیم بازاریابی دارد ( که البته خودتان از اول می دانستید ! ) و سپس در مورد چگونگی آموزش و نحوه درست استفاده از آن پرداختیم و در نهایت به معرفی پلن جدید شرکت وست ویژن و اینکه این پلن می تواند سهم بسزایی را در روند نهادینه سازی این تجارت در کل جامعه داشته باشد به بحث نشستیم و برآن شدیم تا در قسمت اخر این مطالب به بیان ریز آین پلن بپردازیم . و اینک این گوی و این میدان ....

 

تا به حال شما با 2 پلن کاری در وست ویژن اشنا هستید که میتوانید با فروش آنها کسب درآمد کنید . یکی پلن سیلور و دیگری پلن سولار .( البته غیر از اینتر نشنال ) اما اگر مطالب ما را دنبال کرده بودید متوجه می شدید که سومین پلن نیز وجود دارد که همانند پلن های قبلی می توانید با فروش آن کسب در آمد کنید . البته بهتر است همان اول ذکر کنیم که پلن فرهنگی بیشتر اجر معنوی دارد تا مادی !! اما نحوه خرید :

 

همانند سولار که ای کارت داشتیم ، در خرید از پلن فرهنگی نیز ای کارت وجود دارد . شما برای خرید می توانید دو کار را انجام دهید :

 

1- جایگاهی را همانند خریدی که درسیلور  انجام می دادید ، رزرو کنید . سپس وارد جایگاه رزرو شده بروید و بر روی گزینه (( فعال سازی با ای کارت )) کلیک کنید . سپس با وارد کردن کد 16 رقمی موجود بر روی ای کارت آن را فعال نمایید .

 

نکته : اگر شما ای کارت فرهنگی را در جایگاهی که به صورت سیلور رزرو کردید ، فعال کنید  در واقع انگار شما یک خرید سیلور زده اید . یعنی در جایگاه شما (( Silver Merchant )) ثبت خواهد شد .

 

2- جایگاهی را به صورت سولار رزرو نمایید ( پروفایل را پر نمایید ) و سپس داخل آن رفته و با ایکارت فرهنگی ، آن را فعال نمایید .

 

نکته : در واقع شما ای کارت فرهنگی را می توانید به 2 صورت ثبت نمایید . یا سیلور یا سولار .

 

پس از ثبت و فعال سازی پلن فرهنگی ، بر روی گزینه آموزش نتورک مارکتینگ بروید و آن را باز کنید . خواهید دید که دروسی را به شما معرفی خواهد کرد . مثلا تا به حال 5 جلسه از ان گذشته است . این بدین معنی است که مباحث مختلفی را به صورت فصل به فصل و موضوعی ( از مبتدی تا پیشترفته ) آورده که شما هر چند روز یک بار با یک درس جدید روبرو خواهید شد . شما باید این مباحث را به مرور زمان مطالعه کنید . تا وقتی که شرکت به شما اعلام کند که وقت امتحان است !! در اینصورت شما باید در تاریخ و زمان و مکانی که شرکت اعلام میکند حضور بهم رسانید تا امتحان خود را به صورت حضوری و کتبی بدهید . ( امتحانات به صورت تستی است . زیاد نگران نباشید . فکر هم می کنیم که می شود تقلب کرد ! ) در صورت قبول شدن در امتحان در واقع شما آن دوره را باموفقیت پشت سر گذاشته اید حال باید به مرحله بعد بروید !! شما باید 3 مرحله را پشت سر بگذارید تا به درجه ی لیدری برسید :

 

1- مرحله مقدماتی

2- مرحله متوسطه

3- مرحله پیشترفته : در صورت قبول شدن در این مرحله به درجه لیدر خواهید رسید

 

نکته : لازم به ذکر است که آنهایی که به تعادل های 400 و 800 و 1024 می رسند باید به ترتیب مراحل مقدماتی ، متوسطه و پیشترفته را پاس کنند تا شرکت به آنها آفر بدهد .

 

نحوه پورسانت دهی :

 

اصولا بگذارید یک چیزی بگویم که گیج نشوید و همین جا قال قضیه را بکنم !. ببینید به طور کلی هر جایگاه بستگی دارد که از چه سنخیتی باشد . اگر از سنخ سیلور باشد در نتیجه پورسانت های 3-3 ، 6-6 را میگیرد و اگر از سنخیت سولار باشد پورسانت های درصدی سولار . در نتیجه اگر شما ای کارت فرهنگی را به صورت سیلور فعال کرده باشید ، پورسانتیکه می گیرید همان پورسانتی است که یک جایگاه سیلور می گیرد و اگر به صورت سولار فعال کرده باشید ، پورسانتی که میگیرد همان پورسانتی است که یک جایگاه سولار می گیرد . در نتیجه مشکل حل شد !!!

 

نکته : یادم رفت بگویم !! قیمت پلن فرهنگی 50000 تومان است . یعنی شما این مقدار را به حساب شرکت واریز می کنید . سپس فیش آن را تسلیم شرکت کرده و همان موقع یک ای کارت فرهنگی را از شرکت در یافت می نمایید .

 

نکته مهم : انهایی که تا به الان خرید سیلور کرده ا ند و صاحب تعادلند ، لازم نیست که یک جایگاه رزرو کنند و آن را فعال نمایند ، بلکه می توانند روی همان دفتر کار خود ، ای کارت خود را فعال نمایند . اگر شخصی خود را بدین صورت فعال نماید ، در تعادل بالا سریش حساب نمی شود اما بالاسری او 3-3 آن را می گیرد . مثلا فرض کنیم که من ودایرکت های سمت راست و چپم بدین صورت خود را فعال نماییم . در این صورت تعادل بالاسری من بالاتر نرفته  ولی او به ازاء 3-3 پورسانت در یافت خواهد کرد . البته آنطور که ما پیگسر شدیم در آینده این یمکان وجود خواهد داشت که شما بتوانید گزارشی مبنی بر تعداد خرید های فرهنگی را نیز در تیمتان در وضعیتGeneology  مشاهده نمایید .

 

 

سئوال : آیا پورسانت های 3-3 فرهنگی سیکل دارد یا نه ؟

جواب : ببینید اصولا هر گونه پورسانتی که شما به صورت باینری می گیرید چون از طریق ای بانک در یافت می کنید ، پس سیکل دارد . حال چه 3-3 سیلور باشد چه 6-6 سولار و چه 3-3 فرهنگی و چه ...

 

سئوال : آیا اتمام دروس فرهنگی و قبول شدن در آن آفری دارد ؟

جواب : تا به الان آفری مشخص نشده است اما آنطور که ما از آقای دکتر بابایی شخصا پرسیدیم ایشان فرمودند که اگر خودتان قبول شوید و 2 نفرتان هم در این امتحانات قبول شوند احتمالا یک آفری در نظر می گیریم . چون هنوز اولین دوره امتحانات شروع نشده پس آفر آن هم مشخص نیست .

 

سئوال : آیا پس از اتمام دوره ها مدرکی تحویل افراد می شود ؟

جواب : بلی . یک مدرک که نشاندهنده اینست که شما این دوره ها را گذرانده اید از طرف خود شرکت وست ویژن به شما داده می شود .

 

سئوال : برگزاری امتحانات به چه صورت است ؟

جواب : همانطور که گفتیم ، امتحانات به صورت حضوری طبق اعلام شرکت مبنی بر مکان و زمان آن برگزار می شود .  

 

سئوال : آیا ثبت نام وسط ترم هم امکانپذیر است ؟ یعنی من الان ای کارت خود را فعال نکردم ، آیا می توانم در اولین دوره امتحانات آن شرکت کنم ؟

جواب : بلی . ببینید ، شرکت یک سری جزوه آموزشی را به صورت طبقه بندی و جلسه به جلسه  هر چند روز یک بار وارد سایت می کند . شما موظفید که به مرور زمان این جزوات را مطالعه نمایید . حال اگر منظور شما اینست که چه هنگام می توانید ای کارت را خریداری نمایید تا بتوانید در اولین دوره آموزشی شرکت ، حضور داشته باشید ، جواب اینست که شما می توانید حتی در روز امنحان هم این ای کارت را خریداری نمایید !!خود را فعال نمایید . در واقع اگر شما نمی خواهید و یا نمی توانید الان ای کارت فرهنگی را بخرید  ، میتوانید جزوات را از کسی گرفته و انها را مطالعه کنید و از روز و ساعت و مکان امتحان مطلع شوید و سپس روز اخر ای کارت را بخرید و امتحان بدهید . اما خب کار خودتان سخت تر می شود . به نظر من که اگر از همین الان بخرید راحت ترید .!!

 

سئوال : آیا کسی حق انصراف از خرید فرهنگی را دارد ؟

جواب : خیر . خرید پلن فرهنگی حق انصراف ندارد .

 

سئوال : فرض کنیم که من 7 خرید کرده ام . آیا برای اینکه آفر گلد این 7 جایگاه را بگیرم باید پلن فرهنگی را در تمامی جایگاه ها فعال کنم ؟یعنی باید 7 تا ای کارت خریداری نمایم ؟

جواب : خیر . هدف از پلن فرهنگی اجحاف به افراد برای خرید نیست ، بلکه هدف اصلی هوشیارتر شدن و بالا بردن سطح آگاهی است . شما تنهابا خرید یک پلن فرهنگی و فعال کردن یک جایگاه خود می توانید آفر هر 7 جایگاه را در یافت نمایید .

 


نکته : از این  به بعد برای دریافت آفر های خود باید به شرکت مراجعه کنید و کتبا در خواست نمایید . در واقع باید یک سری موارد اداری را رعایت کنید . یکی از مزایایی که این کار دارد این است که شرکت می تواند بدینوسیله لیدر های فعال و دلسوز خود را نیز شناسایی نماید .

 

در این سلسله مطالب تمامی سعی ما این بود که سئوالات متداول و احتمالی که شما عزیزان با آن برخورد می نمایید را بتوانیم تا حدودی مرتفع نماییم . البته نیک می دانیم که به خاطر ضعف قلم ما و ناتوانی در بیان مطالب احتمال دارد که سوالاتی در ذهن شما نقش بسته باشد . همانند کاری که در سولار هم کردیم ، اگر سوالی در ذهن داشتید به صورت نظر برای ما بگذارید تا در پست های بعدی به صورت ریز تر به آن بپردازیم . ما تماما سعی کردیم که در این 9 قسمت اهمیت خرید پلن فرهنگی را برای حفظ ، رشد و بقای مجموعه هایمان تحلیل کنیم . امیدوارم که همگی ما در وست ویژن با دوپلیکیت صحیح این پلن بتوانیم در جشن های تولد متعدد ، شمعهای وست ویژن را با قدرت فوت کنیم !!

 

 

یا حق

 

مدیریت وبلاگ

 

پایان

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 22 اسفند1385 و ساعت 0:38 |

تغییرات در تسهیلات

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 21 اسفند1385 و ساعت 17:42 |

 كلمات حباب آبندواعمال قطره طلا (شرقي)

كارريشه هاي تلخ وميوه شيرين دارد (آلماني)

 

كسي كه حرف مي زند،مي كاردوآنكه گوش مي دهد،درومي كند (آرژانتيني)

 

كسي كه خوب فكرمي كندلازم نيست زيادفكركند (آلماني)

 

نگارش انديشه ها،سرمايه آينده است (اسپانيائي)

 

كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند،عقب مي ماند (اسپانيولي)

 

كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند،گول مي خورد (فرانسوي)

 

همه كساني كه باتومي خندند،دوستان تونيستند (آلماني)

 

كسي كه ازمرگ مي ترسد،اززندگي لذت نتواندبرد (اسپانيولي)

 

گرزبزرگ زندگي ممكن است سرم رابشكند،اماگردنم راخردنمي كند (چيني)

 

بيش ازحدعاقل بودن،كارعاقلانه اي نيست (فرانسوي)

 

بدون باختن برنده نمي شوي (روسي)

جواهربدون تراش ومردبدون زحمت ارزش پيدانمي كنند (چيني)

تپه اي وجودنداردكه سراشيبي نداشته باشد (اسكاتلندي)

 

كسي كه به پشتكارخوداعتماددارد،ارزشي براي شانس قائل نيست (ژاپني)

 

 

با تشکر از East Se7eN Vision

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 21 اسفند1385 و ساعت 12:57 |
با سلام خدمت تمامی دوستان و عزیزان دوستدار وست ویژن و وست ویژنی :

لازم است به استحضار برسانیم که دفتر پشتیبانی شرکت وست ویژن در سال ۸۵ تا پایان ساعت اداری پنجشنبه مورخ ۲۴ / ۱۲ / ۸۵  باز می باشد و جوابگوی شما عزیزان خواهد بود و بعد از آن دفتر ، تا تاریخ ۱۴ / ۱ / ۸۶ جوابگوی عموم نخواهد بود . بدیهی است که برای تهیه ای سریال و محصولات سولار نیز تدابیری اندیشیده شده است که به موقع به استحضار شما خوبان خواهیم رساند .

در ضمن این وبلاگ نیز در روزهای عید با مطالب جدید و متنوع آپدیت خواهد شد . بنابر این زیاد نگران نباشید !!!

پیشاپیش عید سعید نوروز را به همه شما عزیزان تبریک عرض می کنیم ... منتظر مطالب جالبی از Se7eN Vision Team  در وبلاگ باشید ...

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 21 اسفند1385 و ساعت 0:38 |

خدا مي داند اخرين زنگ دنيا چه وقت مي خورد.اما ان روز كه اخرين زنگ دنيا خورد! ديگر نه مي شود تقلب كرد و دم كسي رو ديد..

ان روز فقط تويي و كارنامه ات و معدل نگاه و نيت ودست و زباني كه عليه تو شهادت مي دهند.

آن روز است كه مي فهمي دنيا با همه بزرگيش از جلسه امتحان هم كوچكتر بود.ميبيني كنار هر لحظه ات فرشته هايي ممتحن بوده اند كه هر چي مي نوشتي مي نوشتن..

خدا كند ان روز كه اخرين زنگ دنيا مي خورد روي تخته سياه قيامت اسم تو را جزء خوبها بنويسند. خدا كند حواست بوده باشد و زنگهاي تفريح انقدر در حياط نمانده باشي كه حيات يادت رفته باشد. خدا كند دفتر زندگي ات را تميز و زيبا جلد كرده باشي و بداني دنيا چرك نويسي بيش نيست..

خدا مي داند اخرين زنگ دنيا  چه وقت مي خورد.ان وقت است كه مي فهمي زندگي عجب سوال سختي بود! سوالي كه بيش از يكبار نمي شود به ان جواب داد..

باتشكرازشقايق

با تشکر از East Se7eN Vision

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 21 اسفند1385 و ساعت 0:23 |

ديکته نا نوشته غلط نداره !

 

دو گروه از افراد اشتباه نمي کنند " کودکان خوابيده در گهواره " و " مردگان در گور " ، برخي نيز بر اين باورند که " ديکته نانوشته غلط ندارد !" ، اگر بپذيريم که اين ضرب المثل ها در باور و تجارب انسانها ريشه دارند اين سئوال به ذهن شما مي رسد که اگر در مقام يک راهبر در کاري اشتباه کنيد آيا به آن اعتراف مي نماييد ؟ آيا پذيرفتن اين واقعيت که مرتکب يک اشتباه شده ايد دشوار است ؟ مطمئن باشيد پذيرفتن يک اشتباه از جانب يک راهبر چندان دشوار نيست .هيچ کدام از بازار ياباني که با شما کار مي کنند به دليل اينکه شما يک راهبر هستيد شما را مصون از خطا نمي دانند. پس ، در صورت انجام کار اشتباه ،سعي نکنيد آنرا توجيح کنيد و به اظهارات نا معقول توسل جوييد . بلکه بهتر است براي پيشرفت کار و کاهش خسارات احتمالي مادي و اعتباري اشتباه خود را بپذيريد .

 

اگر پس از انجام اشتباه در کار آنرا با انواع ترفندها براي بازار يابان خود صحيح جلوه دهيد علاوه بر خسارات احتمالي اتفاقات ديگري نيز مي افتد . در اين صورت مخاطبين و بازار يابان شما تقريبا متوجه مي شوند آنچه را که توجيه مي کنيد اساسا غلط مي باشد .و اين کار نتيجه اي جز سلب اعتمادبازاريابان شما نسبت به مديريت يک مجموعه را در پي نخواهد داشت .از اين رو ،موجه نشان دادن اشتباهي که در کار پيش آمده ،تسلط شما را بر مجموعه تان که براي پيشبرد کار لازم است کاهش مي دهد و توان شما را براي رهبري آنان ضعيف خواهد کرد .بنابراين در چنين مواردي تنها راه براي کسب اعتبار نزد ديگران و حفظ احترام خود ودر نهايت ، تشويق بازاريابان مجموعه به احساس مسئوليت در قبال شرکت و کار آن است که با فروتني اظهار کنيد که اشتباه کرده ايد . اگر انسان در چنين مواردي غرور کاذب را در خود سرکوب نمايد کار بسيار معقولي انجام داده است .به خصوص اگر بازاريابان مجموعه شما مخاطبتان باشند تحت تاثير شخصيت قابل ستايش شما قرار خواهند گرفت  زيرا با اين رفتار نشان داده ايد که نمي خواهيد آنچه را که همه نادرست مي دانند به  آنها تحميل کنيد .

 

بطور کل اين کار دو مزيت عمده به همراه دارد :

 

نخست اعتراف راهبر به اشتباه خود موجب مي شود که اعتماد بازاريابان به انصاف و قضاوت صحيح او جلب گردد و هنگامي که راهبر خطاي يکي از بازاريابان را مطرح مي کند به راحتي استدلالهاي او پذيرفته شو د و از سوي ديگر بازاريابان نيز رفتار شايسته راهبر را الگوي خود قرار مي دهند و در چنين حالتي باعث رشد و اعتلاي مجموعه و همچنين استقرار بيشتر شرکت مي گردند. به طور مثال اگر بازاريابي در آموزش و يا انتقال اطلاعات نقص داشته باشد يا اشتباهي مرتکب گردد و بعدا متوجه آن نقص شود ، بدون آنکه خود را ببازد ويا احساس شرم کند ، با مراجعه به راهبر ، اطلاعات نادرست را تصحيح خواهد کرد . بنا براين اگر فرهنگ اعتراف به خطا از طريق انتقاد سازنده از خود در ميان مجموعه را ترويج کنيد ، چه بسا با اين روش بتوانيد از وارد آمدن خسارات يا صدماتي به مجموعه يا شرکت جلوگيري کنيد ودرضمن موفق به ريشه يابي شويد که همواره بر سر راه پيشبرد مجموعه تان وجود دارد . اگر مي خواهيد بازاريابان مجموعه شما به راحتي اشتباهات خود را تصحيح کنند به راهنمايي آنان  بپردازيد . به طور مثال اگر دو بازارياب شما در انتقال اطلاعات و آموزش دچار تناقص گويي و احياناً خطا شده اند آنها را تخريب نکنيد بلکه آنها را راهنمايي کرده و مثال بازاريابي را بزنيد که کارهايش را به نحوه احسن انجام مي دهد ،با اين عمل ،آنها بجاي آنکه در مورد خطاي خود موضع تدافعي بگيرند ،با اطمينان خاطر نسبت به عکس  العمل شما ، به خطاي خود اعتراف خواهند نمود . بنابراين از امروز تصميم بگيريد جهت ارتقاء کيفي و کمي کار مجموعه تان به اشتباهات خود اعتراف نماييد.

 

مديريت روابط عمومي و امور بين‌الملل وست‌ويژن مهندس مهدي اسماعيلي

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 اسفند1385 و ساعت 12:50 |

با سلام خدمت تمامی عزیزان و دوستداران این وبلاگ . دومین قسمت از سلسله مطالب (( 11%   هدف .. )) نوشته آقای لیایی را تقدیم شما عزیزان می کنیم . باز هم ایشان از ما خواهش کردند که به شما بگوییم نظر بدهید .!!  گویا  ادامه مطالب ایشان با نظرات شما بهتر و جذاب تر و کاربردی تر خواهد شد . من هم از شما خواهش می کنم نظر بدهید تا این مطالب به صحت و سلامت و خوبی و خوشی ارسال شود !!  آقا شما رو به خدا نظر بدهید !! در ضمن ایشان گفته اند که هفته ای یک بار بیشتر این سلسله مطالب را آپدیت نمی کنند . پس لطفا تا هفته دیگر یادتان نرود که کجای ماجرا بودیم !!

باز هم از لطف و عنایت شما عزیزان و خوبان ممنونیم .

 

اگر دنياي كودكان را تجربه كنيم ، 11% باقي مانده هدف بي معني خواهد بود

 

( قسمت دوم )

 

 

در ابتدا بايد از نظرات شما كه به ادامه نگارش مطلب من كمك مي كنه تشكر كنم . البته يه سوالي هم از ليدرهاي گلم دارم كه چرا مارو در قسمت نظرات مفتخر نكردند ؛ خب شايدم اينطوري تشخيص دادند به هرحال ما هميشه به ليدرهاي عزيزمون گفتيم چشم  ، چون ميدونستيم كارشون درسته بازهم ميگيم چشم .

 

من از نظرات شما عزيزان چند نكته رو برداشت كردم كه يكي يكي اونهارو عنوان ميكنم بعد مفصل بهش مي پردازم و در نهايت ادامه ماجرا...

 

1-     اكثريت قريب به اتفاق قبول كردند كه در رسيدن به هدفشون موقتا شكست خوردند (جا گذاشتن كليد)

2-     همه قبول دارند كه اگر شكستي هم هست ، احتمال وقوع آن در انتهاي مسير بيشتر است

3-     اكثريت قريب به اتفاق بازهم ادامه مي دهند

4-     بنظر من هيچ يك از دوستان بطور كاملا واقعي خودشان را در فضاي داستان حس نكردند

5-     نميدونم چرا همه براي ورود به ويلا دنبال كليد بودند؟

6-     همگي هد فشان رسيدن به ويلا بود نه كسب تجربه ، نه لذت بردن از مناظر و حتي نه  خوابيدن و لذت رويا بردن از روياي هدف

7-     هيچكسي از سختي كشيدن باكي نداشت

8-     و...

 

خب اينگونه مطا لب شمارو ياد تلاش براي اهدافي ميندازه كه درابتدا با خود فكر مي كرديد هرچقدر هم سخت باشند ولي شدنی هستند . چون شما ميخواستيد كه انجام بشوند ، اما بنظر من اين يک روي سكه است روي ديگر آن  ناگواري ها اتفاقات وحوادثي است كه قرار است با آن روبرو شويد . ادامه دادن مسير درهنگام برخورد با موانع ، كاملا به شخصيتتان بستگي دارد، چراكه بايد در زماني كوتاه تصميم بگيريد كه يا از جسارت و منش خود كمك بگيريد تا به راه خود ادامه دهيد و يا اينكه شرايط را پذيرفته و از هدف خود دست برداريد .

 

ولي بنظر من داريم سختش ميكنيم !

 

نكته اي كه در اين داستان نهفته است جز پرروئي (جسارت به معناي خوبش) نيست. بگذاريد با يک مثال منظورمو براتون روشن كنم ؛ بچه هاي شيطون وقتي يه چيزي رو بخواهند محال ممكنه بدستش نيارند ، هر مانعي كه سر راهشون قرار بگيره مهم نيست. چون اونها فقط اون چيز رو ميخواهند که  برایش حاضرند تلاش كنند ، دوباره از صفر تلاش كنند ، تنبيه بشوند و در آخر گريه كنند (كاري كه ما آدم بزرگها در مواقع درموندگي و ناچاري ميكنيم). بهتر بگم بچه ها نميدونند كه مانع چيه و چكار ميكنه ، تلاش به چي ميگن ، شكست كدومه ، اصلا هدف چيه!  اونوقت ما آدم بزرگها به اين انسان هاي هدفدار ميگيم "بچه پررو" ! جالبه نه؟

 

داخل نظرات ديدم :

 

1-     با افتخار همه شكست رو قبول كردند و ميخواهند دوباره شروع كنند =========<‌ شكست اصلا چي هست كه شما ميخواهيد اون رو قبول كنيد يا نه ، طبق فرموده اميرمؤمنان علي (ع)  "شكست به معناي عدم موفقيت نيست ، يعني تأخير در پيروزي"

2-     همه روي چوب نويسنده رفتيد ! كي گفته احتمال وقوع شكست در انتهاي مسير بيشتره؟

3-     اكثريت ميخواهند ادامه بدهند ==========< ميخواهيد ادامه نديد و بيخيال هدف بشيد؟ تعارف نكنيدا ميخواهید به هدفتون نرسيد. جون داداش ناراحت ميشم اگه تعارف كنين !!!

4-     اصلا درك نكرديم كه يه زماني همه اين داستانها و قصه ها رو مامان و باباهامون برامون با يه زبوني كه بفهميم  تعريف ميكردند تا بخوابيم  تا توي ضمير نيمه خود آگاه  و نا خود آگاهمون هك بشه

5-     كي گفته فقط با كليد قفل(ويلا) باز ميشه ؟ پس اين دزدا چه جوري يه قفل رو باز ميكنن ؟ (نكنه با كليد خودش؟)

6-     خب يه نكته خوب ، همه ميخواستن به ويلا برسن و همه روی هدفشون تمركز داشتند و تو حاشيه نبودند ======< حاشيه از كجا مياد؟ مگه از 2×2اي كه ذهن ما انجامش ميده تا بشه 4 تا ولي نميدونم چي ميشه كه ميشه 5 تا نمياد؟ از حواس پرتي و اصطلاحا دغدغه هاي ديگه مياد .

7-     مگه ميشه كسي از سختي كشيدن بترسه ؟‌ ما مسلمونها تو قرآنمون نوشته " ليس للا نسان الاّ ما سعي" (براي انسان چيزي جز سختي (كوشش) تعريف نشده) اگه خدا ما رو خلق كرده خودشم اين حرف رو زده پس از سختي كشيدن نترسيدن هنر نيست

 

خستتون نكنم ما هممون يه زماني بچه بوديم و جزء بچه پرروهاي د ورو بر خودمون بوديم كه الآن اينجائيم و داريم نتورك كار ميكنيم پس بيايم هممون يه بار ديگه خاطرات دوران كودكيمونو به خاطر بياريم . خاطراتي كه با عث شده پايه و بنيان شخصيتي ما شكل بگيره تا نخواهيم هدف رو رهاكرده و به خونه هامون برگرديم . بيايم بچه باشيم و مثل دنياي بچه ها دنياي شادي رو داشته باشم

 

ولي يه سوال !

 

الآن كه نميتونيم مثل بچه ها زندگي كنيم ،بزرگ شديم و به اقتضاء سنمون بايد زندگي كنيم پس چطوري ميتونيم بچه باشيم و دنياي شاد بچگي رو دوباره تجربه كنيم ؟

 

در قسمت نظرات منتظر جوابهاتون هستم تا قسمت بعدي رو قلم بزنم ...

 

 

 محمد لیایی

 

 

ادامه دارد ...

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 اسفند1385 و ساعت 1:18 |

تاوان دوست داشتن

 

زن وشوهري تازه ازدواج كرده بودندوبراي گرفتن نصيحتي ازشيوانا نزد اورفتند.شيوانابه حرمت زوج جوان ازجابرخاست وآنهارابه كنارخودنشاندوازمردپرسيد:

توچقدرهمسرت رادوست داري؟

مردلبخندي زد وگفت :

تاسرحدمرگ اورامي پرستم وتاابدچنين خواهم بود.

شيوانا اززن پرسيد كه اوچقدرهمسرش رادوست داردوزن شرمناك پاسخ داد:

من هم مثل او، تاسرحدمرگ دوستش دارم وتازمان مرگ ازاوجدانخواهم شدوهرگزاين احساسم به اوكم نمي شود.

 

شیواناتبسمي كردوگفت كه بدانيدكه درزندگي لحظاتي هست كه تاسرحد مرگ ازهم متنفر خواهيدشد واصلا "هيچ نشانه اي ازعشق وعلاقه دردلتان نخواهيديافت ودرآن لحظات حتي حاضرنخواهيدبودكه حتي يك لحظه هم چهره همديگرراببينيد.

 

امادرآن لحظات عجله نكنيدوبگذاريدابرهاي ناپايدارنفرت ازآسمان عشق شماپراكنده شوندو دوباره خورشيدمحبت بركانون گرمتان پرتوافكني كند.

 

دراين ايام اصلا "به فكرجدايي نيفتيدوبدانيدكه تاسرحدمرگ متنفربودن تاواني است براي تاسر حدمرگ دوست داشتن مي پردازيد.عشق ونفرت دوانتهاي آونگ زندگي هستندكه اگرزيادبه كرانه بچسبيد،اين هردواحساس رادرزندگي تجربه خواهيدكرد.

 

سعي كنيدهميشه حالت تعادل راحفظ كنيدوتالحظه مرگ لحظه اي ازهم جدانشويد.

 

 

با تشکر از East Se7eN Vision

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 اسفند1385 و ساعت 1:17 |

۳-۳درvast goal  دیگر معنا ندارد.

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 اسفند1385 و ساعت 1:13 |

دلیل نهم شکست افراد

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 اسفند1385 و ساعت 1:6 |

عبادت دیناری !!

 

گویند : در بنی اسرائیل عابدی بود ، شنید در آن نزدیکی درختی است که مردم آن را می پرستند ! عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصب در دین تبر بر دوش نهاد و رفت که درخت را ببرد ! ابلیس به صورت پیری بر او ظاهر شد و پرسید کجا می روی ؟ گفت : برای بریدن فلان درخت ، ابلیس گفت : برو به کار عبادتت مشغول باش ، تو را چه کار به این کار ؟ عابد سخت بر او آویخت و او را بر زمین زد و بر سینه او بنشست

 

 ابلیس گفت : دست از من بدار تا تو را سخنی نیکو گویم ، دست از وی بداشت ، ابلیس گفت : این کار ، کار پیغمبران است نه تو ! عابد گفت : من از این کار بازنگردم و دوباره با ابلیس دست به یقه شد و او را به زمین زد . بار سوم ابلیس گفت : تو مردی درویش هستی این کار را به دیگران واگذار ، من روزی دو دینار زیر بالین تو گذارم که هم هزینه خود کنی و هم به دیگر عابدان دهی ، عابد پیش خود گفت : یک دینار آن صدقه دهم و دینار دیگر خود به کار برم و این کار بهتر از درخت برکندن است که مرا بدان نفرموده اند و من پیغمبر نیستم ! دیگر روز دو دینار زیر بالین خود دید و برگرفت ! تا روز سوم که هیچ دیناری بر بالین خود ندید .

 

 تبر برداشت و عازم بریدن درخت شد . ابلیس در راه رسید و به او گفت : ای مرد این کار ، کار تو نیست و باهم در آویختند ، ابلیس او را بر زمین زد و بر سینه او نشست ، عابد پرسید : چه شد که آن دوبار من تو را بر زمین زدم و این بار درماندم ؟ گفت : آن دوبار بهر خدا درآویختی و این بار بهر دینار ! اول برای خدا به اخلاص آمدی و از جهت دین خدا خشم گرفتی ، خداوند تو را نیرومند ساخت ، اکنون بهر طمع خویش آمدی و از بهر دنیا خشم گرفتی و پیرو هوای نفس خود شدی ، لاجرم ناتوان شدی !

 

از مصطفی (ص) پرسیدند اخلاص چیست ؟ گفت : اینکه گویی : پروردگار من خدای یگانه است ، پس از آن در آنچه مأمور شدی پایمردی کنی

 

 

با تشکر فراوان از محمد حسین شادچهره برای ارسال مطلب

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 اسفند1385 و ساعت 1:5 |

فرا رسیدن سالروز اربعین حسینی را به همه عاشقان دلسوز  آن امام بزرگوار و ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارتش بالاخص خانم بی بی زینب کبری ( س) تسلیت عرض می نماییم . امید واریم که راه و هدفش ، سر لوحه تمام شیعیان مشتاق و علاقمند به ائمه اطهار ( علیهم السلام ) قرار بگیرد .

در ضمن به احترام این روز عزیز و احترام به مظلومیت خانواده مطهر آقا امام حسین ( ع ) بعد از واقعه عاشورا ، فردا وبلاگ رسما آپدیت نمی شود . ان شا ء الله در روز یکشنبه با آخرین قسمت از سلسله مطالب (( پلن فرهنگی ، فرهنگی نو )) که به ریز مطالب مربوط به خود پلن می پردازد در خدمت شما بزرگواران خواهیم بود .

ما را از دعای خیرتان در این روز عزیز محروم نفرمایید ...

یا حق

مدیریت وبلاگ

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 18 اسفند1385 و ساعت 23:8 |

 جشن تولد 2 سالگي وست ويژ‍ن

 

ديشب تاپ ليدر هاي وست ويژ‍ن حال و هواي ديگري داشتند . به اين خاطر كه وست ويژ‍ن نيز حال و هواي ديگري داشت . به قول آقاي دكتر دقيقا  دو سال پيش در يك همچنين ساعاتي بود كه استارت وست ويژن با اولين خريد های  آن شروع شد . 2 سال پيش وست ويژن عملا چيز خاصي نسبت به شركت هاي ديگر نداشت . 2 سال پيش گريه هاي نوزاد تازه متولد شده ، نويد آغازي را مي داد كه پاياني ندارد . امروز اما وست ویژن همه چیز دارد .  امروز پس از 2 سال به اين نتيجه رسيديم كه وست وي‍ژن نيامده تا برود .

 

ديشب مراسم جشن 2 سالگي وست ويژ‍ن با حضور آقاي دكتر بابايي و تعدادي از تاپ ليدر ها برگزار شد . مراسم در يك فضاي ساده و صميمي در حالي برگزار شد كه آقاي دكتر بابايي نيز با بيان اهداف خود در سال آينده رنگ و بوي خاصي به آن مي بخشيد . در واقع ايشان گفتند كه به همه اعلام كنيد كه بابايي تا پايان سال 86 سه ويژ‍ن اصلي دارد كه به خودش 1 سال وقت داده تال اين 3 ويژ‍ن را عملي كند . مطمئنم كه از شنيدن اين 3 خبر كاملا مبهوت خواهيد شد !!

 

 

1-   تاسيس دانشگاه وست ويژ‍ن به منظور تحصيل دانش آموختگان در آْن از مقطع كارشناسي تا دكتري . احتمالا اولين رشته تاسيسي تحصيلات در رشته نتورك ماركتينگ به صورت كاملا اختصاصي خواهد بود .

 

2-   تاسيس بانك وست وي‍ژن كه البته راجع به بانك و روند اجرايي آن توضيحات زيادي ندادند و قرار شد كه در صورت نهايي شدن روند اجرايي آن اخبار را به صورت دقيق تر در اختيار ما قرار دهند .

 

3-   ارائه خدمات پرداخت الكترونيكي ( E-Payment) : اصولا در كل دنيا تنها 42 شركت وجود دارند كه می توانند   به شركت ها و ارگان ها و بنگاه هاي اقتصادي  ديگر پروسسورProcessor  پرداخت الكترونيكي  دهند .  پروسسور پرداخت الكترونيكي به هر سايتي اين امكان را مي دهد تا افراد از طريق آن پروسسور به يكي از بانكهای طرف قرارداد با بانك مركزي جهاني وصل شده و از طريق حساب هاي ارزي خود از محصولات روي سايتهاي مختلف خريد كنند . شركت وست ويژ‍ن نيز در سال آينده به جمع شركت هايي مي پيوندد  كه اين اجازه را خواهد داشت تا خدمات ارائه الكترونيكي را به شركت هاي ديگر بفروشد . در واقع در صورت عملي شدن اين پروژه ، وست ويژن رسما به بانك مركزي جها ني متصل شده و انقلابي بزرگ در جهت روند مديريتي شركت و سايت ايجاد مي شود .

 

 

اين ها ويژ‍ن ها و اهداف كسي است كه آنها را با پوست و گوشت خود احساس كرده وآنها را در مقابل   بالغ بر 400000 نفر بيان مي كند و قول مي دهد  تا آنها را عملي كند . شما براي خود چگونه وي‍ژن سازي مي كنيد ؟ !!!!

 

قرار بود که ما یک گزارش تصویری کاملی را از مراسم ، در اختیار شما قرار دهیم . متاسفانه به خاطر مشکل بزرگی که برای عکس های گرفته شده پیش آمد نتوانستیم این کار را بکنیم . در تلاش هستیم که عکس ها را باز یابی کنیم که به محض انجام این کار ، آنها را بر روی وبلاگ خواهیم گذاشت . از اینکه زودتر از این نیز نتوانستیم این اخبار را به اطلاع شما برسانیم واقعا پوزش می طلبیم . سعی می کنیم که دیگه تکرار نشه !!!

 

با تشکر 

 

مدیریت وبلاگ  

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 18 اسفند1385 و ساعت 22:59 |

تولد یک حقیقت به روشنی صداقت

 

شمع های وست ویژن را با قدرت فوت کنید ...

 

 

روز های اواخر تیر ماه 84 را خوب یادم میآد . تمام فکر و ذهنمون شده بود شهرک غرب – توحید 3 – پلاک ... راستشو بخواهید الان پلاکشویادم نمی آید . تقریبا هر روز اونجا بودیم . یادم می آد اون موقع ها هم نتورک تو شرایط التهاب خودش بود . همه از اینکه تو اون شرایط بگیر بگیر دولت یکی اومده بود  نتورک زده بود  ، اونم اینقدر جرات داشته که دفتر رسمی زده ، شوکه شده بودند . هر چند که بگیر بگیر های دولت زیاد شده بود و اخبار منفی هم روز به روز زیادتر می شد اما یادمه اون موقع ها نتورک حرف روز بازار بود . سردمداران نتورکر ها ی شرکت های خارجی ،  تازه پس از چند سال کار اومده بودند تو چشم و هر جایی که می رفتی حرف نتورک بود . روز به روز به تعداد نتورک های خارجی افزوده می شد . هر روز می شنیدی که فلان نتورک اومده ، فلان مبلغ  رو می گیره ، 3-3 هم فلان تومان میده . در اینکه نتورک برای ایران یک کالای وارداتی بود شکی نیست . اما در این هم که حجم واقعا بالایی از سرمایه ها و اعتبارات مملکتی از مرز های کشور خارج شد نیز شکی نیست . تازه ایران شده بود بازار بکر نتورک ها ی ناسالم . راستشو بخواهید نمی خوام الکی شعار بدم و بگم که همه  بد هستند و ماییم که فقط خوبیم ولی الحق و والانصاف اونهایی هم که سالم بودند ( که البته من نیشناختم ، حالا می گم که به کسی هم بر نخوره !! ) به درد این مملکت نمی خوردند . برای خودشون و کشورشون خوب بودند .

 

خلاصه  نتورک توانسته بود که تو دل این مردم و جوانهایش جا باز کنه . همه در گیرو دار این حرف ها بودند که کم کم یه زمزمه هایی بلند شد . خودم دفعه اولی که شنیدم باورم نشد . آخه مگه می شه؟ تا خودم از نزدیک ندیدم باورم نمی شد . دفعه اول که رفتم شهرک غرب فکر کردم یه جور سیاه بازیه . آخه راستشو بخواهید دفتر درستو درمونی هم نبود !! یه خونه قدیمی بود و چند تا کارمند و کلی مراجعه کننده . وقتی با چند تا از دوستهایم مشورت کردم بعضی می گفتند ایرانیه و به درد نمی خوره . برخی هم می گفتند که ایرانیه و می تونند خیلی راحت جلوشو بگیرند . راستش من هم کم کم باورم شده بود تا اینکه با اصرار همون دوستم که بار اول باهاش رفتم دفتر نمایندگی ، باز هم رفتیم دفتر . می گفت که بریم با مدیر عاملش صحبت کنیم . تازه رسیده بودیم سر توحید 3 ( حالا دقیقا هم نمی دونم که توحید چند بود ! ولی فکر می کنم که همون 3 بود ) که از دور بهم گفت ، اینم مدیر عامل شرکته . نمی خوام از اون قصه های تکراری کلیشه ای که شاید خیلی جاها خوندین براتون بگم . اما باور کنید که یکی از مهم ترین دلایل من ( شاید هم تنها دلیل ) برای خرید از شرکت همون صحبت چند ثانیه ای با اون مرد بود . چون واقعا در همون اول اعتماد به شرکتی که معلوم نبود آخرو عاقبتش چی می شه ، اونم در شرایطی که کلی شرکت خارجی و کار کرده در ایران جولان می دادند و مهم تر این که امتحان خودشونم پس داده بودند ، خیلی سخت بود . اما من تو همون صحبت چند ثانیه ای تو چشم اون مرد برقی رو دیدم که تا چند روز بعد نمی تونستم فراموش کنم . نمی خوام بگم جوگیر شده بودم ، چون خودم قبلا لیدری بودم و می دونستم وقتی آدم جوگیر می شه چه جوری می شه . اما این دفعه از یک جنس دیگه بود . یه جور ریسک بود . به همون اندازه ای که ممکن بود موفق بشه ، به همون اندازه هم احتمال داشت که زمین بخوره . شرایط سختی بود . منطقی که نگاه می کردی شرایط سخت می شد اما نمی دونم چرا از همون اول هم یه چیزی ته دلم می گفت که راه درست ،  خرید کردنه . نمی دونم چرا ، ولی من  از همون اولشم الکی ایمانم نسبت به شرکت زیاد بود . چنان در معرفی کار ها از روند شرکت و سایت و ... با ایمان حرف میزدم که اگر در ابتدا سابقه کاری آن را نمی گفتم ، فکر می کردند این شرکت سالهاست که داره پورسانت می ده . چنان از قدرت بالای پلن و سایت غیر قابل نفوذ آن صحبت می کردم که اگر کسی ازم می پرسید از کجا می دونی ؟ هیچ دلیل قانع کننده ای نداشتم مگر اینکه (( حالا می بینیم .!! یک سال دیگه پشیمون می شی از اینکه چرا زودتر شروع نکردی ؟!!!)) خیلی حرف و حدیث از این و اون شنیدم . از روند خدمات پست محصولات و کارت های تخفیف گرفته تا معایب یک نتورک ایرانی .  ولی همیشه یه چیزی ته دلم می گفت که از گفتن این حرف ها پشیمون نمی شی ... ادامه قصه هم تکراریه . چون احتمالا خودتون بودین و از من بهتر می دونین .

 

الا ن اون رو ز اومده که من جواب حرف دلم رو فهمیدم . جواب تمام اون الکی ایمان داشتن ها ، چون این بار دیگه الکی نیست . این بار دیگه با سند و مدرک ایمان دارم . جواب تمام ایستادگی کردن ها و اعتبار خرج کردن ها . جواب تمام زحمت ها و بی خوابی ها . امروز برای تمام وست ویژنی ها روز به یاد ماندنی است .  آخه امروز روز تولد 2 سالگیه همون شهرک غربه !! آخه امروز روز تولد 2 سالگیه وست ویژنه . بودند افرادی که در طول این 2 سال در جمع خانواده ما بودند و الان به هر نحوی نیستند . بسیار بودند افرادی که چشم دیدن این روز را نداشتند و برای اینکه این روز هیچ وقت نیاید بسیار چاه و چاله کندند ، اما غافل از اینکه چاه کن همیشه ته چاه است . ما به یمن این روز بر خود می بالیم و به شرکتمان و مدیر عامل دلسوزمان افتخار می کنیم . کمتر نتورکی است که بتواند در ایران یک همچنین روزی را داشته باشد . امروز دیگر وست ویژن یک خاطره نیست بلکه حقیقتی آشکار است به روشنی صداقت ، که باعث کور شدن چشمان کوردلانی شده است که تاب دیدن عظمت و غرور ایرانی را ندارند . امروز  خانواده بزرگ وست ویژن کودکی را در آغوش دارد که 2 سال پر افتخار از عمرش سپری شده است . کودکی که شاید سنش کم باشد اما دلش به اندازه 400000 نفر بزرگ است . کودکی که به همگی فهماند اگر اتحاد و همدلی ایرانی یک جا جمع شود ، چه کار های بزرگی که صورت می گیرد . ما این روزگرانقدر  را به همه وست ویژنی های عزیز و غیرتمند تبریک می گوییم و امید واریم که همگی در حفظ و مراقبت از این طفل نوپای 2 ساله کوشا باشیم ...

 

 

یا حق  

 

مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 17 اسفند1385 و ساعت 2:43 |
تا بحال نوشته های زیادی خوانده ایم ویا در وبلاگ نت ورکرها و تیمهای بزرگ دیده ایم با این مضامین:     ۷ راز موفقیت .۲۱ قدم تا پیروزی.اسرار مهم درمقابل شکست .دلایل شکست و....

ولی من این داستان را همیشه در ذهنم تکرار میکنم...

  دلایل شکست در راه موفقیت هر فرد در این دنیا بسیار زیاد و متفاوت است ...

 اما تنها کسانی رادر مسیر موفقیت و قله های موفقیت دیده ام که دلایل بیشتری برای موفقیت داشته اند

 مهرداد اکبری

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت 17:6 |

با سلام خدمت تمامی عزیزان و خوانندگان وبلاگ .متن زیر در تاریخ 10 آبان امسال در وبلاگ توسط لیدر خوب تیم  آقای لیایی نوشته شد . گویا ایشان قصد دراند که به صورت سلسله وار این مطلب را ادامه دهند . لذا ما هم اولین قسمت آن را برای شما دوباره اوردیم تا مروری شود بر آنچه که گذشت !! از ایشان قول گرفتیم تا حداقل هر هفته 2 قسمت از ان را برای ما ارسال کنند . اگر بد قولی کردند ، گردن خودشان !! در ضمن ایشان خیلی هم اصرار کردند که ما به شما بگوییم که نظر فراموش نشود !! گویا مطلب ایشان با نظرات شما زودتر آپدیت می شود ! در مورد مطلب پلن فرهنگی نیز باید خدمتتان عرض کنم که امروز متاسفانه وقت نکردم اخرین قسمت آنرا که مربوط به ریز پلن است تقدیمتان کنم ، چون باز هم متاسفانه فردا هم نمی توانم !! لذا آخرین قسمت آن باشد برای پس فردا . از این بابت باز هم از تمامی شما پوزش می طلبم .

 

با تشکر

مدیریت وبلاگ

 

همیشه 11% هدف باقی می ماند که هدف نهائیست

 

یک روز مثل همیشه از خواب برمیخیزید و یک روز معمولی دیگر را آغاز میکنید .  در اواسط روز متوجه میشوید که شخصی بسیار موقرو آراسته به شما مراجعه می کند و از ارث کلا نی که یکی از نزدیکان شما برایتان باقی گذاشته شما را مطّلع میکند . ( عجب روز معمولی خوبی ، تا باشه از این روزها)

 

ویلای زیبائی که حتی درخواب هم نمی دیدید آنقدر عکسهای ارائه شده از ویلا جذاب است که شما نمی توانید از شوقتان نفس بکشید ؛ یعنی این ویلا و تمام امکاناتش مال منه آخه من که  ... چشمانتان را باز می کنید می بینید که همان شخص محترم از شما می پرسد آقا حالتون خوبه ؟ من نمیدونستم اگه این خبر رو به شما بدم اینطوری شوکه میشید. و اینجاست که شما مطمئن میشید که نه واقعا صحت داره و دوباره ازشوق از حال میرید .

 

یکمی که به خودتون میاید ازآن فرد موقر چگونگی ارث برد نتان را جویا میشوید و متوجه میشید ویلایی که کلید و مدارک تملیکش هم اکنون در دستان شماست دقیقاٌ آنسوی کوهی بسیار خطرناک ، سرد و پرفراز و نشیب است که برای رسیدن به آن فقط باید کوهنوردی کنید ؛ اینجا شما دوباره از حال میروید... آن مرد آراسته - که پس از تجربیات حرفه وکالت خود هم اکنون پرستاری را هم تجربه میکند - به شما میگوید آخر چرا سختش می کنید اتفاقاٌ در عین خطرناک بودن ، شما از کوهنوردی درآن لذّت می برید چون مناظرفوق العاده زیبائی دارد فقط کافیست کوهنوردی کنید همین! و اینجاست که دیگر شما بر اعصاب خود مسلط شدید .

 

چه می کنید ؟

 

می توانید تصور کنید که درآن ویلا چقدر لذت می برید ! و تازه آنسوی سکه اینست که شما از فروش ویلا صاحب  3.000.000.000 تومان میشوید که برای تمام عمرتان کافیست  .توررخدا غش نکنید آخه دیگه اون وکیله تو داستان نیست که شما رو به هوش بیاره )

 

حالا چه میکنید ؟

 

الآن ویلا مال شماست و شما می مانید وتصوراتتان که به آنها بها بدهید یا خیر.  بهائی که خیلی سخت و دشوار است رسیدن به ویلا برای تمام عمرتان شما را کفایت می کند و نرسیدن به معنی همین زندگی معمولی و ...  شب را با تمام این فکرو خیال و تصورات به صبح می رسانید .

 

صبح از خواب که برمیخیزید با خود راجع به خاطرات ویلا که شب گذشته در خوابتان دیده بودید فکر می کنید . ارزشش را دارد ( خوشحالم که تصمیمتان را گرفتید )

 

به سمت ویلا حرکت می کنید  تنها ، تنهای تنها چون ویلا فقط مال شماست وباید تنها به آن سمت بروید ، در ابتدا مسیر حرکت را از روی نقشه پیدا می کنید و پس از برداشتن لوازم مخصوص کوهنوردی و آذوغه حرکت می کنید.

 

وقتی به سمت کوه پیش می روید وعظمت آنرا می بینید جا نمی خورید ؟ یعنی من باید ازاین کوه به این بزرگی و با ابهّت عبور کنم ؟ ( غش که نمیکنید ، خیالم راحت باشه دیگه ، ok ادامه بدید) چرا ؟ چون هدف دارید ادامه می دهید از تپّه ها ، گردنه ها و سربالائی های  های مختلفی عبور میکنید فراز و نشیب این مسیر توان شما را بریده و کمی استراحت لازم دارید مینشینید و برای خود چای میریزید وبه اطراف نگاه میکنید و ازدیدن این همه عظمت لذت میبرید. مناظر زیبائی را دیدید و منتظر دیدن جالب تر از اینها هستید و اینجاست که هدفتان دوباره ذهنتان را به خود مشغول می کند.  (حالا دیدید غش کردن نداشت ، بابا من کارمو بلدم میدونم چی بنویسم یکم دندون رو جیگر بذارین غش نکنین) زمانی که به این فکر میکنید باید بلند شوید و ادامه دهید خستگی مثل سیریش شما را به زمین می چسباند ، 15 کیلومتر راه پیموده اید و در نقطه 45%  مسیر هستید ولی میدانید که 10کیلومتر جلوترهم میتوانید دوباره استراحت کنید .

 

از ابتدا به این فکر میکردید که چگونه به ویلا برسید و این مسئله ذهن شمارا درگیرمی کند و همینطور که گرم عبوراز موانع هستید و به هدف فکر می کنید متوجّه می شوید که تقریبا تمام مسیر را رفته اید و از آن نقطه ای هم که قرار بود دوباره استراحت کنید دورشدید. الآن در نقطه ی  89% هستید و تازه آنجاست که می گوئید : وای خدای من چقدر خسته شدم. کوله ی خود را زمین می گذارید وسائل استراحت را بیرون می آورید وشروع به چیدن میکنید و... قبل از خوابیدن کلید ویلا را که با نخی به گردنتان آویزان است بالای سرتان به شاخه درختی اویزان میکنید تا با نگاه به کلید هدفتان خواب رؤیایتان را ببینید.  بعد از یک استراحت لذت بخش ، سرحال و با شور و اشتیاقی بیش از قبل به حرکت خود ادامه می دهید ، بعد از طی مسافتی کوتاه خود را در پائین صخره بزرگی می بینید که ویلا روی آن قرار دارد باخود میگوئید : آخیش بالاخره تموم شد ( اها نه دیگه تموم نشد تازه داستان شروع میشه )

 

ولی یکم که به صخره دقت می کنید می بینید که شما باید از سربالائی صخره ای بالا بروید که پراز خار، گیاه گزنه و آشیانه پرنده های وحشی است ، مشکل صخره نوردی از یک طرف و خاروخاشاک و پرنده ها از سمت دیگر ولی اینجا آخر راه است اگر بالا بروید دیگر تمام می شود ، هدف شما درست در بالای سرتان است فقط کافیست بالا بروید . شاید این 11% آخر با تمام آن 89% ی  که شما تا کنون پیموده اید برابری کند ، قطعاٌ بر نمی گردید اینجا دیگر محکومید که پیروز شوید . 

 

و نهایتاٌ بعد از یکسری جنجالهای درونی و غرغر کردن بالاخره تصمیم می گیرد وشروع به بالارفتن می کنید ولی یاد گرفتید که در مسیر دیگر نباید به سختی ها فکر کرد ، چیزی که همیشه دراین راه ذهن شما را به خود معطوف کرده بود هدف بود پس ذهن خود را روی آن معطوف می کنید و ادامه می دهید.

 

با دست و صورت زخمی بالاخره به انتهای مسیر میرسید . جلوی در ویلا که می رسید چه احساسی دارید ؟ ( احساس غش ؟!! )

 

ویلای زیبائی که همانند دژی استوار و محکم ساخته شده و فقط با کلیدتان باز می شود . کلید شما کلید خود خودتان.  با اعتماد به نفسی کامل کوله ی خود را زمین گذاشته و دست خود را به سمت گردنتان حرکت میدهید تا کلید ...  کلید نیست ، اینقدر اشتیاق برای رسیدن به هدف داشتید که حواستان نبود کلید را از روی شاخه بردارید( حالا غش کنید )

 

با نور خورشید چشمهایتان باز میشود و همه چیزرا به خاطر می آورید آن مرد موقر، عکس های ویلا ، کلیدش ، گذشتن از آن مسیر واقعا طاقت فرسا ... حال چه باید کرد؟ وای خدای من! برگشتن به نقطه  89%  یعنی عبور از صخره ای که پر است ازخاروگیاه گزنه و پرنده های خطرناک ، کوهنوردی با بدنی خسته تا رسیدن به کلید و مهمتر از همه  دوباره همین مسیر را برگشتن . مسیر افکارتان شما را نا امید میکند که ناگهان صدای عبور ماشین شما را به خودتان می آورد !!!

 

گیج شدید ، به اطرافتان که یکم نگاه می کنید می بینید ویلا درست در کنار جاده ای قرار داشت که شما از آن بی خبر بودید ولی مشخص است این جاده ای نیست که هرکسی ازآن با خبر باشد چون الآن فقط یک ماشین دارد از آن عبور می کند (حالا اگرم بخواید دیگه نمیتونید غش کنید)

همینطور که با چشمان نیمه بازتان حرکت ماشین را دنبال می کنید فکر میکنید ...

 

به چه چیزی فکر میکنید ؟

با یک  ماشین به خانه برگردید ، یا به کوه میزنید و به دنبال کلید رفته و آن را برمی دارید تا با تمام سختی هایش دوباره برگردید و به ویلا برسید ؟

 

ادامه مطلب با تلفیق از نظرات شما دوستان و مطلب شخص نگارنده نوشته خواهد شد

 

 

نوشته محمد لیایی

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 15 اسفند1385 و ساعت 1:41 |

نهمین عضو انجمن وبلاگ نویسان وست ویژن هم انتخاب شد

با توجه به عملکرد خوب وبلاگ Vastgoal ، این وبلاگ هم امروز با توجه با نظر دبیر انجمن و نماینده شرکت و اعضای آن ، به عضویت انجمن درآمدند . همانطور که قبلا هم گفتیم هدف این انجمن استفاده از تجربیات و آگاهی های وبلاگ نویسان خوب وست ویژن به منظور بهبود و ارتقای سطح علمی اعضای وست ویژن و هر چه بیشتر متحد کردن اعضای این خانواده بزرگ است . و در طی کردن این راه ، انجمن دست تمامی همکاران پر تلاش و دلسوز وست ویژنی را می بوسد .

جا دارد که همین جا از طرف وبلاگ Se7eN Vision  این انتخاب شایسته و به حق را به مدیریت توانای Vastgoal تبریک گفته و برای ایشان آرزوی توفیق و موفقیت روزافزون را داریم . 

با تشکر

مدیریت وبلاگ 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 14 اسفند1385 و ساعت 18:31 |

پلن فرهنگی ، فرهنگی نو

 

( قسمت هشتم )

 

آیا برای تولد 10 سالگی وست ویژن برنامه ریزی کرده اید ؟

 

 

طفل نوپای 2 ساله ما تا 4 روز دیگر تولد 2 سالگی خود را جشن می گیرد و هزاران نفر ایرانی غیور و متعصب ،  شمع های روی کیکش را فوت خواهند کرد . همگی ما می دانیم که برای بزرگ کردن این طفل کوچک چه رنج هایی را تحمل کردیم ، چه سختی هایی را کشیدیم و چه حرف هایی را تاب آوردیم . چقدر این 2 سال زود گذشت . در این 2 سال با هم کار کردیم ، با هم خندیدیم ، با هم گریستیم ، با هم خشمگین شدیم و با هم زندگی کردیم . خیلی از آدم ها را در همین وست ویژن شناختیم . آدم های متعصب و غیرتمند ، و آدم های سست و متزلزل . نمی خواهم زیاد از بحث خودم دور شوم اما همین قدر می خواستم بگویم که به امید خدا و یاری همه وست ویژنی ها و مدیر عامل عزیز ، وست ویژن به راه خود ادامه خواهد داد . وست ویژن تولد 10 سالگی خود را نیز در یک طلوع زیبای زمستانی که هوایش سرمست عطر بهار است  جشن خواهد گرفت . اما مهم اینجاست که کدامیک از ماها و یا شما ها در آن جشن حضور خواهید داشت ؟ آیا برای تولد 10 سالگش وست ویژن برنامه ریزی کرده اید ؟

 

در قسمت قبل دانستیم که نه تنها آموزش نقش بسیار تعیین کننده ای در روند ماندگاری یک مجموعه دارد ، بلکه نوع آموزش نیز بسیار موثر است و پیرامون آن مفصل صحبت کردیم . در این قسمت منحصرا تمرکز خود را بر روی پلن فرهنگی و خصوصیات آن و نحوه در آمد زایی آن معطوف می کنیم .

 

امروز وست ویژن چیزی برای ما به ارمغان دارد که شاید اهمیت آنراکمتر کسی تا به حال درک کرده است . حدود یک ماه و اندی پیش پلنی موازی با باینری و سولار در شرکت وست ویژن راه اندازی شد به نام پلن فرهنگی . پیش زمینه این پلن فرهنگی بر میگردد به ماه ها و روزها کار تحقیقاتی مداوم و موثر توسط تیم  اختصاصی شرکت بر روی مقوله نتورک مارکتینگ و راه ها و روش ها و راهکار های بسیار مفید در جهت    استارت و ادامه این بیزینس . نتیجه این تحقیقات ، همانا یک دایره المعارف کاملی از تجارت نتورک مارکتینگ به صورت کاملا علمی و حساب شده ( از مبانی ابتدایی آن تا مسائل حرفه ای آن ) است که در اختیار بازاریابان آن به صورت پلنی جداگانه برای افزایش بینش و اگاهی خود و مجموعه و همچنین برای کسب در آمد ، قرار داده شده است .

 

 به یاد بیاورید که چقدر در قسمت ها ی قبل در مورد رشد و ماندگاری مجموعه های نتورک  ، اهمیت و لزوم آموزش ، نیاز فوری بازاریابان و تیم ها برای تغییر آنی استراتژی ها و آموزشها در شرایط کنونی و .. صحبت شد ، حال این راه نجات و رمز ماندگاری شما در نتورک و در وست ویژن برای شما و تیمتان مهیا شده است . انچه که ما در این پلن می خوانیم مشتمل بر چندین قسمت مطالب طبقه بندی شده در سطوح مبتدی ، متوسطه و پیشترفته است که اگر در اختیار مجموعه شما قرار گیرد و آنها بتوانند امتحانات لازمه پاس کنند ، شاید دیگر بسیاری از مشکلاتی که هم اکنون در مواجهه با مجموعه تان دارید اعم از نق زدن های مکرر افراد ، زود خسته شدن آنها از کارشان ، عدم توانایی افراد در ایجاد ارتباط با دیگران ، سوء مدیریت لیدر های مجموعه تان که منجر به از دست دادن بخش هایی از تیمتان می شود ، نق زدن های متوالی در مورد کارکرد سایت و هزاران مشکل دیگر که میدانم شماها هم اکنون با مجموعه تان دست به گریبان هستید را نخواهید داشت . با خرید این پلن و دوبلیکیت ان در مجموعه تان نه تنها بار علمی آنها را بالا می برید و در نتیجه به رشد و تقویت و ماندگاری تیم خود کمک کرده اید بلکه  بقا و ماندگاری وست ویژن ( این طفل 2 ساله ) را نیز بیمه کرده اید . شاید ندانید ، اما هستند بسیاری از دشمنانی که از روی غرض و کینه و برای لکه دار کردن نام وست ویژن چه کار هایی را که نمی کنند و حتی هستند دوستانی که از روی جهل و نادانی دست به کارهایی میزنند که عواقب سنگین برای شرکت خواهد داشت . مثلا به جای اینکه به صورت علمی به معرفی وست ویژن بپردازند به خاطر عدم اطلاعات و اگاهی کامل از تجارتشان ، تنها برای مجاب کردن طرف مقابل از یک سری از سی دی های همایش هایی که شرکت برای بهتر شناساندن  وست به مسولین کشور برگزار کرده است سوء استفاده می کنند  و هزاران کار دیگر ... بگذارید کمی روراست و صادقانه حرف بزنم . عزیزان ما اگر نتوانیم این  طفل 2 ساله را علمی بزرگ کنیم ، ما اگر نتوانیم با علمی کار کردن خودمان گزک دست دشمنانمان ندهیم ، آنوقت همین دشمنانمان خواهند بود که تیشه به ریشه ما می زنند . امروز دیگر مساله کار وست ویژن به عنوان یک شرکت کالا گردان برای تمام مسولان حل شده است . امروز وست ویژن توانسته با استقامت خود ، علمی بودن خود را به همگان ثابت کند و از همه مهر تایید بگیرد . امروز موضوعی که بیشتر با آن در گیر هستیم یک سری مسائل غیر اقتصادی است . امروز تنها موضوعی که دشمنان ما عنوان می کنند این است که مبادا در صورت صدور مجوز رسمی برای وست ، خدای ناکرده یک سری آدم های وطن فروش و خائن در زیر بیرق وست ویژن ، اقدام به فعالیت های منافقانه خود بکنند . امروز دشمنان ما به دنبال آن هستند که از خانواده وست ویژن (( آتو )) بگیرند  تا آن را در بوق وکرنا بکنند و برای ما مشکل افرینی کنند . امروز دیگر وظیفه پاسداری از وست ویژن بر عهده ماست . امروز اگر ما نتوانیم از خانواده خود پاسداری کنیم ، مطمئن باشید که دیگران منتظر نخواهند نشست و هر کاری که از دستشان برآید را برای براندازی ما خواهند کرد . امروز ما باید خود نگهدار آیین و اهدافمان باشیم و این نگهداری حاصل نمی شود مگر با ارتقا سطح آگاهی و شعور اعضای خانواده مان . من به تمام لیدرها و اعضای این خانواده ی بزرگ سفارش می کنم که با خرید پلن فرهنگی و مطالعه دقیق ان و دوبلیکیت صحیح ان ، مهر تاییدی باشیم بر گذشته 2 ساله خود و اهداف چنین سال آینده خود .

 

در این قسمت می خواستیم تا پلن فرهنگی را نیز به طور خاص و موردی شرح دهیم که متاسفانه به علت اینکه سخن به درازا کشید نتوانستیم .!!  قول می دهیم که خود پلن به همراه سوالات مطرح شده شما را در قسمت آینده  که آخرین قسمت از این سلسله مطالب خواهد بود را به زودی درج نماییم ...

 

 

ادامه دارد...

     

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 14 اسفند1385 و ساعت 1:42 |

نو آوري در ياد گيري و آموزش

 

درحال حاضر متاسفانه راهبران ارشد به هيچ عنوان به آموزش و نقش ياد گيري در بين بازار يابان خود اهميتي نمي دهندواز نو آوري وشيوه هاي علمي گريزانند .با شروع به کار پلن فرهنگي اميد است تاخون تازه اي از لحاظ آموزش در بين بازاريابان شرکت به جريان بي افتد .

 

  آموزش و ياد گيري ،فرايندي حساس و ارزشمند براي رسيدن به موفقيت مي باشد .در حال حاضر در روند فعاليت هاي اقتصادي علي الخصوص نت ورک مارکتينگ، رقابت بسيار گسترده ،فشرده و سخت است و موفقيت در اين عرصه لازمه نو آوري در ارائه سيستم هاي جديد مي باشد . در چنين شرايطي مجموعه بازاريابان شما نيز بايد تغييرات در فرآيند فعاليت هاي ديگر رقبا را پيش بيني کنند و براي رويارويي با آنها راه حل مناسبي را بيابند و حرف تازه اي براي گفتن داشته باشند .براي رسيدن به چنين هدفي مشخص کنيد که چه کارهايي را بايدانجام دهيد و از چه کارهايي بايد اجتناب نمائيد در نهايت چرخه جديدي از آموزش و ياد گيري بر اساس چنين مدل ذهني را در بين بازار يابان خود پي ريزي کنيد . و همواره بين ياد گيري فردي و سازماني (کل مجموعه) تمايز قائل شويد . بدين مفهوم که ياد گيري فردي زماني تحقق مي يابدکه افراد واکنشي متفاوت نسبت به محرکهاي ياد گيري ارائه مي دهند اما ياد گيري جمعي (سازماني)هنگامي شکل مي گيرد که گروهي از افراد واکنش يکسان نسبت به محرکهاي متفاوت نشان مي دهند واين واکنشها ريشه در يک نوع آرمان مشترک سبت به آينده شرکت دارد . افزون بر اين شناخت فاکتور هاي ياد گيري سازماني در ايجاد شرايط و محيط مناسب براي ياد گيري از اهميت زيادي بر خوردار است . عوامل اساسي در يادگيري سازماني را مي توان به سه دسته طبقه بندي کرد :

 

1- قابليت هاي بازار يابان

2- توانايي مجمو عه در دسترسي به اطلاعات روز آمد

3- انگيزه و همکاري بازاريابان .

 

در همين راستاراهبران بايد اين واقعيت را در نظر داشته با شند که مجموعه نيز ممکن است از بين برود يا اين که ميزان بازدهي آنهاکمتر شود ، بنا براين اگر به سرعت به تغييرات محيطي تو جهي نکنيد اجبارا جاي خود را به مجمومه هاي بازار ياب فعال تر ، کارا تر و آگاه تر خوا هند داد . برخي از بازاريابان در اين زمينه وظايفشان را به خوبي انجام نمي دهند ، اين دسته از بازار يابان نمي توانند به تغييرات سريع کنوني پاسخي مناسب بدهند و به نظر مي رسد که در ياد گيري نا توانند . ايجاد مجموعه اي آموزش پذير مستلزم استفاده سريع از زمان ، منابع و نيرو هاي انساني متخصص است . جهت ايجاد زمينه مناسب براي رسيدن به اين هدف در گام اول بايد ارتباطات دروني را افزايش داد . تجربه نشان داده است که بيشتر مجموعه ها فرصت لازم را براي جمع بندي تجربياتشان ندارند ،در حالي که راهبر و بازار يابان آموزش پذير بايد بعد از هر موفقيت ( به طور مثال بيشترين پاداش در يافتي ) يا شکستي ارز يابي همه جانبه از عملکرد خود داشته باشندو روي معيار ها و ارزشها ي حاصل شده دقت نمايند .براي پويايي مجموعه بايد به اين نکته تاکيد کرد که ساختارهاي سنتي از انتقال درست اطلاعات و ارتباط سريع درون و بيرون جلو گيري مي کند .ساختار سنتي براي کساني که مي خواهند تصميم گيري سريعي داشته باشندمحدوديت ايجاد مي کند . از سوي ديگر تصميم گيري فقط در اختيار افراد بالاي سلسله مراتب ( راهبران ارشد )است ، در حالي که يک مجموعه آموزش پذير از نظرات تمام افراد بهره مي گيرد و روند ياد گيري را در ميان تمام بازاريابان جاري مي سازد . بنابر اين ايجاد و آماده سازي شرايط و محيط براي ياد گيري نيازمند يک تغيير اساسي در الگوهاي قديمي مجموعه است .در اين راه براي توانمند سازي بازاريابان خود بايد از ابزار آموزش استفاده کنيد تا ديد گاه و چشم انداز آنها نسبت به اهداف عالي شرکت هدفمند شود .راهبرن نيز لازم است براي ايجاد زمينه مناسب يادگيري در شرکت وقت کافي صرف کنند (به طور نمونه برخي از بازاريابان ارشد هفته ها نيز به شرکت مراجعه نمي کنند ) و به پيشرفت شرکت و مجموعه بازاريابان خود بينديشندو نو آوري را در روند فعاليت خود همراه مد نظر داشته باشند . مهمترين و واضح ترين کلمه براي پيشرفت ، نو آورري است . نوآوري به شکل هاي گوناگون تجلي مي يابد و عوامل متعددي در ايجاد زمينه مطلوب براي خلق آن دخالت دارند . از اين ميان مي توان به رشد فرهنگي ، تخصص، انگيزه رقابت و خلاقيت هاي فردي و گروهي اشاره کرد .نو آوري در عرصه يادگيري و روش هاي راهبران عوامل اصلي پيشرفت و توسعه فعاليت هاي اقتصادي در نت ورک مارکتينگ مي باشد .اين عناصر پيشرفت از يک طرف شما را قادر مي سازد تا علم روز را به بازاريابان خود عرضه نمائيدو از سوي ديگر با نو اوري درروش ها و بهره گيري از روش هاي نوين به مشتريان جديد تري دست يابد و در انتها با اتخاذ شيوه هاي راهبري صحيح مجموعه بازاريابان خود را بهتر هدايت نمائيد . راهبران بايد استراژدي سازمان خودرا به گونه اي تعيين کنند که نه تنها آينده مجموعه بازاريابان خودرا به روشني تجسم نمايند بلکه در راستاي سوق به موفقيت، فرصت هايي را که مي توانند در موفقيت شرکت موثر باشند شنا سايي کنند . ايجاد جو مطلوب در کار ، شناخت توانايي بازاريابان ، توجه به ابتکارات وپيشنهادات و آموزش مستمر آنها تماما زمينه سازنوآوريند و علاوه بر رشد فرهنگي بازاريابان شرکت، شرايط لازم براي توسعه کار ، موفقيت بيشتر و نوآوري را فراهم مي نمايد .در اين خصوص بايد محرکهاي نوآوري را نيز شناخت .اين محرک ها بايد به گونه اي باشندکه در بازار يابان شور و اشتياق بيشتردر روند کار،تامين نيازها ، ايجاد روحيه وفاداري به شرکت و ارتقا ء دانش مورد نياز دقت کافي کرد . و اين واقعيت را قبول نمود ، که نوآوري بدون ايجاد ارتباطات خلاق امکان پذير نمي باشد . به همين دليل ،براي ايجاد تحولات در کار و نوآوري ضروري است علاوه بر شناخت نياز مشتري جديد و تداوم ارتباط باآنها ، بازاريابان به اطلاعات روز آمد و جامع داخلي و بين المللي نيز دسترسي داشته باشند .                               

اميداست با فرهنگ سازي در خصوص پلن فرهنگي بحث آموزش و يادگيري نهادينه گردد.

 

بيا و مي در ساغر اندازيم      فلک را سقف بشکانيم و طرحي نو دراندازيم

 

 

مديريت روابط عمومي و امور بين‌الملل وست‌ويژن

مهندس مهدي اسماعيلي

 

 

با تشکر از از ایران برای ایران

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 13 اسفند1385 و ساعت 23:1 |

پلن فرهنگی ، فرهنگی نو

 

( قسمت هفتم )

 

 

در قسمت قبل به این نتیجه رسیدیم که همه ما از داشتن مجموعه ای که در آن لیدر هایی داشته باشیم تا نتورک را از روی قلبشان پذیرفته باشند و با چشمانی باز پا به عرصه این تجارت گذاشته باشند ، بسیار خوشحال خواهیم شد و این مجموعه را بسیار دوست داریم !!! و همینطور گفتیم که برای داشتن همچنین مجموعه ای  باید آموزش داشت . اما اینکه چه جور آموزشی ، خود یک مساله بزرگ است .

 

میدانم ممکن است اکثر افرادی که این متن را می خوانند از نتورکر های قدیمی باشند . روی سخن من با آنهاست . ما همگی نتورک را چند سال پیش با ورود یک شرکت خارجی شناختیم و خیلی زود پس از انس گرفتن با آن ، اهمیت آموزش را در آن نیز به خوبی درک کردیم . تمام آن چه که من در این شش قسمت گفتم را شاید همه شما به خوبی می دانستید . حتما می دانستید که می خواهم به کجا برسم ( اهمیت اموزش ) . تمامی ما مجموعه هایمان را توسط یک سری از سی دی های آموزش نتورک مارکتینگ که توسط اشخاص موفق درست شده بود آموزش می دادیم . آموزش هایی که در آن برهه از زمان شاید خوب بود و جواب می داد . اما به مرور ، شرایط جامعه تغییر کرد و دید مردم نیز نسبت به این تجارت متفاوت شد . ما یک برهه از جهل و فقر اطلاعاتی جامعه را پشت سر گذاشتیم و الان رسیدیم به نقطه ای که با مردمی سرو کار داریم که همه به واسطه شنیدن زمزمه هایی در این زمینه تبدیل شدند به متخصصان صاحب سبک !! الان دیگر هر کسی به خود این اجازه را می دهد که بواسطه اعتماد کردن به حرف چند نفر در رادیو و تلویزیون در باره این تجارت اظهار نظر کند .!! به قولی می توانیم بگوییم که مردم ما حداقل یک پله پیشترفت کردند . امروز ، مجموعه ای می تواند ماندگار باشد که بتواند نتورک مارکتینگ را به صورت علمی برای اطرافیان خود تحلیل کند و بتواند جوابگوی سوالات فراوان آنها و شک و شبهات آنها باشد . امروز دیگر استراتژی های (( پول – پتویی )) جواب نمی دهد . میتوان به قولی گفت که مردم ما و جامعه ما امروزه  در یک مرحله گذار هستند . یک مرحله گذار از عصر (( کاغذ )) به (( نرم افزار )) . آنها کامپیوتر ، نرم افزار ، انتقال پول از طریق خود پردازها ، ای میل ، چت ، پولدار شدن از طریق فعالیت هرمی !! و ... را درک میکنند ( چیزهایی که در 10 سال پیش هم حتی مفاهیم غریبی بودند !! ) اما هنوز نمی توانند ارتباط منطقی و عقلانی بین نتورک مارکتینگ و فعالیت هرمی برقرار کنند . برخوردهای ضد و نقیضی که از دولت ، قوه قضاییه و رسانه ها دیدند از یک طرف ، دیدن اینکه یک عده آدم واقعا پولدرا شدند و عده ای هم پول خود را از دست دادند ، از طرف دیگر و همچنین اخبار و شایعات و تحلیل های متفاوت و متناقضی که از دوروبر می شنوند و همه و همه دست به دست هم داده تا هنوز نتوانند به تحلیل درستی در مورد این تجارت برسند . متاسفانه پس از گذشت این همه مدت هیچ مرجع درست و بی غرضی هم در دست ندارند تا بتوانند خود را از دست این همه شک و شبهه راحت کنند .

 

آری ، مردم تغییر کردند . جامعه تغییر کرد ، حتی دید مسولین هم به نوعی در حال تغییر کردن است ، اما متاسفانه اموزش های ما تغییر نکرد . ما خودمان هم نتوانستیم به اصول خودمان پایبند باشیم . نتوانستیم پنیر جدید و نویی را برای اموزش های خود پیدا کنیم . و نتیجه چه شد ؟ نتیجه چیزی نبود جز سلب اطمینان مردم از نتورک مارکتینگ . طرف 10 بار در پلن های مختلف و در شرکت های مختلف پرزنت می شد و هر 10 بار هم به یک صورت پیگیری می شد !! همان فرم های کلیشه ای معروف برای پیگیری !. شما اگر جای آن فرد بودید آیا خرید می کردید ؟ !

 

در بازار رقابتی امروز ، افرادی موفق  خواهند بود که متفاوت باشند . انهایی که نسبت به زمان تغییر کرده اند . آنهایی که برای مشتریان خود جذاب تر و قبل اعتماد ترند . آنهایی که برای مشتریان خود ، افرادی باشند که بقیه نیستند . باور کنید که (( اصل تغییر )) نه یک حرف دهن پر کن و مجموعه پسند ، بلکه یک واقعیت مهم و تکان دهنده است .

 

اما امروز شرکتی ایرانی ( به عبارت بهتر بزرگترین شرکت ایرانی فعال در نتورک مارکتینگ در خاور میانه ) کار نو و جدیدی را شروع کرده است . امروز وست ویژن دست به حرکتی زده که شاید یکی از بی سابقه ترین و اساسی ترین حرکت هایی بوده که تا به امروز انجام داده است . بگذارید کمی روراست باشیم . من تمام این قسمت ها را نوشتم تا دقیقا به این نقطه برسم . شاید اگر پیش زمینه های این حرفم را نمی نوشتم ( قسمت های قبل ) ، متن، اصالت خود را از دست میداد و یا تحلیل ناقص میماند . اما عزیزان ، شاید ما وست ویژن را به دنیا نیاوردیم . اما قطعا این ما بودیم که آن را بزرگ کردیم . و هم اکنون هم در حال فعالیت و در آمد زایی در آن هستیم . وست ویژن آنقدر شفاف ، منعطف ، ساده و در دسترس است تا هر کسی که تنها کمی اراده کند بتواند در آن به در آمد زایی برسد . وست ویژن آنقدر نقطه قوت و امتیاز دارد که هر کسی بتواند بی دغدغه در آن فعالیت کند . و این نوید را به همه شما می دهم که در آینده نیز بسیار راحت تر و بهتر شود . این موتور در اختیار ماست . اینکه ما چگونه از آن استفاده کنیم ، بسیار مهم است . آیا مجموعه ماندگار می خواهیم و یا از آن لیدر های همیشه مسافریم که سر از هر نتورکی در می آورند ! اگر شما هم مثل من جزو دسته اول هستید ، از شما یک سوال دارم :

 

از این طفل نوپای دو ساله خود چگونه می خواهید مراقبت کنید ؟؟؟

 

 

ادامه دارد ...

 

                                                                                                                                                

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 13 اسفند1385 و ساعت 1:44 |

 به نظر شما پشتکار چه رنگی است ؟  

لطفا کلیک کنید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 13 اسفند1385 و ساعت 0:38 |

چگونه در بازى ارتباط برنده شويم

 

در كسب و كار، «روابط» نقش مهمى بازى مى كنند، همه ما اين موضوع را مى دانيم اما اغلب آن قدر درگير مسائل روزانه مى شويم كه به بهترين راه هاى ممكن براى ايجاد ارتباط فكر نمى كنيم. وقتى با آدم هاى موفق صحبت مى كنيم، آنها دليل موفقيت شان را در نوع رابطه و اعتمادى مى دانند كه بين شركا و دوستان برقرار كرده اند. ما با چند تن از كسانى كه توانسته اند روابط بسيار موفقى ايجاد كنند، گفت وگويى داشته ايم تا ياد بگيريم روش آنها چيست و اين نوع ارتباط چگونه به آنها كمك كرده است.    

 

به نیاز های دیگران توجه کنید

 

همه مى دانند كه هدف از تلاش براى ايجاد ارتباط، در نهايت اين است كه بتوانيم با هم و در كنار هم كار كنيم، اما براى رسيدن به چنين هدفى مى بايست توجه به ديگران را سرلوحه تلاش خود قرار دهيم. جرى ايكاف يكى از نويسندگان كتاب «مرز ارتباطات تجارى» در اين باره مى گويد: «بايد دقت كنيد كه ديگران براى چه چيز ارزش قائلند.» به اعتقاد وى كليد دست يافتن به چنين چيزى در «صبور بودن» و «كنجكاو بودن» است.            

 

با  دیگران تبادل نظر کنید

 

پى بردن به اينكه چه عاملى در افراد انگيزه ايجاد مى كند نكته اى مهم است اما بلافاصله پس از آن بايد بتوانيد اعتماد ايجاد كنيد. به اعتقاد «ايكاف» بهترين روش اين است كه با حالتى خستگى ناپذير، ثابت قدم و قابل پيش بينى گام برداريد يعنى نشان دهيد آن قدر ارزشمند هستيد كه ديگران بخواهند با شما ارتباط برقرار كنند. اما براى آنكه از نظر ديگران شخصيتى خودشيفته (از خود راضى) به نظر نرسيد بهتر آن است كه قبل از انجام هر كارى ديگران را در ايده هاى خوب خود سهيم كنيد.
جان پالومبو رئيس شركت بازاريابى DVC كه برخى از مشتريانش كاركنان فيلم فوجى و تيغ ژيلت هستند در اين باره مى گويد: «هرگاه كسى را ملاقات مى كنم، اگر نكته آموزشى مفيدى را به او نگويم، كارم را به درستى انجام نداده ام حالا چه او براى حرف من اهميت قائل باشد چه نباشد فرقى نمى كند  

 

از هر موقعیتی برای برقراری ارتباط استفاده کنید

 

شما مى بايست پيوسته در اين فكر باشيد كه چگونه و كجا مى توانيد روابطى را ايجاد و آنها را تقويت كنيد. يعنى از هر فرصتى مثل نوشيدن چاى، صرف ناهار و شام و يا هر نوع ارتباط و تماسى كه در مسافرت ها دست مى دهد استفاده كنيد وگرنه مجبور خواهيد بود راه دور و درازى را براى رسيدن به اين هدف طى كنيد. زمانى كه رئيس شركت مشاوره شروود به نام مارتين پيچنسون از مقرش در لس آنجلس در تلاش براى گسترش روابط تجارى اش با شركت سيليكون بود از هر موقعيتى براى تماس با همتايان تجارى اش به سرعت استفاده مى كرد. او مى گويد: وقتى كسى تلفن مى كرد و مى گفت كه احتمال دارد با من معامله اى داشته باشد و از من وقت ملاقات مى خواست، صبح روز بعد در محل آنها حاضر مى شدم و فرصت را از دست نمى دادم، يعنى با پرواز ۴۵/۵ صبح حركت مى كردم و ساعت ۱۵/۸ براى صرف صبحانه در آن اداره بودم. به اعتقاد وى، مى بايست هر موقعيتى را به سرعت تاييد وگرنه رقبا اين كار را خواهند كرد. موقعيت هاى از دست رفته بزرگترين مايه تاسف و اندوه يك رئيس يا موسس به شمار مى روند.          

ویژگی های خود را بشناسید

 

حقيقتاً ايجاد روابطى خوب كه منجر به تجارت موفقى شود، كار مشكلى نيست. اين كار به يك تنظيم ذهنى نياز دارد يعنى مى بايست مترصد امكانات باشيد و در عين حال به اعمال تان آگاه باشيد. مى توانيد موانعى را كه در مسير گسترش روابط مورد نيازتان پيش مى آيد، از ميان برداريد. «جيمز تام»  نويسنده كتاب مشاركت بنيادى در اين باره مى گويد: به رفتارتان نگاه كنيد و بازتاب آن را بسنجيد. او مى گويد: رفتارهاى دفاعى كه ممكن است مانع پيشرفت شما باشند را شناسايى كنيد مثلاً احتمال دارد وقتى كه وحشت زده و ترسان مى شويم ديگرى را غرق در اطلاعات كنيم يا در سكوت فرو رويم كه اين مى تواند يك اخطار اوليه باشد. وقتى چنين رفتارى را در خود تشخيص داديد خواهيد توانست اقداماتى را به عمل آوريد، آن گاه يا لازم است كه آهسته تر پيش رويد يا مى بايست براى خنثى كردن آن رفتار هر كارى از دست تان برمى آيد بكنيد. با افراد مستقيماً ارتباط برقرار كنيد. يا مسئوليت برقرارى ارتباط را برعهده ديگران نگذاريد يا از واسطه كردن ديگران پرهيز كنيد. براى ارتباط برقرار كردن با ديگران تلاش كنيد، گهگاهى يك تلفن يا اى ميل مى تواند آنها را براى مدتى طولانى با شما مرتبط سازد. هر چند چنين ارتباطى خيلى قوى و پررنگ نيست اما مفيد است، خب به هر حال هركسى مشغله اى دارد و نيازى به رفتار دراماتيك نيست.        

 

ار تباط مستقیم برقرار کنید

 

هيچ گاه فكر نكنيد كه برقرارى ارتباط از طريق شبكه مى تواند مانند ارتباط رودررو موثر باشد. به گفته ويتمن متاسفانه ارتباطات شبكه اى براى خيلى ها هدف شده است.        
او مى گويد :ارتباط گران شبكه اى بيكارانى هستند كه قبلاً بيكار نبوده اند، همه شبكه را به هم توصيه مى كنند ولى آنها در شبكه چه مى كنند؟ آنها مرتباً افرادى كه هيچ وقت با آنها صحبت نكرده اند را فرا مى خوانند و همه حرف شان يا «من»، «من»، «من» است يا «به كمكت احتياج دارم»، ولى چنين كارى ايجاد ارتباط نيست بلكه نوعى چاپلوسى و تن آسايى است.  

 

هیچ گاه مایوس نشوید

 

حفظ رابطه در تجارت مثل حفظ رابطه در مدرسه نيست. يعنى در تجارت ممكن است با وجود آنكه طى سال ها دليلى براى صحبت با كسى نداشته ايد، بتوانيد ارتباطى را دوباره آغاز كنيد.حتى يك تلفن و يا اى ميل مى تواند روابط تيره وتار شده را دگرگون سازد

 

با تشکر فراوان از محمد لیایی

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 13 اسفند1385 و ساعت 0:25 |

پلن فرهنگی ، فرهنگی نو

 

( قسمت ششم )

 

 

در قسمت قبل سوالی را مطرح کردیم که شاید پاسخ به آن بتواند راه گشای کار بسیاری از تیم ها و مجموعه های بازاریابی در نتورک باشد . همانطور که گفتیم پورسانت در نتورک به واسطه (( مدیریت )) بر مجموعه حاصل می شود و آنکسی پورسانت بیشتری می گیرد که مجموعه اش فروش بیشتری داشته باشد . دلایلی را که منجر به فروش می شدند را نیز بررسی کردیم و به اینجا رسیدیم که بسیاری از تیم های بازاریابی که تا به حال فعالیت کرده اند و می کنند نیز از آن دلایل برخوردار بودند . پس چرا آنها تیم ها و مجموعه های ماندگاری نداشتند . این سوال ، موضوع بحث این قسمت است .

 

شاید بهتر باشد که از این سوال شروع کنیم که چه هنگام افراد و لیدر های مجموعه در تیم باقی میمانند و به کار خود ادامه می دهند ؟. چرا که ماندگاری یک تیم ، در گرو ماندگاری اعضا و لیدر های آن است . چه دلیلی باعث خواهد شد تا لیدر های یک تیم در شرایط سخت و دشوار نیز به کار خود ادامه دهند ؟ و یا چه عاملی سبب خواهد شد تا لیدر های تیم بتوانند با آگاهی کامل و فکری آزاد دست به خلاقیت های مختلف در مجموعه فروش خود بزنند. یادم است که یک بار یک جمله از آقای دکتر بابایی با این مضمون شنیدم که : (( فروش ، هنر یک بازی است )) . در بازار رقابتی امروز آنکس موفق خواهد شد محصولاتش را بفروشد که در بازی بازار موفق تر و هنر مندانه تر عمل کند . این هنر هم ناشی از یک شعور و یک بینش عمیق نسبت به بازار است . حال اگر بخواهیم لیدر های خلاق و هنر مند داشته باشیم باید چه کنیم ؟

 

بر کسی پوشیده نیست که برای داشتن یک ذهن خلاق احتیاج است تا فرد شعور لازم را در رابطه با موضوع پیدا کند و این شعور حاصل نمی شود مگر اینکه (( آگاهی )) وجود داشته باشد . بخش اعظمی از آگاهی را هم اطلاعات تشکیل می دهد . فکر کنم تا اینجا منظور من را گرفته باشید . آری ، منظورم همان آموزش است ! منتها اشتباه نکنید . منظورم آموزش هایی که تا به حال همه داشته ایم و همه ما هم می دانیم نیست . چرا که اگر قرار بود این آموزش ها کارگر بیفتد تا به حال باید افتاده بود ! البته در اینجا نمی خواهم در مورد این آموزش های قدیمی صحبت کنم چرا که مثنوی هفتاد من کاغذ است ، بلکه من از آموزشی حرف می زنم که علاوه بر ایمان و تعهد و هدف و ... در فرد شعور و اگاهی نیز ایجا د کند . شاید دیگر وقت یک سری از آموزش های روانشناسی شده در این عرصه به پایان آمده باشد ( و یا حداقل بتوانیم بگوییم که کافی نباشد ) .

 

بگذارید مثالی بزنم . فرض کنید که شما یک شرکت لیزینگ دارید . و برای کارمند های خود این امتیاز را قائل شدید که به میزان پول هایی که وام می دهید یک در صد قابل توجه را نیز به آنها می دهید . و هر کدام از آنها در صورت پیدا کردن 1000 مشتری و لیزینگ مثلا 1000 دستگاه خودرو ، صاحب یک زندگی مرفه و بی دغدغه میشود و خود شما نیز به ثروت خوبی دست پیدا خواهید کرد . حال فرض کنید 2 نوع کارمند دارید . گروه اول کارمندان بی سوادی هستند که هیچ آگاهی علمی راجع به لیزینگ ندارند و صرفا به خاطر پورسانت فوق العاده شما وارد این کار شده اند . فکر می کنید چه اتفاقی برای این گروه می افتد ؟ اجازه بدهید خودم جواب بدهم ( چون تجربه داشتن همچین شرکتی را داشته ام !!) . این افراد به هر دری می زنند تا مشتری جور کنند . به فامیل ، به دوست ، تو بازار ، مغازه ها ، شرکت ها و ... ولی چون نمی توانند برای کار خود یک طرح تجاری قابل قبولی ترسیم کنند و از رسم و رسوم تجارت در این زمینه ( بازاریابی صحیح ، آداب معاملات تجاری در بازار ، شرکت ها ، محیط های تجاری ، فرهنگی و ...) آگاهی ندارند ، لذا به نتیجه موفقی هم نمی رسند . اما گروه دوم افراد تحصیل کرده ای هستند که در حین شروع کار سعی می کنند که با مطالعه بسیار زیاد در امر لیزینگ بتوانند یک رابطه منطقی بین نیاز های مردم ، بنگاه های مختلف اقتصادی ، بانک ها ، لیزینگ ها و ... برقرار کنند . این افراد بی گدار به آب نزده ، بازار را خراب نکرده  و با مطالعه قدم به عرصه بازار می گذارند . در نتیجه می توانند با توجه به نیاز های مردم به یک طرح تبلیغاتی خوبی برسند . از آن استفاده می کنند و به یک در آمد قابل توجهی می رسند . البته نباید پورسانت فوق العاده این کار را نیز نادیده گرفت ولی  کافی نیست .نظر شما چیست ؟

علمی کار کردن در هر کاری باعث می شود تا فرد به یک بینش عمیق نسبت به کار برسد ، همین امر سبب بروز خلاقیت ها و در نتیجه منجر به موفقیت خواهد شد . مثال بارز آن هم در دین مبین اسلام نیز وجود دارد که در آن افراد پیوسته از یک تقلید صرف ، نفی شده اند و همواره به مطالعه و تفکر در آن سفارش شده اند .

نتورک هم یک تجارتی است مانند تجارت های دیگر که در آن نیاز به آگاهی و شعور است . مخصوصا وقتی که حرف از تشکیل و سازمان و مدیریت آن است ، یعنی هنگامی که سود شما در گرو شعور دیگران است ، آن هنگام اهمیت آموزش بیشتر پدیدار می شود . تصور کنید که مجموعه ای داشته باشید که در آن لیدر هایتان هم دارای ایمان باشند و هم شعور . لیدر هایی که نتورک را به صورت علمی می شناسند و با قلبشان آنرا قبول کرده اند . لیدر هایی که هر کدام برای خود در تجارتشان صاحب سبک و صاحب اندیشه و سخنند . فکر می کنید چه اتفاقی می افتد ؟ آیا شما هم مثل من از همچنین مجموعه ای خوشتان می آید ؟!!!

 

ادامه دارد... 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 12 اسفند1385 و ساعت 15:42 |

اگر در جاده رویاهاتان سفر می کنید ، به آن متعهد باشید . هیچ دری را باز نگذارید تا بهانه شود . بهانه ای مثل اینکه : " خوب ، این همان چیزی نیست که می خواستم ." بذر شکست در همین جا نهفته است .

 

مسیر خود را بپیمایید . حتی اگر گامهای شما نا مطمئن است ، حتی اگر می دانید می توانستید این مسیر را بهتر بپیمایید . اگر امکانات خود را در لحظه اکنون بپذیرید ، بی تردید در آینده پیشرفت خواهید کرد . اما اگر محدودیت های خود را انکار کنید ، هرگز از آن ها رها نمی شوید .

 

شجاعانه با مسیر خود روبه رو شوید ، و از انتقاد دیگران نهراسید و مهم تر از همه نگذارید با " خود انتقادی " فلج شوید .

 

خداوند در شب های بی خوابی همراه شما خواهد بود ، وبا عشق خویش اشک های شما را خواهد زدود .

 

خداوند یار شجاعان است.

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 12 اسفند1385 و ساعت 15:41 |

پلن فرهنگی ؛ فرهنگی نو

 

( قسمت پنجم )

 

پلن فرهنگی ، رمز ماندگاری وست ویژن

 

 

 

در جلسه قبل گفتیم که نتورک مارکتینگ همانند یک موتور است . شکل و شمایل این موتور برای همگان کاملا شفاف و روشن است . این موتور به یکسان در اختیار همگان قرار می گیرد . اما مشکل اینجاست که این موتور برای برخی روشن میشود و تخته گاز حرکت می کند ؛ برای عده ای به گونه ایست که باید این موتور را به زحمت در سر بالایی های سخت هل بدهند تا روشن شود ؛ و برای عده ای هم اصلا روشن نمی شود . پس اشکال کار کجاست ؟ مسلما این اشکال از موتور نیست . پس باید ایراد را جای دیگر پیدا کرد . اجازه بدهید کمی تخصصی تر بحث کنیم .

 

شیوه در آمد زایی نتورک مارکتینگ و یا ریز تر بگویم وست ویژن ( البته در پلن باینری آن ) بدین گونه است که شما مجموعه ای تشکیل می دهید ؛ به آنها آموزش می دهید و آن مجموعه را هدایت و مدیریت می کنید . این مجموعه به هدف فروش محصول تشکیل شده و شما بابت میزان فروشی که از مجموعه تان دارید تحت پلنی که همگی می دانیم پورسانت در یافت می کنید. پس در واقع کاری که شما می کنید کاملا مصداق کامل سخن مدیر عامل شرکت پپسی است که می گوید : (( من دوست دارم که از یک درصد فعالیت صد نفر استفاده کنم تا از صد درصد فعالیت خودم )) . بنابراین موضع کار کاملا روشن است . بخش اعظم کار نتورک در واقع (( مدیریت )) است و شما هنگامی می توانید پور سانت در یافت نمایید که بتوانید مجموعه تان را طوری مدیریت کنید که فروش بالایی داشته باشند . خب ؛ پس باید دید که فروش چگونه حاصل می شود ؟ یکی از فاکتور هایی که منجر به فروش می شود ؛ شور و اشتیاق فرد در هنگام توصیف عملکرد شرکت برای دوستانش است . اصولا این فاکتور در هنگام فروش سنتی نیز از فاکتور های مهم است . از دیگر فاکتور ها می توان یک کار تیمی منسجم و منظم ؛ ایجاد روابط موثر با اطرافیان ؛داشتن خلاقیت های فردی و تیمی در ایجاد جو مثبت نسبت به شرکت و ... را نام برد . حال برگردیم به چند سال عقب تر . به خاطراتی که از تیم های مختلف در طول تجربه نتورک مارکتینگ در ایران گذشت . آیا آنها شور واشتیاق کافی را نداشتند ؟ آیا تیم های منسجم و منظم نداشتند ؟ آیا روابط عمومی خوبی نداشتند ؟ آیا در ایجاد جو کار تیمی ضعیف بودند ؟ اگر بخواهیم منصفانه به سوالات جواب دهیم ؛ جواب تمامی آنها منفی خواهد بود . پس چه چیزی این وسط کم است ؟

 

بگذارید موضوع را به نحو دیگری دنبال کنیم . فردی با شور و اشتیاق کامل اقدام به تشکیل یک مجموعه فروش در نتورک مارکتینگ می کند . اتفاقا این فرد ادعا می کند که می خواهد این تجارت را بسیار علمی شروع کند . پس سی دی های مربوط به 8 سنگ بنا ؛ 8 دلیل شکست و ... را تهیه کرده و شروع به آموزش و دوپلیکیت آن در مجموعه خود می کند . مجموعه او به علت شور و اشتیاق او و دایرکت هایش در ابتدا به سرعت رشد کرده و آنها به درآمد می رسند . اما پس از چندی افرادی به بهانه های مختلف از گردونه خارج می شوند . یکی می خواهد ازدواج کند ؛ آن یکی یک ما ه کار کرده و خسته شده ؛ دیگری پس از گذر زمان به این نتیجه می رسد که این کار کلاه برداریست !! و آف می شود ؛ یکی دیگر به این باور می رسد که کار غیر شرعی است ؛ آن یکی نمی تواند ورودی بگیرد و دیگری ... این ها هم همگی تکراری هستند ، نه ؟ آری ، همه ما این قبیل مسائل را زیاد دیده ایم و شنیده ایم . این قضیه دقیقا همان چیزی است که تمام ما در گیر آن هستیم ، که در واقع هیچ کدام از افراد مجموعه ما هنوز به آن سطح از شعور و اگاهی نسبت به این تجارت نرسیده و آن را از نظر قلبی قبول نکرده است ، به خاطر همین هم خیلی زود از گردونه خارج می شوند . حال همین فردی که به اصطلاح آف شده است اگر در یک مغازه شروع به کار فروشندگی کند و تا آخر عمر ماهی 200000 تومان هم حقوق بگیرد ( با 10 ساعت کار در روز ) نه تنها خم به ابرو نمی آورد بلکه از اینکه سر کار رفته و از دوستان خود پیشه گرفته است هم به خود می بالد !!! میبینید ؟ فکر میکنید چرا ؟ به این خاطر که شغل فروشندگی در مغازه را با گوشت و پوست خود باور کرده و قبول کرده و با پارادایم های ذهنیش جور در می آید اما نتورک را نه . در واقع می خواهم این را بگویم که حتی اگر دولت هم جلوی نتورکر ها را نمی گرفت ، با این وضعیت که پیش گرفته بودند نمی توانستند کاری از پیش ببرند و مجموعه ها یکی یکی به ور طه نابودی کشیده می شد و هیچگاه تیم های ماندگاری نداشتند . مخالفت های دولت تنها کاتالیزوری بود برای آنها که نتورک را از صمیم قلب باور نداشتند تا بتوانند خود را سریع تر آف کنند !!!

 

تا به اینجای کار ما تنها طرح سوال کردیم . یک سوال بزرگ و اساسی و مهم و حیاتی .

 

پس چه باید کرد ؟...

 

در قسمت های بعد به بحث در مورد جواب این سوال می پردازیم ...

 

ادامه دارد...

 

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 11 اسفند1385 و ساعت 2:15 |

با سلام خدمت تمام عزیزان دوستداران  وست ویژن و این وبلاگ :

موقعی که تصمیم گرفتیم تا یک سلسله مطالب راجع به سولار بنویسیم ، در حین نوشته ها سوالات بسیاری در نظرات از ما پرسیده میشد ، ما هم سعی کردیم تا به فراخور سوالات متنی را بنویسیم که جوابگوی تمام سوالات باشد . البته در آخر نیز به چند سوال دیگر نیز جواب دادیم . شکر خدا حرکتی که راجع به سولار شروع کردیم خیلی خوب جواب داد و شاهد فروش بسیار بالایی در این تیم و تیم های دیگر بودیم .

حال که پلن فرهنگی را نیز شروع کردیم باز هم سوالات متعددی از ما پرسیده می شود . در جواب به این دوستان باید بگویم که عزیزان و خوبان ، بگذارید تا سلسله مطالب را به همین صورت موضوعی و دنباله دار جلو ببریم ، مطمئن باشید که در آخر هم به خود پلن فرهنگی خواهیم رسید و به تمام سوالات در حد توان جواب خواهیم داد . اساس فکری این وبلاگ بر مبنای تحلیل ریشه ای و آنالیز علمی و به دور از غرض و تعصب در مورد مسائل مختلف شرکت است . ما میتوانیم در حین سلسله مطالب ، به سوالات جواب دهیم اما نه صورت جالبی دارد و نه اصالت متون را رعایت کرده ایم . میدانیم که این سلسله مطالب کمی طولانی شده است و مطالب تا اینجا ربطی به پلن ندارد ولی باور کنید شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که حساسیت پلن فرهنگی از تمام پلن های دیگر بیشتر است . چرا که رابطه مستقیم با حیات کاری وست ویژن و تک تک ما دارد . پس اجازه دهید که کمی عمیق تر به آن بپردازیم . البته  نگران نباشید ، در همین یکی دو روز تمامش می کنیم !!!

در آخر نیز از تمام شما مهربانان ، به خاطر صبرو تحملتان و لطف بی پایانتان نسبت به این وبلاگ کمال تشکر را داریم .

با تشکر

مدیریت وبلاگ

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 10 اسفند1385 و ساعت 17:19 |

پلن فرهنگی ؛ فرهنگی نو

 

( قسمت چهارم )

 

 

در طول ماراتن 6 ساله نتورک مارکتینگ در ایران شاهد داستان ها ؛ وقایع و اتفاقات بسیاری بودیم . عده ای پولدار شدند و هنوزم که هنوزه از مدافعان سرسخت این تجارت باقی ماندند . عده ای پولدار نشدند اما پولی در آوردند که حتی اگر آف هم شدند همیشه بگویند که نتورک خوب است . عده ای اصلا پولی به دست نیاوردندو تبدیل شدند به مخالفان سرسخت نتورک مارکتینگ . اما در این میان گروهی دیگر هم بودند که شاید پولی به دست نیاوردند ؛ اما هیچگاه هم نگفتند که نتورک بد است . اینها همان آنهایی بودند که با قلبشان کار می کردند . در این قسمت از سلسله مطالب سعی داریم تا چرایی آف شدن بسیاری از افراد را در نتورک بررسی کنیم .

 

همانطور که در قسمت قبل اشاره کردیم ؛ موتور نتورک مارکتینگ ؛ موتور ساده ای بود که شاید هر بچه 7 ساله ای هم آن را می فهمید !!( منظورم پلن درآمدی آن است ) اما همین پلن ساده پدر خیلی ها را درآورده . همین سادگی و جذابیت پلن باعث شده بود تا افراد با یک پرزنت 40 دقیقه ای چنان مجذوب آن شوند که دقیقا روز بعد از آن وارد شوند و دقیقا همان روز هم تبدیل به یک نظریه پرداز حرفه ای در زمینه نتورک مارکتینگ شده و به ارائه استراتژی های مختلفی بپردازند!!! بدون اینکه خاک این کار را بخورند ؛ در جلسات مختلف آنچنان صریح و قاطع و با ایمان کامل راجع به این حرفه حرف می زنند که هر کس نداند فکر می کند که ده ها سال است که به این تجارت مشغول است . خب ؛ فکر می کنید چه اتفاقی برای افراد مجموعه او می افتد؟ وقتی حرف ها و حدیث ها و استراتژی ها و راهکار ها از پایه و اساس علمی درست و حسابی برخوردار نباشد بالطبع دوام زیادی هم نخواهد داشت .

 

 در طول این چند سالی که از عمر نتورک مارکتینگ در ایران می گذرد شاهد استراتژی های مختلفی از سوی لیدر های بزرگ شرکت های مختلف بودیم ( که اتفاقا در موارد بسیار از همدیگر نیز الهام می گرفتند ) . آن هنگام که هنوز اسم نتورک را کسی نشنیده بود ؛ افراد به اصطلاح با بیل ورودی میگرفتند !! بعد از یک مدت استراتژی آموزش حاکم شد . این بار آنهایی موفق بودند که راهکا رهای روانشناسی شده ی  گفته شده توسط یک عده را اجرا می کردند .البته چون هنوز زمزمه های نتورک هنوز فراگیر نشده بود ؛ این استراتژی هم تا حدودی جواب می داد . بعد از یک مدت هم استراتژی آفیس ( دفتر کار ) ؛ و استراتژی ها و راهکار های مختلف ...تا اینکه این اواخر هم استراتژی پول پتو !!! می خواهید بدانید که این استراتژی چیست ؟؟ از آنجا که ایرانی ها به طور کلی ید طولانی در امر شاهکار های خلاقانه در زمینه های مختلف را دارند !! ؛ لذا لیدر های اعظم ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و تا آنجا که میتوانستند برای توجیه و سرپوشی عدم کار علمی خود دست به راهکار های مختلفی می زدند که آخریش هم همین پول پتو ! بود . این استراتژی بر این اساس استوار بود که افراد؛ دوستان خود را از شهرستان های مختلف به بهانه پیدا کردن یک کار پر در آمد به تهران دعوت می کردند ؛ آن فرد هم از همه جا بی خبر پا به آفیسی می گذاشت که همسایه بغلیشان هم در آنجا حضور داشت ! و بعد هم یک پرزنت ضربتی ؛ خرید ( چون دیگر با وضعیت موجود فالو هم نیازی نیست ! ) و تکرار ماجرا برای آن فرد .و بعد پرسه زنی های افراد شهرستانی تیم در خیابان های ولیعصر ؛ نیاوران ؛ شهرک غرب ؛ بام تهران ؛ مراکز خرید و تجاری مختلف و... و رویا پردازیهای مختلف ؛ و جلسات تعهد و هدف و ... و بعد از یک سال بالا آودن قرضو قوله های بسیار برای تسویه حساب تخلیه آفیس ؛ و بعد سر خوردگی و فحش و لعنت به نتورک !!!

 

داستان تکراری است . نه ؟ میدانم که همه شما از این داستان ها داشتید و یا حداقل شنیده اید .

 البته باز هم تکرار می کنم که متاسفانه عدم برخورد در ست و کارشناسی دولت و قوه قضاییه در برخورد با این تجارت سبب بوجود آمدن بسیاری از این معضلات شد. چرا که جمله ای است که می گوید : (( اگر تمام ارتش های دنیا جمع شوند نمی توانند جلوی ایده ای که زمانش رسیده است را بگیرند )) خب نتورک هم ایده ای بود که البته به نظر من خیلی هم دیر وارد ایران شده بود ؛ اما در هر حال به همان دلایلی که در قسمت های قبل گفتم خیلی زود در دل ایرانی ها نشست ( چرا که اصولا نتورک در دل هر آدمی می نشیند! ) . حال آنهایی که از این راه پول های خوبی هم درآورده بودند و به صورت تمام وقت به این تجارت مشغول شدند نمی خواستند با موضع گیری های نا درست برخی مسولین  ایران ؛ شغل پر درآمد خود را از دست بدهند . طبیعی است که آنها هم دست به یک همچنین راهکار هایی بزنند . خلاصه می رسیم به همان حرف قسمت اول که نتورک تبدیل شد به یک مبارزه ؛ یک مقاومت زیرزمینی بین مردم و دولت . البته همه ما می دانیم که همواره در طول تاریخ هم ایده هایی موفق بوده اند که از دل مردم جوشیده اند و بیرون امده اند . و نتورک یکی از آنهاست . اگر برخی از شرکت ها و یا افراد از این پلن سوءاستفاده می کنند به راحتی می توان با درایت کامل  با طرح قوانین مشخص و شفاف سره را از ناسره تمیز داد ؛ اما خب ....

 

 

ادامه دارد ....

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 10 اسفند1385 و ساعت 17:18 |

خدا

قول نداده آسمون هميشه آبی باشه و باغ ها پوشيده از گل

قول نداده زندگی هميشه به كامت باشه

روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده

ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های هميشگی رو قول نداده

قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نكنی

جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده

قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شيب نداشته باشن

رود خونه ها گل آلود و عميق نباشن

ولي

رسيدن يه روز خوب رو قول داده

روزی روزانه،استراحت بعدازهركارسخت وکمک توكارهاوعشق جاودان رو قول داده

عجب روزی می شه اون روز

پس ناملايمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگير که اوجاودانه است و بس

نااميدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه،اما همين دست انداز نويد يه جاده صاف و وسيع رو بهت می ده،زياد تو دست انداز نمون

وقتی حس کردی به اون چيزی كه می خواستی نرسيدی،خدارو شکر کن چون اون می خواد تويه زمان مناسب ترا غافلگيرت کنه و يه چيزی فراتر از خواسته الانت بهت بده

يادت باشه تو نمی تونی كسی رو به زور عاشق خودت کنی

پس تنهاكاری که می تونی بكنی اينه که شخصی رودوست داشتنی باشی ودرنظرمردم با ارزش و شريف جلوه کنی

بهتر اينه که غرورت رو بخاطر عشقت فراموش کنی تا عشقت رو به خاطر غرورت

هيچ وقت يه دوست قديمی رو ترک نكن چرا که عمرا"بتونی کسی رو پيدا کنی كه بتونه جای اونو بگيره

 

فهميدي؟!!

 

با تشکر از East Se7eN Vision

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 10 اسفند1385 و ساعت 17:18 |

پلن فرهنگی ؛ فرهنگی نو

 

( قسمت سوم )

 

با سلام خدمت تمامی دوستان و علاقمندان به این وبلاگ . در قسمت های قبل از این سلسله مطالب به بررسی عوامل گرایش اغلب افراد به این تجارت پرداختیم و اتفاقاتی که در پی آن نیز رخ داد را بیان نمودیم . هدف ما از نوشتن این سلسله مطالب ریشه یابی چرایی بوجود آمدن این وضعیت ( جو موجود در جامعه نسبت به تجارت نتورک مارکتینگ ) وبررسی عدم موفقیت بسیاری از تیم ها در نتورک مارکتینگ و ارائه راهکار مناسب برای رهایی از آن است . در این قسمت بیشتر به بیان  تحلیل نظام نتورک مارکتینگ و چگونگی شکل گیری تیم های غیر حرفه ای و عواقب آن می پردازیم .

 

در بسیاری از کشور های جهان سوم که ایران هم جزو آنها محسوب میشود ؛ کمبود و یا نبود ساختار ها و بستر های لازم برای تولید کار و اشتغال وتولید ثروت ؛ سبب می شود تا مردم آن جوامع از رفاه و آسایش اقتصادی پایین تری نسبت به کشور های جهان اول برخوردار باشند . نبود اخلاق حرفه ای در زیر ساخت های اجرایی کشور و عدم ساختار دهی صحیح  و مدیریت  استعداد ها سبب می شود تا رفته رفته غیر حرفه ای بودن ( چه در مسائل اقتصادی چه فرهنگی و چه غیره ) جزئی از فرهنگ مردم آن شود . اگر کمی به روند فعالیت های مختلف اجرایی در کشور خودمان دقت کنید به راحتی می توانید مصادیقی از آنچه که گفته شد را پیدا کنید که اتفاقا کم هم نیستند .

 

همین امر در روند رشد و شکل گیری سازمان هایی که به تجارت نتورک مارکتینگ مشغول بودند ( و البته هستند ) نیز کاملا مشهود است . البته این چیزی نیست که ما از خودمان بگوییم ؛ بلکه اگر نیم نگاهی به گذشته اغلب تیم ها بیندازیم و یا پای درد دل بسیاری از افرادی که در این سیستم ها خرید کر ده اند نیز بنشینیم  به راحتی در می یابیم که راه های رفته شده اکثرا غیر حرفه ای و فاقد عوامل لازم برای موفقیت بوده است .

 

هنگامی که نتورک به عنوان یک تجارت سود آور پا به ایران گذاشت ؛ مردمی که از بسیاری از تنگدستی ها و نداشتن ها به ستوه آمده بودند ؛ این را راهی برای رسیدن به آزادی مالی دیدند. آنها در یافتند که غیر از کار های معمول و روزمره ( سنتی ) راه هایی هم برای تجارت و در امد زایی وجود دارند که اتفاقا بهتر و شاید راحت تر هم هستند. این مشخصه ویژه نتورک که انسانها را می تواند به آزادی برساند ؛ همانند استارتی بود که موتور بسیاری را روشن کرد . افراد به تکاپو افتادند تا بتوانند هر چه زود تر به خوشبختی ! برسند . اما از آنجا که مردم ما کمی عجول هستند و معمولا در رفتار هایشان غیر حرفه ای ؛ لذا فکر می کردند که نتورک همانند یک قمار است . وارد آن می شوی ؛ کمی هزینه می کنی ؛ کمی وقت می گذاری ؛ حال یا برنده می شوی یا بازنده !!. جالب این جاست که همین افراد به ظاهر خوش خیال در دنیای فعالیت ها و شغل های سنتی خود همواره متذکر این امر هستند که (( قبل از اوستا کار شدن در هر کاری ابتدا باید خاک آن را بخوری !!!)) . در بازار ؛ شغل های دولتی ؛ مشاغل آزاد و ... همواره رسم بر این است که فرد تازه کار ابتدا باید خاک آن کار را بخورد ؛ تا با پیچ و خم های آن کار آشنا شود ؛ یا به اصطلاح (( گرگ کار شود !!)) تا بتواند به رتبه ها و مقام ها ی بالاتر دست پیدا کند . آری ؛ این را همه می گویند .

 

اما متاسفانه شروع تجارت نتورک مارکتینگ اینگونه نبود . شاید هم به خاطر یک عده افراد سودجو بود که می خواستند همان اول از عدم اگاهی و ساده دلی مردم سوء استفاده کنند و جیب های خود را پر کنند ؛ که البته این هم بود ؛ اما به نظر من علت عمده همان عادت کردن افراد به برخوردهای غیر حرفه ای در برخورد با نظام های جدید بود . مردم به این تجارت به دید یک تجارت نگاه نکردند . شاید چون به نظر آنها تجارت یعنی همان بازار و حجره و چک و سفته و .... در نتیجه بدون هیچگونه آگاهی از روند انجام این تجارت و آموزش های لازم ؛ دست ها را بالا زدند !! و به انجام این تجارت مشغول شدند !!

 

به زودی مردم یکی یکی وارد می شدند . بعضی ها به دید قمار و بعضی ها هم با اراده ای قوی و کله ای پر از رویا و تصاویر ذهنی . شاید هم ساده بودن و قابل فهم بودن پلن این تجارت مزید بر علت شده بود تا هرکس از ظن خود شود یار نتورک !!! هر کسی بیشتر زیر مجموعه داشته باشد ؛ موفق تر است . یک سال و اندی پس از پیچیده شدن خبر نتورک در ایران ؛ نتورک رشد قابل ملاحظه ای در ایران داشت . همانطور که گفتم وجود یک عده آدم سودجو که اتفاقا تعدادشان نیز کم نبود مزید بر علت شد تا این هرم بزرگ هر چه بیشتر در گل فرو رود . شاید کار در اوایل سخت نبود چون هنوز کسی خبر نداشت اما هر چه بیشتر جلو رفت سخت تر شد .

 

پلن ؛ پلن ساده ای بود .!! هرچه بیشتر زیر مجموعه داشته باشی ؛ پولدار تری . اما همین پلن ساده پدر خیلی ها را در آورده بود !! عده بسیاری که به دید قمار آمده بودند ؛ بالطبع نه تنها نتوانستند پولدار شوند بلکه همان پول خود را نیز در نیاوردند . آنهایی هم که مصمم بودند؛ با شروع شدن تبلیغات منفی در سطح جامعه و نداشتن اطلاعات کافی در این زمینه نتوانستند کاری از پیش ببرند. افراد وارد می شدند و طبق استراتژی ها و تشخیص های خود تا آنجا که میتوانستند اطرافیان خود را وارد می کردند ؛ به آنها انگیزه می دادند ؛ تیم هایی که کمی حرفه ای تر بودند جلسات مختلف برگزار می کردند ؛ فان برگزار می کردند ؛ دفتر های متعدد اجاره می کردند تا به کار خود وجه رسمی تری بدهند و ...اما اینها کافی نبود . اغلب مجموعه ها معمولا تا یک جایی پیش می رفت و بعد شروع به ریزش می کرد . یکی وارد می شد ؛ دو نفر آف می شدند .!! البته ناگفته نماند که خیلی ها هم از این طریق توانستند پولدار شوند و خیلی ها هم اگر نتوانیم بگوییم که پولدار نشدند اما انقدر در آوردند که بعد ها هم گفتند که نتورک چیز خوبی است . هر چه می گذشت به تعداد آف شده ها افزوده می شد و آمار شکایت ها نیز بالا می گرفت  حال شکایت از چه ؟ ما  هم نمی دانیم . چرا که بسیاری از آنها حتی نام نتورک مارکتینگ را نیز نمی توانستند صحیح ادا کنند !! حال رفته بودند و شکایت کرده بودند !! البته به اعتقاد بنده عدم درایت لازم دولت و قوه قضاییه در موضع گیری صحیح در برابر این کالای وارداتی نیز مزید بر علت شد تا حتی برخی که می خواستند علمی نیز کار کنند نتوانند . ...

 

 

ادامه دارد .....

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 10 اسفند1385 و ساعت 2:37 |

 دو سوال در بخش نظرات دیدیم که لازم به توضیح بود:

نويسنده: حسین

دوشنبه 7 اسفند1385 ساعت: 11:59

2 سوال داشتم : وست ویژن چرا بعد این مدت verisine اینو بیمه نکرده .2 .چرا سایت وست ویژن بدون اجازه لوگوی verisine گذاشته .

پست الکترونيک

نويسنده: محمد مهدی

سه شنبه 8 اسفند1385 ساعت: 9:35

یه سوال خصوصی دارم که تا حالا از هر که پرسیدم جواب نداشته اگر شما جواب بدید ممنون میشم:میخوام بدونم وری ساین و اس اس ال سایت که نیست دلیلش چیه اگر جواب بدبد ممنون میشم.منتظرم

پست الکترونيک


وری ساین یک تیم قوی امنیتی است که انواع خدمات رابه مشتریان خود می دهد یکی ار آنها SSL است .این بار خیلی ساده تر توضیح می دهیم که اصلا اس SSL چیست!

بازی گل یا پوچ را در نظر بگیرید اگه حریف بفهمد گل در کدام دست ماست گل را از ما میگیرد و برنده میشود حال قرار می گذاریم که در هر ثانیه بتوانیم دست خود را به پشت ببریم و جای گل را عوض کنیم .... فردی که بخواهد که سایت را هک کند باید گل را پیدا کند ....اما این بار باید گل را بین ۱۲۸ دست که در ثانیه به پشت میرود و جای گل عوض می شود پیدا کند به این ، ssl ۱۲۸ گفته ميشود و بازي گل يا پوچ ssl۲ ... يعني پسورد شما در هنگام ورود يا هر اقدام ديگر ۱۲۸ بار در ثانيه عوض ميشود ....

ديگر در مورد DNN نمي گويم كه يك هكر با فرض محال كه ازSSL عبور كند بايد در عرض ۱ ثانيه از يك SSL ديگر عبور كند وبعد از آن همچنين از ۲ SSL ديگر .....باز فرض كنيد در عرض ۴ ثانيه اين مسير ها طي شد تازه با ديوار آتشين وري ساين ، هكر سيف و ديوار آتشين شخصي مديريت بروي سرور شركت روبرو خواهد شد ....باز بگذاريد فرض كنيم كه اگه شد چي....يعني هكر توانسته و اينك داخل سرور را در اختيار دارد و خرابكاري خود را انجام داده است ...... خیلی راحت شركت اعلام ميكند و دقيقا سايت به ۱ ثانيه قبل از ورود هكر بازگردانده مي شود و انگار نه انگار........

و اما سوال دوستان:

خدمت دوست عزيزم حسين كه گويا عضو وست نيستند يا مدت هاست  سايت را باز نكرده اند عرض ميكنم اولا دو ماهي ميشود كه لوگوي وري ساين روي سايت نيست دوما آن لوگويي كه قبلا بود، شركت نگذاشته بود . از آنجا كه شركت علاوه بر SSL وري ساين از امكانات كامل وري ساين بهره مند است سرور كد گذاري شده هم در اختيار اين شركت است و خود آنها قرار داده بودند كه  خود شركت وري ساين استعلام داده است سوما اجازه گرفتن يا نگرفتن در اينترنت مثل كپي كردن آخرين ورژن نرم افزار ها روي يه سي دي خام سر كوچه نيست ضمنا اجازه چيه! ميدونيد هزينه ي فقط اس اس ال چقدر است؟؟!!!

درآخر طرز سوال شما طوري است كه انگار همه سايت ها بايد مشتري وري ساين باشند وري ساين يك شركت با مارك وآرمي آشنا براي ماست همين... يادم هست يك بارازدكتر بابايي وقتي اين گونه سوالات را مي پرسيدم و توضيح مي دادند ، وقتي داشتند از ديواره آتشين سايت صحبت ميكردند پرسيدم اين ها براي چه شركتي هستند و نام بردم مكآفي ؟نورتن ؟..... لبخند شيريني تحويل گرفتم و گفتند اينها همه تبليغاتي هستند ،اينها خيلي بچه هستند و اسمهايي گفتند كه حتي يادم نماند....

....ودر ادامه جواب به دوست خوبم جواب سوال محمد مهدی عزیز را هم بدهم..... سایتهایی که تبادلات مهم اطلاعاتی مانند پول دارند از SSL استفاده میکنند اما SSL را معمولا صفحه اول نمیگذارند زیرا با توضیحاتی که دادم سرعت تحرک را کم میکند و صفحات مجهز به آن بسیار سنگین و کند است و با سرعت معمول ما در ایران بسیار کندتر نیز می شود ...در عصر حاضر( نانو) که کیفیت یک سایت یا برنامه بر اساس حجم پایین و سرعت بالا برای کاربران ارزش گذاری میشود تلاش مدیریت شرکت نیزبرهمین موضوع است ...

معمولا در سایتها در صفحات خرید و فروش و تبادلات مالی SSL قرارمیدهند که در غیر این صورت حتی در حین باز کردن مراکز تسهیلات سایت نیز کلیک ما شامل ۱۲۸ بار تغییر کد گذاری میشود و همین مسْـله باعث میشود ما روزانه ساعتها داخل سایت باشیم که بار ترافیک سایت نیز بالا می رود که مثلا برای انتقال ای-سریال ۳۰ دقیقه در گیر باشیم....

شرکت وری ساین قرار داد خود را با وست هنوز دارد ولی به دستور خود مدیریت SSL آن از صفحه اصلی حذف شده است این هم لینک تایید وری ساین.

مسایل گفته شده ، کامل تردر جزوه آموزشی نگاشته شده است اگر در تيم Se7eN Vision هستيد وآن رانداريداز مديران ارشد خود طلب كنيد

 مهرداد اكبري

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در چهارشنبه 9 اسفند1385 و ساعت 17:46 |