تبليغاتX

Se7eN Vision Team

عشق کرگدنی

يک کرگدن جوان ، داشت تنهايي توي جنگل مي رفت . دم جنبانکي که داشت همون اطراف پرواز مي کرد ، اونُ ديد و ازش پرسيد که چرا تنهاست
. کرگدن گفت: همه کرگدن ها تنها هستن
دم جنبانک گفت : يعني تو يک دوست هم نداري ؟؟؟
کرگدن پرسيد : دوست يعني چي ؟؟؟
. دم جنبانک گفت : دوست ، يعني کسي که با تو بياد ، دوستت داشته باشه و به تو کمک کنه
. کرگدن گفت : ولي من که کمک نمي خوام
دم جنبانک گفت : اما بايد يه چيزي باشه ، مثلاً لابد پشت تو مي خاره ، لاي چين هاي پوستت پر از حشره هاي ريزه . يکي بايد پشت تو را بخارونه ، يکي بايد حشره هاي پوستت را برداره
کرگدن گفت : اما من نمي تونم با کسي دوست شم . پوست من خيلي کلفت و صورتم زشته . همه به من مي گن پوست کلفت
. دم جنبانک گفت : اما دوست عزيز ، دوست داشتن به قلب مربوط مي شه نه به پوست
.کرگدن گفت : قلب ؟؟؟ قلب ديگه چيه ؟؟؟ من فقط پوست دارم و شاخ
. دم جنبانک گفت : اين که امکان نداره ، همه قلب دارن
!!! کرگدن گفت : کو ؟؟؟ کجاست ؟؟؟ من که قلب خودم ُ نمي بينم
دم جنبانک گفت : خب ، چون از قلبت استفاده نمي کني ، اونُ نمي بيني ؛ ولي من مطمئنم که زير اين پوست کلفت يه قلب نازک داري
. کرگدن گفت : نه ، من یه قلب نازک ندارم ، من حتماً يه قلب کلفت دارم
دم جنبانک گفت : نه ، تو يه قلب نازک داري . چون به جاي اين که دم جنبانک را بترسوني ، به جاي اين که لگدش کني ، به جاي اين که دهن گنده ات را باز کني و اونُ بخوري ، داري با هاش حرف مي زني
کرگدن گفت : خب ، اين يعني چي ؟؟؟
دم جنبانک جواب داد : وقتي که يه کرگدن پوست کلفت ، يه قلب نازک داره يعني چي !؟!؟! يعني اين که مي تونه دوست داشته باشه ، مي تونه عاشق بشه
کرگدن گفت : اينها که مي گي يعني چي ؟؟؟

... دم جنبانک گفت : يعني ... بذار روي پوست کلفت و قشنگت بشينم ، بذار
کرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يک جمله ي مناسب مي گشت . فکر کرد بهتره همون اولين جمله اش رُ بگه . اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاروند
داشت حشره هاي ريز لاي چين هاي پوستشُ با نوک نازکش برمي داشت . کرگدن احساس کرد چقدر خوشش مي ياد . اما نمي دونست دقيقاً از چي خوشش مي ياد
کرگدن گفت : اسم اين دوست داشتنه ؟؟؟ اسم اين که من دلم مي خواد تو روي پشت من بموني و مزاحم هاي کوچولوي پشتم ُ بخوري ؟؟؟
دم جنبانک گفت : نه اسم اين نيازه ، من دارم به تو کمک مي کنم و تو از اينکه نيازت برطرف مي شه احساس خوبي داري ، يعني احساس رضايت مي کني . اما دوست داشتن از اين مهمتره
کرگدن نفهميد که دم جنبانک چه مي گه اما فکر کرد لابد درست مي گه . روزها گذشت ، روزها ، هفته ها و ماه ها ، و دم جنبانک هر روز مي اومد و پشت کرگدن مي شست ، هر روز پشتشُ مي خاروند و هر روز حشره هاي کوچیکه لاي پوست کلفتشُ بر مي داشت و مي خورد ، و کرگدن هر روز احساس خوبي داشت
يک روز کرگدن به دم جنبانک گفت :
به نظر تو اين موضوع که کرگدني از اين که دم جنبانکي پشتش را مي خارونه احساس خوبي داره ، براي يه کرگدن کافيه ؟؟؟
. دم جنبانک گفت : نه ، کافي نيس
کرگدن گفت : آره ، کافي نيس . چون من حس مي کنم چيزاي ديگه ای هم هست که من احساس خوبي نسبت به اونا داشته باشم . راستش ، من مي خوام تو رُ تماشا کنم
دم جنبانک چرخي زد و پرواز کرد ، چرخي زد و آواز خوند ، جلوي چشماي کرگدن . کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد . اما سير نشد .کرگدن مي خواست همين طور تماشا کنه . کرگدن با خودش فکر کرد اين صحنه قشنگ ترين صحنه ي دنياست و اين دم جنبانک قشنگ ترين دم جنبانک دنيا و او خوشبخت ترين کرگدن روي زمين . وقتي که کرگدن به اينجا رسيد ، احساس کرد که يه چيز نازک از چشمش افتاد
کرگدن ترسيد و گفت : دم جنبانک ، دم جنبانک عزيزم ، من قلبم را ديدم ، همان قلب نازکم را که مي گفتي . اما قلبم از چشمم افتاد ، حالا چیکار کنم ؟؟؟

دم جنبانک برگشت و اشک هاي کرگدنُ ديد . اومد و روي سر اون نشست و گفت :
غصه نخور دوست عزيز ، تو يه عالمه از اين قلبهاي نازک داري
کرگدن گفت : اينکه کرگدني دوست داره دم جنبانکي رُ تماشا کنه و وقتي تماشاش مي کنه ، قلبش از چشمش مي افته يعني چي ؟؟؟

.دم جنبانک چرخي زد و گفت : يعني اين که کرگدن ها هم عاشق مي شوند
کرگدن گفت : عاشق يعني چي ؟؟؟
."دم جنبانک گفت : يعني " کسي که قلبش از چشمهايش مي چکد
کرگدن بازم منظور دم جنبانک را نفهميد ، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف بزنه ، باز پرواز کنه و او باز هم تماشاش کنه و باز قلبش از چشماش بيفته . کرگدن فکر کرد که اگه قلبش همين طور از چشماش بريزه ، يه روز حتماً قلبش تموم مي شه . اون وقت لبخندي زد و با خودش گفت
من که اصلاً قلب نداشتم ! حالا که دم جنبانک به من قلب داده ، چه عيبي داره ، بذار تموم قلبم براي اون بريزه

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت 19:47 |

دهان دخترزيباتهي زدندان است


كه هرشكسته دندان بهاي يك نان است


هيچ كس فكرنكردكه درآبادي ويران شده ديگرنان نسيت


وهمه مردم شهربانگ برداشته اندكه چراسيمان نيست


وكسي فكرنكردكه چراايمان نيست


وزماني شده است كه به غيرازانسان


هيچ چيزارزان نيست!


 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت 1:40 |
در وصل هم، زعشق تو ای گل در آتشم

                                                                             عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل ، آب عشق به یک جو نمی رود

                                                                           بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

خلقم به موی زرد بخندند، باک نیست

                                                                             شاهد شو ای شرار محبت که بی غشم

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت 1:24 |

 

 آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

 از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

 تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

 شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

م.ا

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 27 دی1386 و ساعت 15:18 |

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

واقعه عاشورا دستمایه ای غنی برای هنر و ادبیات شیعی

حقيقت اين است كه واقعه عاشورا چنان شگفت، فوق العاده بزرگ، باشكوه، حماسى و زيباست، كه به خلاف حماسه هاى ملى و قومى و نژادى، اصلاً نيازى به افزودن شاخ و برگ به آن و در آميختنش با تخيل و آمال و آرزوهاى بازگوكنندگان، براى هر چه جذاب تر شدن، نيست. به عكس، قهرمانان آن، در چنان ارتفاعى از معنويت، انسانيت و بزرگى ايستاده اند، كه بزرگترين و اصلى ترين اهتمام بازگوكننده، اگر همين باشد كه آنان و اعمالشان را، همان گونه كه بوده اند وصف كند، به وظيفه خود عمل كرده و اجرخويش را برده است. با اين همه، عمده ذاكران، در همين كار نيز به شدت احساس عجز كرده و آشكارا به اين ناتوانى اعتراف كرده اند. اما، به مصداق ضرب المثل «آب دريا را اگر نتوان كشيد، هم به قدر تشنگى بايد چشيد» و به قصد قربت و نيت ثواب هم كه شده، قدم در اين راه نهاده و قلمى زده اند.

اين جريان به حدى فراگير و همگانى بوده، كه بى كمترين ترديد مى توان گفت كه در طول تاريخ شيعه، هيچ حادثه و مراسم مذهبى، به اندازه واقعه عاشورا، ذهن و دل مردم را به خود مشغول نكرده است.
اما واقعه عاشورا اگر از منظر آسمانى، همه حماسه است، از نگاه دنيايى و انسانى، يك تراژدى محض است.

پايان واقعه عاشورا، شهادت همگى مردان و جوانان- حتى پيران و نوجوانان و حتى يك پسر شيرخواره- و اسارت زنان و كودكان مربوط به طيف قهرمان است. در تاريخ ادبيات جهان، شايد هيچ حماسه اى را نتوان يافت كه پايان آن، تا بدين پايه تلخ و سوگ آميز باشد. و حماسه، چون چنين «سوگ انجام» شد، تبديل به نوعى تراژدى (سوگنامه) مى شود؛ كه خود يك نوع باستانى ديگر ادبى است. اگر در تراژدى، تقدير شوم گريز ناپذير، موقعيتى تلخ و دشوار را بر قهرمانان تحميل مى كند، در اين جا، اين جبر، ناشى از شرايط تاريخى و اجتماعى حاكم بر سرزمين هاى اسلامى، و در مقابل، احساس تعهد دينى و انسانى امام حسين(ع) و ياران اوست كه چنين شرايط دشوارى بر ايشان تحميل مى شود.

اما امام و ياران و خانواده اش نيز، همانند قهرمانان تراژدى هاى كهن، حتى در اين شرايط تلخ و دشوار، ذره اى از آن اوج و رفعت معنوى خود فرود نمى آيند و بى نشان دادن كمترين ضعف، تا آخرين نفس، در برابر اين جبر مى ايستند، و مغلوب و مقهور آن نمى شوند. براى آنان آسان است كه خواسته به ظاهر ساده دشمن را بپذيرند، و به بهاى مرگ روح، زندگانى تن را حفظ كنند. اما هيهات كه آنان چنين ذلتى را بپذيرند! پس، جسم را فداى عزت و آزادگى روح مى كنند. اينجاست كه آن عمل شگرف، كه لازمه و اساس تراژدى است، صورت مى پذيرد؛ و به واقع، اراده آزاد انسان، با انتخاب شايسته خود، سبب رستگارى او مى شود.
با اين رو، واقعه عاشورا، اينها همه را دارد، ولى همه، اينها نيست. بلكه داراى يك سلسله ويژگى هاى اضافى خاص خود نيز هست. پس، در بيان نمايشى نيز، قالب ابداعى ويژه خود را مى طلبد، بنابر اين، «تعزيه» پديد مى آيد؛ كه از هر جهت، بديع، خاص و بى بديل است. اما مدت ها بايد بگذرد و مقدماتى بايد طى شود، تا اين هنر برجسته مركب شيعى، شكل كامل و نهايى خود را بيابد:


رايج ترين قالب ادبى زمانه وقوع حادثه عاشورا در بلاد عرب نشين، شعر است. پس، ادبيات، نخست از طريق قالب شعر، از اين واقعه تأثير مى گيرد و آن را در خود بازتاب مى دهد و در حافظه تاريخ، ماندگار مى سازد. اين اشعار كه متضمن بيان واقعه عاشورا و زبان حال شهيدان و اسيران اين عرصه است، هنگامى كه از سر سوز دل و سويداى جان، توسط مويه گران خوش صدا خوانده مى شود، مبدل به «نوحه» مى شود؛ كه از نخستين هنرهاى نمايشى اسلامى، خاصه شيعى است. از اينجاست كه مداحان و مرثيه گران اهل بيت، در كنار واعظان روايتگر واقعه عاشورا پا به عرصه وجود مى گذارند، و مداحى، به عنوان يك هنر ناب شيعى، شكل مى گيرد.
آميختگى تدريجى روايت و زبان حال شهيدان و اسيران واقعه كربلا، با برخى حركات نمايشى، براى هر چه مؤثر تر ساختن اين بازنمايى نيز، به مرور، هنر نمايشى تعزيه را در جهان اسلام و خاصه ايران شيعى، بنيان مى نهد.
البته، تعزيه، مجموعه اى از نمايش هاى مذهبى است كه مبتنى بر مصيبت هايى است كه بر خاندان پيامبر اسلام و بعضاً حتى ديگر پيامران الهى وارد شده است. اما مهم ترين و مشهورترين نوع آن، مربوط به رويداد عاشورا (۶۱ هـ) است.
هنر مركب تعزيه را آميزه اى از نوحه خوانى، روضه خوانى، شبيه سازى و داستان ها و روايت هاى مذهبى شكل مى دهد، در عين حال كه از بسيارى عناصر داستانى مورد توجه مردم، بهره مى گيرد (۱).

-------------
پى نوشت:
۱. در تاريخ هاى موجود، راجع به تعزيه آمده است:
تعزيه در واقع از زمان آل بويه (نيمه اول قرن ۴) شكل گرفت. احمد بن بويه در سال ۱۳۲۰ به حكومت رسيد. در ۱۳۳۴ بغداد را گرفت و خليفه المستكفى را تحت سلطه خود در آورد، و خليفه او را «معزالدوله» لقب داد.
معزالدوله كه شيعه بود از محرم همان سال دستور داد تمام بازارهاى بغداد را ببندند و همه جا را سياه بپوشند و به عزادارى سيد الشهدا بپردازند. بعد، تا پايان حكومت آل بويه يا ديالمه (۳۲۰ تا ۴۴۸ هـ) كه در ايران جنوبى و عراق حكومت مى كردند، همه ساله، شيعيان در دهه اول محرم، در تمام شهرها عزادارى مى كردند.
در دولت سلجوقيان (۴۴۹ تا ۷۰۰ هـ.ق) سوگوارى براى خاندان رسول اكرم عمومى شد. طى چندين سده، مرحله به مرحله شكل نمايشى تعزيه يا شبيه خوانى به خود گرفت.

منبع : http://www.sarshar.org/archives/000043.html

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 20 دی1386 و ساعت 0:8 |

در دیاری که همه به جان هم افتاده اند، یک چیز و فقط یک چیز یافت

نمی شود و آن هم عدالت است.

این روزها ما زیاد نبودیم، یا بهتر بگویم اصلا نبودیم . هر چند که همیشه و حتی میتوانم بگویم هر شب از طریق شبکه اینترنت به نمایندگان جامعه وست ویژن نگاهی می انداختم و کم و بیش جویای اوضاع و احوال امور شرکت بودم . خیلی ها بر ما خرده گرفتند که چرا نیستی و چرا دیگر نمی نویسی. نبود ما دو دلیل عمده داشت . اول به خاطر خود مجموعه بود و دوم که بسیار هم مهمتر بود از آن جهت که دیگر نایی برای نوشتن نبود. در این حدودا یکسالی که Se7eN Vision شروع به کار کرد آنهایی که قدیمی ترند حتما تصدیق می کنند که آنچه در Se7eN Vision بود تنها از سر ساپورت مجموعه و کار نبود بلکه از سر عشق بود. عشقی که در هر پست وبلاگ موج می زد. آنچه که بر صفحه وبلاگ نقش می بست از دل بر می آمد و فکر کنم دقیقا به همین خاطر بود که خیلی زود هم بر دل بسیاری از علاقمندان و دوستداران وست ویژن نشست و حتی سبب تشویق مدیریت شرکت نیز شد.

 من به کسی کار ندارم ولی خودم همیشه عادت دارم که هر کاری که می کنم ، چه آن کار را تنهایی انجام می دهم و یا اینکه می پذیرم که وارد گروه و یا تیم ورکی شوم، مسئولیت آنرا حداقل برای خودم ، تنهایی بر عهده بگیرم . چراکه اعتقاد دارم حتی اگر هم کسی خواسته باشد که مرا بفریبد و یا به قول معروف سر مرا کلاه بگذارد، من باید از قبل تحقیقاتم را می کردم و جوانب کار را کامل می سنجیدم. حال که کار را قبول کردم آنقدر برای خودم احترام قائلم که حتی اگر هم سرم کلاه رفته باشد، تاوان اشتباه خود را بدهم و بگویم که در درجه اول خودم اشتباه کردم . این موضوع آن هنگام که بحث به سمت کار گروهی و تیم ورک کشیده می شود بیشتر خود را نشان می دهد . در هر تیم ورکی مسلما، هم آدم خوب است و هم آدم بد. هم آدم معتمد و صادق است و هم ادم مغرض و بد ذات. هم نقاط قوت است و هم نقاط ضعف . اگر قرار باشد که به هنگام برخورد با مشکلات و یا حتی فروپاشی، همگی تقصیرات را به گردن این و آن بیندازند، که کمال بی خردی و نادانی است. چه اگر این همه تقصیر وجود داشته است و بروز کرده است و اتفاقا حتما هم گردن یک یا چند نفر خاص بوده است، این سوال پیش می آید که اصلا چرا مجموعه تا آن زمان جلو رفته است؟ و یا اینکه شماهایی که سعی در مقصر نشان دادن هم دارید، اگر راست می گویید چرا در آن هنگام که قصورات را دریافتید و به آنها پی بردید، فرد خاطی را اصلاح نکردید؟ و یا اینکه چرا آن را از تیم بیرون نینداختید؟ و یا اینکه اصلا چرا خود نرفتید؟ پس مسلما همه چیز آنچنان نبوده که اکنون بازگو می کنید.

امروز شاهد آن هستیم که در این مجموعه بزرگ کسانی هستند که موافقند و کسانی هم هستند که نسبت به روند اجرایی شرکت مخالفند. و اتفاقا مخالفان از دل همین خانواده و لیدر های دیروز بوده اند. اگر منتقدین و مخالفینی که امروز باتمام قدرت و اطلاعات شرکت را می کوبند از خارج مجموعه بودند، وضعیت کاملا فرق داشت. اما این نکته که معترضان از خودی های سابق بوده اند بسیار جای تامل دارد. بگذارید از همین الان خیالتان را راحت کنم که هم اکنون که در حال نوشتن این تحلیل هستم هیچگونه منافعی در وست ندارم که بخواهید فکر کنید برای آن، اینگونه می نویسم . و یا اینکه از آن دسته از آدم هایی نیز نیستم که اگر قصوری باشد، آن را انکار کنم . به همین خاطر می گویم که وجود این معترضان که آمار نشان داده است در طول این 6، 7 ماه تعداد آنها نیز در حال افزایش بوده قابل انکار نیست . پس نمی توان گفت که نیست و یا نبوده . اما به نظر من چند نکته قابل تامل است.

اول آنکه شاید این بازاریابان مشکل داشتند و به قول شرکت خائنند و با اینکه در وست منافع خوبی داشته اند و به نهایت رفاه رسیده اند ، اما چشم طمع آنها کور نشده و در پی خراب کردن شرکت و لیدر های دیگر بوده اند تا مجموعه های خود را در یک نت دیگر شیفت کنند، و یا حتی نه، هم در اینجا کار کنند و هم در یک نت دیگر. و کلا در یک کلام این بازاریابان بوده اند که خائن بوده اند. البته اگر کسی واقعا اینطور خیانت کرده باشد و از وست به پول خوبی رسیده باشد و بعد به آن خیانت کرده باشد، بعید به نظر می رسد که دیگر بخواهد مخالفتی بکند. چرا که اصولا مخالفت را کسانی می کنند که دلسوخته باشند نه دلسیر.

 شاید هم اینگونه باشد که این بازاریابان دلسیر نبوده اند. بلکه آمده اند و در وست ویژن زحمتی هم نکشیده اند، بلکه همینجوری به قولی فله ای زده اند و به پولی رسیده اند و بعد کم کم مجموعه شان خوابیده است و حال که طعم شیرین پول یک بار زیر زبانشان آمده ، و دیگر از آن طعم خبری نیست دست به افشاگری و اعتراض می زنند. البته فکر کردن راجع به این مقوله نیز خالی از لطف نیست ولی عقل سلیم می گوید انسان برای امور (( سنگ مفت ، گنجشک مفت )) اعتراض نمی کند. چراکه برای آن زحمتی نکشیده و یا به عبارتی ارزش و اعتباری را خرج نکرده که هم اکنون بخواهد ناراحت آن باشد و اعتراض بکند. پس این طرز تفکر نیز چندان جالب به نظر نمی رسد.

شاید هم بازاریابان از آندسته از آدم هایی بودند که آمدند و واقعا زحمت کشیدند و عرق ریختند و همه کاری برای شرکت کردند و همه نوع فداکاری انجام دادند و شرکت هم هیچ کاری نکرد و یا اصلا کاری بلد نبود و همه کارها را بازاریابان کردند و آنهنگام که داشتند به سود می رسیدند شرکت زد پشت کله شان و دیگر نگذاشت که آنها پورسانت بگیرند و هم اکنون داد انها بر آسمان رفته که چرا؟ و هر روز شرکت را مقصر این امر می دانند. و البته عکس این قضیه هم هست . یعنی شاید شرکت همه کار ها را انجام داده . همایش گذاشته ، دفتر نمایندگی باز گذاشته، سیم کارت آورده ، قانونی شده و .... و بازاریابان هیچ کاری نکردند و همین زحمتی جهت ساخت و ساپورت مجموعه نکشیده اند و همینجوری زیر آنها خرید می خورده و به قولی داشتند مفت خوری می کرده اند که به یکباره باز شرکت زده پشت کله شان که نه. دیگر بس است و چنین و چنان .... نمی دانم . قضاوت با خودتان . اما آنچیزی که عقل حکم می کند آنست که هیچکدام از موارد بالا نمی تواند توجیه مناسبی برای رفتارها و واکنش های امروزه ی شرکت و بازاریابان باشد . شاید یک شکل دیگر دیگر هم وجود دارد. شاید، هم شرکت در روند اجرای سیاست های درست فروش در مقوله نتورک مارکتینگ و سیاست گذاری های ابتدایی در مجموعه ها و ساپورت تاپ لیدرها و ... ضعف داشته و هم تاپ لیدرها و لیدرها و بازاریابان نتوانسته اند آنطور که باید و شاید از عهده این امر خطیر برآیند و به قولی در کنار زحماتشان کمی هم از قاعده (( فله )) استفاده کرده اند و کمی هم در حق مجموعه هایشان کم لطفی کرده اند و پول هایی را ( البته به مقدار بسیار کم ) بالا کشیده اند . و یا اینکه اصلا در ابتدا شرکت با همین لیدرها در روند اجرای سیاست های مجموعه داری مشورت می کرده و همه چیز با مشورت هم انجام می شده و به قولی دست ها همه در یک کاسه بوده و اکنون که دیده شده آن سیاست ها جواب نمی دهد برای همدیگر شاخ و شانه می کشند. شاید هم همه چیز در ابتدا خوب بوده ولی پس از مدتی باند بازی شده و عده ای عمدا و یا سهوا کنار گذاشته شده اند و شاید هم ....

 می بینید . بسیار آسان است . آوردن احتمالاتی که هر کدام می تواند مدعیانی داشته باشند و از آن دفاع کنند. اما من با این حرف ها کار ی ندارم . حرف من اینست که وقتی جایی به مشکل بر می خورد که عده ای دیگر نمی توانند کار کنند دیگر مهم نیست که چه بوده . حتی اگر کلاه برداری محض بوده . چون مخالفت و اعتراض به چیزی که تا دیروز با تمام قوا سنگش را به سینه می زدی ، به نظر من یعنی حماقت. یعنی زیر سوال بردن خود. چرا که هم شماها می دانید و هم من که این مشکلاتی که شماهامیگویید به یکباره اتفاق نیفتاده بودند. پس چرا تا الان چیزی نگفته بودیم . چرا پس حق عدل و انصاف را رعایت نکردیم و از مشکلات دم نزدیم و حال که کارد به استخوانمان خورده صدایمان درآمده است؟ من نمی خواهم بگویم شرکت مشکلات ندارد. بلکه می گویم زیاد هم دارد. اما می گویم وقتی می بینی که دیگر نمی توانی ادامه بدهی فقط برو. همین . نه دادو بیداد کن نه اعتراض. چون تنها شان و شخصیت خود را پایین آوردی و گروهی را هم سر در گم که ((بالاخره ما نفهمیدیم فلانی کدام طرفیه؟ )) اصلا میدانی چه مشکلی است ؟ مشکل اینست که اگر ما الان آن تعادل 30000 بودیم و به همان هفته ای 500000 تومان قانع ، هنوز هم دم از مشکلات نمی زدیم . چراکه در هر حالتی این مقدار نصیبمان می شد. البته این را هم باید بگویم که جایی که حتی تعادل 30000 هم می رود ، یعنی حتما یک مشکلی وجود دارد. پس می بینید. همه مقصرند . اصلا همه مان مقصریم . هر یک به نوعی و هر یک به اندازه مسئولیتمان . اگر سعی کنیم کمی منطقی تر به اوضاع نگاه کنیم شاید از این قسم برخوردها دیگر نباشد. شاید اصلا مشکلی پیش نیاید و یا اگر هم هست سریع مرتفع گردد که به اینجا ختم نشود.

یا حق

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در دوشنبه 10 دی1386 و ساعت 1:21 |

 

 

 صدایت می آید

در نسیم ای که میان برگهای خشک درختان جاریست

آرام گرفته ام

و نشسته در گوشه ای

فرصتی در میان هیاهو گشوده شده

 

چه بود اگر غم فردا نبود ؟

و حسرت دیروز ؟

در این سر اضطراب و دلشوره انباشته شده

 

اما تنم به نوازش نسیم و آوای خش خش برگها

هنگامی که از میان آنها گذر می کنی، آرام گرفته

چیزی انبوه اندیشه های درهم تنیده را کنار میزند

و روزنی که گشوده میشود

بی وزن، سبک و ناب

همیشه آنجا بوده، بکر و شفاف

 

برگی خشک و خوش رنگ

بر صفحه سفید آگاهی ام، رقص کنان می افتد

با جواب سوال

اینک که گوشی برای شنیدن آماده است،

این بوی نسیم خزان است

واین تن خسته برگی دلخوش،

که آخرین لحظه را نیز به رقصی جشن گرفته است

اولین بار نیست

بیشمار جسم خویش به باد سپرده ام

و این درختی که بر او تکیه کرده ای این را دیده است

من بار دیگر پایان جسمم را رقصیدم

تا در بهاری دیگر جسمی نو اختیار کنم

میلیونها سال چنین بوده

میلیونها سال "اکنون" من لبریز از اعتماد بوده

"اکنون" های دیروز و فردا

 

درون سینه آرام می گیرم

به ناگاه جستی میزنم

درخت را در آغوش میگیرم

خاک را می بویم

درخت را می بویم

و برگ ونسیم را

به آسمان لاجوردی خیره میشوم

و در آرام آبی اش گم میشوم

با تشکر از صدای آشنا   

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 13 آذر1386 و ساعت 23:58 |
مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟

مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه آسونه

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 13 آذر1386 و ساعت 23:55 |
شبی یک کشتی بخار در حالی که دریا را می پیمود گرفتار طوفان شد کشتی چنان تکان می خورد که همه مسافران بیدار شدند آنان وحشتزده از طوفان تسلط بر خود را از دست داده بودند برخی از آنان فریاد می کشیدند و عده ای دعا می کردند .دختر هشت ساله ناخدای کشتی نیز آنجا بود سر وصدای بقیه او را از خوب بیدار کرد

از مادرش پرسید : مادر چی شده ؟

مادر گفت که : طوفانی غیرمنتظره کشتی را گرفتار کرده است

کودک پرسید : آیا پدر پشت سکان است ؟

مادرش پاسخ داد : بله پدر پشت سکان است

دختر با شنیدن پاسخ دوباره به خواب رفت  ودر عرض چند دقیقه به خواب فرو رفت باد همچنان می وزید و امواج خروشان پیش می آمدند کشتی هنوز تکان می خورد اما دخترک نمی ترسید چرا که پدرش پشت سکان بود .

پدر آسمانی همیشه پشت سکان است و حتی اگر طوفانها برخیزد و رعد غرش کند او زندگی مارا هدایت می کند ما نباید بترسیم و یا نگران شویم اگر فقط به اواعتماد کنیم او امواج را فرو خواهد نشاند و آرامش را به قلب های ما خوهد بخشید ...

 

با تشکر از صدای آشنا

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 13 آذر1386 و ساعت 23:52 |

سکوتی بس عجیب اینجا را فرا گرفته است . کسی می داند چرا ؟

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 9 آذر1386 و ساعت 0:15 |
مرد را دردی اگر باشد خوشست

                                                                               درد بی دردی علاجش آتش است ...

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 3 آذر1386 و ساعت 0:48 |
من درد تو را ز دست آسان ندهم

                                                                                     دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

                                                                                       کان درد به صد هزار درمان ندهم

 

از شما چه پنهون امشب خیلی دلم گرفته بود. دلم واسه عاشقانه های Se7en Vision  هم خیلی تنگ شده بود...

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت 23:24 |

 

مقالات و مطالعات نظری وکاربردی تجارت الکترونیکی مقدمه

مقالات و مطالعات نظری وکاربردی تجارت الکترونیکی۲

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 21:43 |
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره )
را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***

پس بدانیم ایرانیان کیستند و کجایند

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 3 آبان1386 و ساعت 9:51 |
سلام

دوستی سوالااتی مطرح نموده بودند که سعی میکنم جوابشونو به اختصار بدهم

پرسیده بودند که چرا یکی از لیدرهای نام آشنا رفتند. این اتفاق جدیدی نبوده و نیست....شرکتی که در فروش خود دچار گلوگاه شود به همین شکل پیش می رود... شرکت وست ویژن به طور دقیق نمی دانم ولی حدود ۸ فروشنده ی مستقیم داشته است که به دلایل قابل بررسی همه را از دست می دهد وفقط می ماند آقای ن.......مثلا ح در مشهد که حتی یادمه به خاطر وجود Se7eN Vision Team در یکی از دستهایش برای نقد کردن ESهایش به آرش رزقی پیشنهاد فروش آنها به قیمت ۴۰ تومان می داد یا Offer می داد که با تعویض جایگاه های سون ویژن او پلات شود و......

این شد که شرکت ماند با ن و یه تیم کوچیک تر به اسم Se7eN Vision برای ادامه راه...ن در عدم تعادل فجیح.ح م همچنین .آقای ت با نگرش خرید سریع بدون آموزش خود کسانی همچون برادران اس....د... و ر.... را در مجموعه ی خود رشد داد..اما خرید های اشتباه و عدم شدید او نیز ادامه داشت...ر. با سه خریدار مستقیم خود رشد یافت ش.. ز که این بار از qi یه پنیر ساده تر یافته بود کمی حرفه ای تر اما همرا ه با همان نگرش ف...تزریق شده ازبالا رشد خوبی بدست آورد به طوری که اگر آقای ر عجله نمی کرد اول او پلات می شد

این شد که شرکت که به دلیل نگرش های عجیب و نابود کننده ی شاخ شکنی از لیدرها خالی شد آرش کلهر با زیرآب زنی دوستان انحصار طلب فعلی بلاک شد...تا دوستانی که امروز دایه داربانک اطلاعاتی و مرجعیت آموزشی وبلاگهای وست را دارند راحتتر در دفتر معرفی کار داشته باشند تا به یکی ازویژن هایش که رفتن به محل کارش با زانتیاش باشه برسه... یا بتونن مجموعه خودشونو توهرشهری با تلفن های free شرکت وست ویژن ساپورت کنن کارتاشونو سریع برسونن...بلاک هارو سریع درست کنند...کاش یکی دقت می کرد  بیشترین مشکلات در چه مجموعه هایی بود...

کم کم بزرگترا فهمیدند که چه سودی داره مسُول دفتر بودن حتی به شرط آف کردن مجموعشون حتی به انتظامات بودن... 

مافیا در شرکت شکل تازه تر و قوی تری به خود گرفت...

آره گفتن نداره قابل بررسی هست ای کاش مدیرعامل شرکت یک بار پی گیری میکردند که چرا پیام رفت به جای اینکه با کسانی که دلیل رفتش بودند جلسه ی زیراب زنی تشکیل شود....سون ویژن چی شد؟ چرا وچطور ۴۰ ES از 5 جایگاه مختلف که 2تاشون بلاک بودند دزدیده میشه و بعدش بلاک میشن به مدت 1 ماه و 6 ماه پی گیری برای اینکه فقط بفهمیم چی شده  یا کجا خرید زده شده و چرا در ۲ هفته بسته بودن دفتر این اتفاق افتاد بی نتیجه بمونه...دزدی از جایگاه لیدرهای Se7eN Vision!!!!! که اتفاقا نه موبایل فروش بودن نه تخریب چی......آره خیلی ها میشناسن این vid را IRlat00010001 یاirlot00010001 ....

یادم نمیاد کدوم بود آخه خیلی وقته ب...

وقتی درآمد شرکت بسته به کار کردن یک یا دو نفر باشه مدیریت مجبور به خوردن جامهای شوکران زیادی میشود که نتیجه میشود این نوسانات شدید  نگرشی در مدیریت.....

ای کاش باز با تمام این امتیازات که گرفتند کمی ... هم داشتند و رشد شرکت را بالا نگاه می داشتند .قبول کنید نفس کشیدن تو این جو واسه خیلی ها سخته چه برسه به فعالیت . این جواب اولین سوال خیلی ها.....

مهرداد اکبری

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 27 مهر1386 و ساعت 13:54 |

 

داستانی از نو...

از VVROYAL

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در پنجشنبه 19 مهر1386 و ساعت 23:34 |
 
با سلام 
این روزها همه ما با غرور وافتخا ر مبلغ تلاشهای خستگی ناپذیرمردبزرگی هستیم که یکه وتنها حماسه ای بزرگ افرید.جناب اقای دکتر بابایی ما مدت طولانی در نت ورک فعالیت کردیم با درامد ناچیزکه داشتیم (فول تایم)ماندیم خیلیها این کلمه را شنیده اند اما اندکند کسانی که درکش می کنند.مثل همه دوستان جایگاه 60هزارتومانی فروختیم کارت تسهیلات فروختیم3جایگاه فروختیم 7جایگاه فروختیم مثبت پایین دادیم مثبت بالا هم دادیم! امروز در درجه اول نتورک وسپس وست به جایی رسیده که در باور خیلی ها نمی گنجدو اینها را مدیون ایستادگی شما هستیم در این هیچ شکی نیست دستتان را میبوسیم.
اقای دکترما نه تحصیلات انچنانی داریم نه از علم بازاریابی شبکه ای اطلاعی داریم ما تنها می توانیم گروهی گردهم جمع کنیم اموزش دهیم و حمایت کنیم در شرایط سخت کنار گروهم بمانیم صداقت را تشویق کنیم و گسترش دهیم غمخوار باشیم عیبها را بپوشانیم مفهوم کار را جا بیندازیم و فرهنگ سازی کنیم و اگر تنها بودیم از پس این کارها هم بر نمی امدیم . نت ورک شیرین ترین شغل دنیاست!نتورک مال همه نیست قرار نیست همه در نتورک موفق شوند اما ما شاهد کنار کشیدن و شکست خیلی ها بوده ایم که می توانستندموفق شوند.همه کسانی که 4سال است که وئیچ اف نشده اند درک میکنند که  در مورد چه چیز صحبت میکنیم ما میراث دارتمام فریب خوردگان نت ورکهای پول گردانیم ما میراث دار هزاران ارزوی رفته بر بادیم... صحبتهای ما هفتاد من کاغذ می خواهد
اما امروز... ما دست شما را میبوسیم اقای دکترما برگ نشده ایم که از ریختن بترسیم که سیاست بسیار به جایی ست اما فراموش نکنیم که بار سنگینی بر عهده اخرین نفراتیست که به جمع ما پیوسته اند.انها نمی توانند به تنهایی تاوان سختیهایی را که ما کشیدهایم بدهندانها تغییر جایگاه 60به فول کالا را ندیده اند اقای دکتر با چوب برگ ریزان جوانه ها را قلع وقمع نکنیم هدی که از برگ ریزان بترسد صدای کف مجموعه اش را به شما نمی رساند و سیستمی که انتقاد نپذیرد فاسد می شود این روزها همه ما از خوشحالی تلاشهای شما در پوست نمی گنجیم انقدر که
فراموش کرده ایم افرادی هستند که15 روز پیش کالای ان لاین خود را از سایت انتخاب کرده اند پولش را واریز کرده اندو هنوز چیزی دریافت نکرده اندو اصلا" کالای انتخابیشان تا مدتها دیگر نیست البته ما برایش راهکار داریم! ما گروه قوی ای هستیم!ما بازاریاب هستیم کالا می فروشیم!نه ببخشید ما تجارت میفروشیم!نه اصلا" اینها را رها کنیم که این از نظر ما مهم نیست !اما متاسفانه این افراداموزش های ابتدایی را دیده اند معرفی کار داشته اندنفراتشان هم پول به دست اماده اند!و جایگاهی برای ورود وجود ندارد! این ایرادات متوجه شرکت نیست. این پلان جدید نوپاست قصد حمله به ان را نداریم.اما این روزها بیش از پیش کمبود لیدر در وست ویژن به چشم می خورد ایراد اصلی از ماست که طبق برنامه ای که از هدمان میاید عمل میکنیم و به انهااعتمادداریم ایراد اصلی از ماست که به دلیل پایین بودن تعادلمان افتخار همکاری بدون چشمداشت را نداریم روزی شنیدیم که شما فرموده اید:کسا نی باید در کارهای شرکت کمک کنند که در امد از وست داشته باشد که وفادار باشد.اقای دکتر جمع کثیری هستند که ما ه هاست با در امد پایین عاشقانه در وست خدمت میکنند.
ما چه کنیم که وسط برگریزان وانجماد جوانه ها معلقیم؟
 
نامه ای از ب.و
+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 14 مهر1386 و ساعت 0:31 |

 

با نهایت تاسف  فوت ناگهانی پدر دلسوز لیدر ارجمند وحید احمدی را از طرف

همه ی بچه های Se7eN Vision Team تسلیت عرض می کنیم

 

 

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 13 مهر1386 و ساعت 18:5 |

جنگ صلح است

هر جنگی باعث می شود که دیگر تکرار نشود هر چقدر شدید ودردآورترما را دورتر خواهد ساخت

به امید امنیتی که نیازی به دفاع نباشد

هفته دفاع مقدس مبارک

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در جمعه 6 مهر1386 و ساعت 23:52 |
 
١٨ سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است.  اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست.
جهانى شدن ( globalization)  باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:
1- سوئد در حدود 450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.
2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
٣- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.


اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.
روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟ چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟
او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟
ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد.
اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته ( Slow Food). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند، وقت کافى براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سريع ( Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.
مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند. آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت توليدشان ٢٠ درصد افزايش يافته است. اين گرايش به آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 

البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بيشتر است.
به معنى چسبيدن به حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند. اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر، در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر نياز دارند، فکر کنيم.



بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.
بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.
همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار مي‌کنيم. ما نياز داريم که هر لحظه را زندگى کنيم. به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.

 GHAZAL AHANI

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در سه شنبه 3 مهر1386 و ساعت 13:58 |
 با افتخار فراوان ، به اطلاع تمامی عزیزان میرساند شرکت وست ویژن برای اولین بار در خاورمیانه  توانست به طور رسمی به عنوان یک شرکت خصوصی ، مجوز پردازش پولهای الکترونیکی از طریق شاهراه ارتباطی خود با پردازشگرهای ویزا و مسترکارت را دریافت نماید. با دریافت این مجوز، شرکت وست ویژن به عنوان تنها شرکت خصوصی در خاورمیانه و چهارمین شرکت دارای تکنولوژی ارتباطی با پردازشگرهای ویزا و مستر کارت  قادر به اتصال هر شرکتی به شاهراه های مالی در دنیا خواهد بود .

قابل ذکر است در کشور امارات متحده عربی تنها شرکت دولتی اتصالات قادر به ارتباط دهی شرکتها با شاهراهها و پردازشگرهای ویزا و مستر کارت میباشد و در صورتی که شرکتی بخواهد سایت و یا فروشگاههای خود را مجهز به دریافت پول الکترونیکی نماید و اجناس خود را از طریق دریافت پول الکترونیکی به مشتریان بفروشد  بایستی از طریق شرکتهایی که  دارای تکنولوژی E Payment Gate Way   هستند، این کار را انجام دهد.

متاسفانه عدم وجود چنین امکانی باعث شده بود تا هیچ شرکت ایرانی و هیچیک از بانکها قادر به ارتباط با شاهراههای اصلی مالی ویزا و مسترکارت نباشند. با این امکان دیگر تمامی شرکتها میتوانند با دنیای مالی خارج از کشور ارتباط برقرار نموده و کالاهای ایرانی را به تمامی نقاط دنیا بفروش برسانند. چرا که تا قبل از این هیچ شرکت ایرانی قادر نبود تا کالاهای خود را از طریق سایت به جهانیان به صورت آنلاین به فروش برساند. زیرا منبع ارتباطی در جهت دریافت پول الکترونیکی رایج همچون دلار و یورو را در اختیار نداشتند. نرم افزار مربوط به پردازشگر و مسیر ارتباطی در حال تکمیل بوده و به زودی قابل ارائه به شرکتهای ایرانی و دیگر شرکتهای دنیا خواهد بود .

منتظر شنیدن دو خبر غرور آفرین دیگر باشید

+ نوشته شده توسط One Of Se7eN در شنبه 31 شهریور1386 و ساعت 10:42 |

شما روزه‌تان را با چه افطار می‌كنید؟

مصرف نان، پنیر، سبزی‌ ‌و مایعات همراه خرما بهترین افطار به شمار می‌رود.

چه غذاهایی برای وعده‌های افطاری و سحری مناسب‌ترند؟

برای رفع یبوست ناشی از كمبود مصرف مایعات در طول روزهای این ماه، باید چه كار كرد؟ آیا فعالیت‌های بدنی هم در طول ایام این ماه مبارك، توصیه می‌شود؟ كدام دسته از بیماران باید از روزه‌ گرفتن پرهیز كنند؟ و ... پاسخ به این سوال‌ها را از زبان كارشناسان بخوانید .

دكتر عباس شجاعی، متخصص علوم تغذیه دانشگاه اصفهان :

هنگام‌ ‌سحر از خوردن غذاهای خشك نظیر كوكوسبزی، كوكو سیب‌زمینی، كتلت و‌ ‌گوشت‌های سرخ شده مثل كباب، جوجه كباب و ماهی خودداری كنید. این غذاها به همراه غذاهایی كه ادویه زیادی می‌طلبد، باعث عطش زیاد و‌ ‌ترشیدگی معده می‌شوند. تمام روزه‌داران و خصوصا آنها كه دچار بیماری‌های گوارشی و معده‌ ‌هستند، سعی كنند از خوردن این غذاها بپرهیزند و یا از لیمو‌ ‌ترش، ماست و سبزی خوردن در كنار این غذاها استفاده كنند. روزه‌داران در سحر یا افطار هم باید از مصرف زیاد غذاهای‌ ‌شیرین و چرب مانند زولبیا و بامیا برای‌ ‌پیشگیری از بروز ناراحتی‌های گوارشی و ترش كردن و سوزش سر معده، پرهیز‌ ‌كنند. مصرف سس مایونز، خامه، سوسیس و‌ ‌كالباس نیز در سحری یا افطاری مناسب نیست زیرا این غذاها زمینه بروز‌ ‌ناراحتی‌های گوارشی نظیر ترش كردن را فراهم‌ ‌می‌كنند .

دكتر ربابه شیخ‌الااسلام، مدیر كل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت :

افراد روزه دار همانند زمانی كه روزه‌دار نیستند باید 3 وعده غذا بخورند كه این وعده ها شامل سحر، افطار و شام است. در ماه مبارك رمضان استفاده از برنامه غذایی متنوع و متعادل شامل 4 گروه اصلی غذایی یعنی نان و غلات، میوه ها و سبزیجات، گوشت و حبوبات، و تخم مرغ و لبنیات، برای حفظ سلامت بدن و تامین انرژی و نیازهای تغذیه‌ای بدن توصیه می شود. استفاده از خرما در ماه رمضان به‌خصوص در هنگام افطار برای تامین قند خون فرد روزه دار بسیار موثر است. روزه‌داران سعی كنند به جای غذاهای چرب و سرخ شده، از غذاهای آب پز و بخارپز شده استفاده كنند .

دكتر مسعود كیمیاگر، متخصص تغذیه:

نیازی به حذف‌ ‌هیچ یك از وعده‌های غذایی نیست. در ماه رمضان انسان دچار محدودیت یا محرومیت مواد غذایی‌ ‌نمی‌شود و احتیاج به ذخیره‌سازی مواد غذایی پیش از ماه رمضان وجود‌ ‌ندارد. با توجه به این كه در ماه‌ ‌رمضان یك وعده غذایی حذف می‌شود، همه افراد باید حداقل 20 درصد كمتر از‌ ‌ماه‌های عادی غذا بخورند. با مصرف‌ ‌متعادل مواد غذایی در ماه رمضان، بدن فرص